1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

شاهنامه

شروع موضوع توسط shayan s2 در ‏21 ژانویه 2013 در انجمن ادبیات ایران

  1. shayan s2

    shayan s2 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    1,390
    تشکر شده:
    621
    جنسیت:
    مرد
    موضوع داستانهای شاهنامه

    aupload.wikimedia.org_wikipedia_fa_thumb_6_6b_27102011521.jpg_250px_27102011521.jpg
    [​IMG]
    جنگ رستم و اکوان دیو برگی از شاهنامه قرن دهم هجری قمری مکتب تبریز
    aupload.wikimedia.org_wikipedia_commons_thumb_6_60_Qajar_shahn214bdfba0a3ac26a7ea8695467792bec.jpg
    [​IMG]
    نقاشی دوره قاجار از شاهنامه
    شاهنامه شرح احوال، پیروزی‌ها، شکستها، ناکامی‌ها و دلاوری‌های ایرانیان از کهن‌ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده هفتم میلادی).
    کشمکشهای خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است.
    افزون بر سیر خطی تاریخی ماجرا در شاهنامه داستانهای مستقل پراکنده‌ای نیز وجود دارند که مستقیماً به سیر تاریخی مربوط نمی‌شوند. از آن جمله: داستان زال و رودابه، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، بیژن و گرازان (که بخشی از داستان بلند بیژن و منیژه است)، کرم هفتواد و جز اینها برخی از این داستانها به طور خاص چون رستم و اسفندیار و یا رستم و سهراب از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار می‌آیند.
    دودمانهای پادشاهی در شاهنامه

    1. پیشدادیان
    2. کیانیان
    3. پارتیان
    4. ساسانیان
    پیشینهٔ داستانهای شاهنامه

    باید دانست که بن‌مایه‌های داستانهای شاهنامه ساختهٔ فردوسی نیست و این داستان‌ها از دیرباز در میان ایرانیان رواج داشته‌اند. مثلاً در کتابهای پهلوی مانند بندهشن، ایاتکار زریران (که مشابهتهای بسیار با گشتاسب‌نامه دقیقی دارد) و دینکرد تلمیحات و اشارات بسیاری به قهرمانان و پهلوانان شاهنامه وجود دارد. هم‌چنین در اوستا خصوصا در نسک یشت‌ها اشارات فراوانی به بسیاری از شخصیتهای شاهنامه (پیشدادیان و کیانیان) شده‌است.
    این موضوع در همه آثار حماسی بزرگ به چشم می‌خورد به این معنا که در آغاز (و شاید برای مدتی مدید) داستانهای حماسی در میان مردم دهان به دهان و از نسلی به نسلی * به * می‌گردد تا آن‌که شاعر توانا و با ذوق و قریحه‌ای پدیدار شده و اثری بزرگ از روی آنها می‌آفریند.
    مأخذ اصلی فردوسی در به‌نظم کشیدن داستانها، شاهنامهٔ منثور ابومنصوری بود که چندی پیش از آن توسط یکی از سپهداران ایران‌دوست خراسان از روی آثار و روایات موجود گردآوری شده بود. فردوسی در شاهنامه از پنج راوی شفاهی نیز به نامهای آزادسرو، شادان برزین، ماخ پیر خراسانی، بهرام و شاهوی یاد کرده که او را در بازگو کردن داستانها یاری رسانده‌اند اما ذبیح‌اله صفا استدلال کرده‌است که به احتمال فراوان راویان یادشده مربوط به روزگاران پیشین بوداند و فردوسی به جهت احترام از آنان سخن به زبان آورده و هیچ‌کدام معاصر با حکیم توس نبوده‌اند.[۸]
    نیز شایان ذکر است که کتاب بسیار بزرگی در اواخر روزگار ساسانی به نام خوتای نامگ (خدای‌نامه) تالیف شده بود که به یک معنا کتاب تاریخ رسمی شاهنشاهی به شمار می‌آمد. روزبه پسر دادوویه با کنیهٔ عربی «عبداله ابن مقفع» یا همان ابن مقفع مترجم کلیله و دمنه آن را به عربی ترجمه کرد. این کتاب یکی از مآخذ تقریباً همهٔ تاریخنگاران سده‌های آغازین اسلامی به شمار می‌آمد. از خوتای نامگ در شاهنامه با نام نامهٔ خسروان یاد شده‌است. «خوتای» برابر پهلوی «خدای» است که به معنی پادشاه به کار می‌رفته‌است. معنی مشابهی برای خدا هنوز هم در نامهایی چون «کدخدا» دیده می‌شود.
    این نکته دارای اهمیّت است که داستانهای شاهنامه در آن دوران نه به عنوان اسطوره بلکه به عنوان واقعیّتی تاریخی تلقی می‌شدند. یعنی فردوسی تاریخ ایرانیان و حماسه‌های ملی آنان را به نظم کشید نه اسطوره‌های آنان را.
    شاهنامه‌های منظوم دیگر

    فردوسی نخستین کسی نبود که به نظم حماسه‌های ملی اقدام کرد پیش از او دیگرانی نیز دست بدین کار زده بودند. از آن میان دقیقی طوسی (همشهری فردوسی) شایستهٔ نامبردن است. وی شاعری خوش‌قریحه بود که نخست به نظم شاهنامهٔ ابومنصوری اقدام کرد ولی هنوز چندی از آغاز کارش نگذشته بود که به دست یکی از بندگانش کشته شد و کار او ناتمام ماند. فردوسی در شاهنامهٔ خود از دقیقی توسی به نیکی نام می‌برد و هزار بیت از سروده‌های او را در کار خود برای قدردانی می‌گنجاند. هزار بیت دقیقی مربوط به پادشاهی گشتاسب و برآمدن زرتشت است. ذبیح‌اله صفا به این هزار بیت لقب گشتاسپ‌نامه داد که خوشبختانه امروز جاافتاده و مقبول است.
    شخص دیگری که پیش از آن دو به نظم حماسه‌های ملی پرداخته بود شاعری بود با نام مسعودی مروزی. متاسفانه امروز بیش از چند بیت از شاهنامهٔ او در دست نیست. اما ظاهراً در زمان فردوسی شهرتی بسزا داشته‌است. جالب توجه‌است که شاهنامهٔ او در بحر تقارب نیست بلکه در بحر هزج است (مفاعیلن مفاعیلن فعولن).
    واژگان عربی در شاهنامه

    نوشتار اصلی: واژگان عربی در شاهنامه
    قول مشهور ولی نادرست میان عوام این است که در شاهنامه فردوسی از هیچ کلمه عربی‌ استفاده نشده‌است. گر چه شاهنامه به پارسی سره نیست، لیکن مطالعات آماری که جلال خالقی مطلق به انجام رسانیده گویای آن است که بسامد واژه‌های بیگانه در شاهنامه بیشتر از حدود پنج درصد نیست. این کسر سخت اندک است، چنان که حجم مجموع آثار فارسی‌ای که کاربرد واژه‌های بیگانه در آنها همانند شاهنامه از حدود پنج درصد بیشتر نیست، به حجم شاهنامه نمی‌رسد.[۹]
    در اینکه فردوسی واژه‌های فارسی را بر عربی ترجیح می‌داده‌ است شکی نیست. این هم برخاسته از موضوع کار شاعر بود و هم اینکه زمانهٔ فردوسی مناسب آن بوده. به بیان دقیق‌تر بیشتر منابعی که فردوسی از آنها بهره برده خود در کاربرد واژه‌های عربی خودداری می‌کردند که نگاهی گذرا به مقدمهٔ شاهنامهٔ ابومنصوری گویای همین است. از سوی دیگر در مواردی که منابع فردوسی خود نااصیل بوده‌اند و واژه‌های عربی در آنها به وفور یافت می‌شد، کلمه‌های عربی در شاهنامه هم فزونی می‌گیرند. نمونهٔ بارز آن اسکندرنامه است که در اصل روایتی غیرایرانی است و کلمه‌های عربی در آن بسیار بیشتر به نسبت سایر قطعات شاهنامه یافت می‌شود. [۱۰]
    برخی تعداد واژگان عربی دخیل در شاهنامه را ۸۶۵ واژه می‌دانند. صافی، صباح، صبح، صبر، صبوح، صحاب، صحرا، صدف، صدا، صعب، صف، صفت، صل(به کسر اول)، صلاب و... نمونه‌هایی از این واژگان است، تنها از نوع کلمه‌هایی با ابتدای حرف صاد . [۱۱]
    تدوین شاهنامه

    فردوسی، شاهنامه را دو بار تدوین کرده‌است. نخستین تدوین شاهنامه در دورهٔ نوح دوم پسر منصور هم‌زمان با ضعف دولت سامانی که نشانه‌هایی از زوال آن دولت پدیدار بود در ۲۵ اسفند سال ۳۸۴ در ۵۵ سالگی شاعر تا این بیتها به انجام رسید[۱۲]:
    سر آمد کنون قصهٔ یزدگرد به ماه سپندارمذ روز ارد
    ز هجرت سه‌صد سال و هشتادوچار به نام جهان داور کردگار
    با توجه به تولد فردوسی در سال ۳۲۹ ه‍. ق او در سال ۳۸۴ ه‍. ق ۵۵ سال داشته‌است. با این همه از اشارات شاعر به ۶۰ و ۶۱ و ۶۳ سالگی خود در بخش ساسانیان برمی‌آید که بعدها هم در تهذیب و تکمیل آن می‌کوشید. شاهنامه‌ای که فردوسی به مدت شش سال از ۶۵ سالگی کوشیده بود که آن را به صورتی باب طبع محمود درآورد سرانجام در ۷۱ سالگی او آماده شد.
    چو سال اندر آمد به هفتادویک همی زیر بیت اندر آرم فلک
    آن گاه شاعر تاریخ این رویداد را سال ۴۰۰ هجری ذکر می‌کند.[۱۳]
    ز هجرت شده پنج هشتاد بار به نام جهان داور کردگار
     

    موضوعات مشابه

    barane-bahar و sahar.te از این پست تشکر کرده اند.
  2. آراسته

    آراسته کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    289
    تشکر شده:
    156
    خیلی جالب بود مرسی .tashvigh
     
  3. bahador khan

    bahador khan برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏23 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    2,425
    تشکر شده:
    889
    جنسیت:
    مرد
    آفرین....چیزی ندارم بگم جز این چند بیت که بر وزن شاهنامه گفتم.........

    نخستین به نام خداوند جان/نباشد به. از این سرآغازمان/به یک کمتر از چشم برهم زدن/جهانی پدید آمد از او به فن/نباشد سپاس من کمترین/سزاوار بر آن جهان آفرین/............
    البته من خیلی شاهنامه رو نخوندم !!!!!بنابرین اگر دیدین تشابهی بین این شعر و ابیات شاهنامه وجود داره بدونین عمدی نبوده...این چند بیت. فقط برای سپاسگذاری از دوست عزیزم هست که این مطلب شاهنامه رو به نمایش گذاشته است....
     
  4. bahador khan

    bahador khan برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏23 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    2,425
    تشکر شده:
    889
    جنسیت:
    مرد
    آفرین....چیزی ندارم بگم جز این چند بیت که بر وزن شاهنامه گفتم.........

    نخستین به نام خداوند جان/نباشد به. از این سرآغازمان/به یک کمتر از چشم برهم زدن/جهانی پدید آمد از او به فن/نباشد سپاس من کمترین/سزاوار بر آن جهان آفرین/............
    البته من خیلی شاهنامه رو نخوندم !!!!!بنابرین اگر دیدین تشابهی بین این شعر و ابیات شاهنامه وجود داره بدونین عمدی نبوده...این چند بیت. فقط برای سپاسگذاری از دوست عزیزم هست که این مطلب شاهنامه رو به نمایش گذاشته است....
     
    shayan s2 از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.