1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

مرد بزرگ!

شروع موضوع توسط moonshine در ‏2 فوریه 2013 در انجمن شخصیت های ورزشی

  1. moonshine

    moonshine کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏28 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    59
    تشکر شده:
    70
    جنسیت:
    زن
    این چند تا عکس رو حیفم اومد نبینید !

    برداشت اول :

    [​IMG]

    [​IMG]

    این ناکجا آباد ، محل نگهداری بچه های بی سرپرست و بدسرپرسته !
    اما علی کریمی ، فارغ از اسم و رسمش ، میره و برای دلخوشی این بچه ها ، باهاشون فوتبال بازی میکنه !
    علی کریمی میره جایی که شاید خیلی از آقایون ، از ترس خاک گرفتن بنزهای چند صد میلیونیشون ، از اون طرف ها رد هم نشن !


    [​IMG]


    برداشت دوم :


    [​IMG]

    اون آقایی که روی تخته ، بابک معصومیه ! یه زمانی کاپیتان تیم فوتسال ایران بود و کلی افتخار و برو و بیا داشت ! وقتی سرطان گرفت ، اون همه هزینه ، اون همه درد رو بابک معصومی به دوش داشت و یه نفر کمکش نبود !
    بعدها گفت یه روز علی کریمی اومد ملاقاتش ، چک سفید بهش داد ، تمام هزینه های اتاق و بیمارستان رو هم !
    اینه علی کریمی ! اینه یه انسان بزرگ و قابل احترام !


    برداشت سوم :
    [​IMG]


    پسری که از اختلالات شدید هورمونی رنج میبرد و به عنوان بلندقدترین ایرانی شناخته میشد ، توی برنامه ماه رمضون ، ازش پرسیدن چه آرزویی داری ؟
    گفت سه تا آرزو : سلامتی ، لپ تاپ داشته باشم و علی کریمی رو ببینم !
    شبونه ، علی کریمی ، لپ تاپ خرید ، رفت خونه شون ، تمام خرج درمان و اعزامش به آلمان رو داد !
    اینه علی کریمی ! اینه یه انسان بزرگ و قابل احترام !

    برداشت چهارم:
    به روایت یک شخص معمولی:هیچوقت یادم نمی رود بلوار میرداماد را به سمت خیابان شریعتی رانندگی می کردم. وقتی به چراغ قرمز ۱۸۰ ثانیه ای اش برخورد کردم عصبی شدم. تازه از محل کارم تعطیل شده بودم و خیلی خسته بودم.
    داشتم دیالوگ های معمولم در مورد چراغ قرمز ها و ترافیک های تهران را زمزمه می کردم که کودکی رو به من کرد و گفت: «آقا فال می گیری» چند قدم آن طرف تر دخترک گلفروش با شاخه های لاله صدا زد: «آقا گل بخردیگه… خواهش می کنم». جمله اش تمام نشده بود که با غرور تمام، شیشه پنجره را بالا دادم تا صدایشان را نشنوم و مزاحم نشوند! وقتی چنین برخوردی را از من دیدند بی خیال شدند و رفتند سراغ راننده اتومبیل کناری ام.
    رنگ قرمز و مدل ماشین سبب شده بود تا از سایر ماشین ها متمایز گردد.
    پس از چند ثانیه دیدم پسرک فالگیر با صدای بلند گفت: «بچه ها… بچه ها بیایین علی کریمیه… بازیکن پرسپولیس…» در یک چشم به هم زدن، پنچ شش نفر از کودکان کار، دور ماشینش را گرفتند. من هم بی اختیار سرم را چرخاندم تا عکس العمل علی کریمی را ببینم. او با لبخندی دنباله دار از همه کودکان فال و گل و شکلات گرفت تا آن ها را خوشحال کند. چراغ سبز شد و بچه ها هنوز بی خیال کریمی نشده بودند. علی کریمی که با بوووووق ماشین های پشت سرش مواجه شده بود، اتومبیلش را حرکت داد و بعد از چراغ قرمز، ماشینش را نگه داشت. من هم از روی کنجکاوی پشت سر جادوگر ایستادم.
    کاپیتان پرسپولیسی ها از ماشین پیاده شد و دخترک گلفروش را محکم بوسید و پسری که آدامس می فروخت را بغل کرد. امضا داد و تمام گل های لاله گلفروش را خرید و چند فال حافظ هم گرفت. برایم عجیب بود. مگر می توان باور کرد جادوگر که گاهی حوصله خودش را هم ندارد اینطور برخورد کند؟
    دخترک گلفروش از فرط خوشحالی نمی دانست چکار کند و بالا و پایین می پرید. کریمی که دیگر نمی دانست چکار کند، با صدایی خش دار گفت: «بچه ها باید بروم سر تمرین. دیرم شده.» خداحافظ… خداحافظ» کودکان کار نیز با تشویق چند ثانیه ای علی کریمی… کریمی دوستت داریم، او را بدرقه کردند…

    برداشت پنجم:
    علی کریمی و لباس تیم ملی دختران:
    تیم ملی فوتبال دختران زیر ۱۹ سال ایران که راهی رقابت های مقدماتی قهرمانی آسیا شده بود، مهناز امیر شقاقی را به عنوان سرمربی بالای سر خود می دید.
    او در مصاحبه ای گفت: «علی کریمی نسبت به فوتبال بانوان توجه خاصی دارد. او یک الگوی ورزشی برای ارتقای روحیه بازیکنان است و جدا از این موضوع، کریمی امکانات و لوازم مورد نیاز ما را تامین کرد». کریمی باز هم ترجیح داد در این مورد صحبتی نکند، امیر شقاقی اما از صحبت ها و اقدامات روحیه*بخش مرد سال سابق فوتبال آسیا خبر داد و گفت: «کریمی نمی خواست نامش مطرح شود، او برای بازیکنان ما فقط یک شرط گذاشت. کریمی گفت به شرطی این کمک ها را انجام می دهد و ادامه خواهد داد که تیم ما گل بزند و مقام بیاورد.»


    علی کریمی از این کارهای انسان دوستانه زیاد کرده مثل دیدار از کودکان بی سرپرست و آزاد کردن محمد رضا گلزار بعد چند ساعت از بازداشتگاه در دوبی (روزنامه نود ۲۹ بهمن ۸۶) ساخت یک مدرسه ی ۶ کلاسه در کرج با کمک مهدوی کیا و… . این ها تنها گوشه هایی از میزان جوانمردی و بزرگواری پهلوان علی کریمی است، وجود علی کریمی در چنین دور و زمانه ای برای جامعه ایران زمین، همچون گوهری کمیاب و دُری نایاب، ارزشمند و گرامی است.
     

    موضوعات مشابه

    shayan s2, seyed, Nasim96 و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. Nasim96

    Nasim96 *بلندای آسمان جایگاه من است* برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    740
    تشکر شده:
    291
    جنسیت:
    زن
    خیلی جاب بود مرسی ولی ای کاش آبروی محمد رضاگلزار رونمی رختی کارت خوب نبود یه نفر روخوار کردی یه نفر روبردی بالا
     
  3. denaqeshm

    denaqeshm کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏16 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    8
    تشکر شده:
    2
    جنسیت:
    مرد
    کارت خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخیلی جالب بود فدات بسیار ممنونم
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.