1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

انیشتین .....

شروع موضوع توسط motirali در ‏6 فوریه 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. motirali

    motirali کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏12 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    897
    تشکر شده:
    646
    جنسیت:
    مرد
    انیشتین می‌گوید
    آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند


    استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام ازهمین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابطشخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنیداما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی درزندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنیداو حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند:
    « صبح یک روز تعطیل در نیویورکسوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوسپر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود ودرمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مردمیانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد.بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتابمی‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه رااز دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود.اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً بهرویخودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود.
    بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: آقای محترم!بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان رابگیرید؟مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش راروی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ماداریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعتپیش در آنجا مرده است.. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چهبگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و … و بغضش ترکیدو اشکش سرازیرشد.»
    استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:صادقانه بگویید آیااکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیادلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ و خودشادامه می‌دهد که: راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه بهآن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساختهاست؟ و…. اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطورمی‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همهچیز عوض شد و من از صمیم قلبمی‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته استانجام بدهمحقیقت این است که به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می‌شود. کلیدیا راه حل هر مسئله‌ای این است که به شیشه‌های عینکی که به چشم داریمبنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنیم و در واقعبرداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاهتازه‌ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکهتعبیر و تفسیر ما از آن است​
     

    موضوعات مشابه

    18 u و barane-bahar از این پست تشکر کرده اند.
  2. 18u

    18u برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏20 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    2,792
    تشکر شده:
    1,492
    جنسیت:
    زن
    آره موافقم......همه چی به طرز فکر و نوع نگرش آدمها به مسائل اطرافشون بستگی داره و قضاوت خوب و بدش برای هر * میتونه متفاوت باشه tashvigh-gol-tashvigh
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.