1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

نوشتم که از بغض خالی بشم ...

شروع موضوع توسط 18u در ‏7 فوریه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. 18u

    18u برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏20 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    2,792
    تشکر شده:
    1,492
    جنسیت:
    زن
    نوشتم که از بغض خالی بشم
    که خون دلم، توی خودکار بود
    درو باز کردم به تنهاییام
    که پشت ِ در ِ خونه، دیوار بود!

    سر ِ کوه رفتم که خورشید رو
    بیارم به رؤیای شهر سیاه
    جنازه ش توی خواب، یخ بسته بود
    نشستم به گریه پس از چند ماه

    کشیدم توو هر کوچه عکس تو رو
    که این شهر غمگینو عاشق کنم
    دویدم به سمت زنی که نبود
    که رو شونه ی باد، هق هق کنم

    به سمت جهان باز شد پنجره
    بپیچه توی خونه، کابوس و دود
    به در زل زدم مثل دیوونه ها
    به جز گریه هیچ * به یادم نبود

    کدوم دیو دزدید خواب منو؟
    کدوم کوه یخ، دستمو سرد کرد؟
    کدوم زن به من جرأت عشق داد؟
    کدوم گریه آخر منو مرد کرد؟

    کدوم چوبه ی دار تو مغزمه
    که قایم شدن پشت من مشت هام!
    خودم رو کجای خودم کشته امکه خونی شده کلّ انگشت هام

    توو این روزهای بد ِ لعنتی
    امیدم به رؤیای عشقه هنوز
    که خورشید پا می شه از خواب مرگ
    که می ریزه دیوار حتماً یه روز...
    ---
     

    موضوعات مشابه

    mahoor از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.