1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

اعترافات تکان دهنده!!

شروع موضوع توسط accountant در ‏12 فوریه 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. accountant

    accountant گم شده بی نشون برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    1,143
    تشکر شده:
    754
    تشکر کردن نشانه شخصیت شماست-khandan-
    اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!! تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!

    œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ


    اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
    دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
    اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
    مامان گفت نوید کیه؟
    گفتم: پسر آقای …
    گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده
    œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ


    چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود … بهش اس ام اس(!) زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!

    œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ


    چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم


    œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ


    اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! معلم اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا ، رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس ۴ – ۵ نفر شلوغو آورد بیرون زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
    وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن زدنم !

    œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ


    اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
    بیشترم به دریچه کولر شک داشتم

    œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ


    اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌ تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱ – هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم
    œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ


    اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود خندون رفتم تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!
    بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون!

    œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ


    یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد از مدت ها دیدم ، کلی ریش گذاشته بود
    با خنده بهش گفتم : علی این ** بازیا چیه ؟
    گفت پدرم فوت کرده
    گفتم تسلیت میگم


    œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ

    اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتم و تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده



    œœœœœœœعتراف های خنده دارœœœœœœ


    اعتراف میکنم چند ماه پیش تو شرکت بودم سر کارام یوهو مدیر عامل از تو اتاق خودش گفت: امیــــــــــــــــــر جووون…بلند گفتم جانم؟ گفت خیلی میخوامـــت….گفتم منم همینطور….گفت پیش ما نمیای؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت میزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسیدم دیدم داره تلفن حرف میزنه با امیر دوستش و من از شدت ضایگی دیوارو گاز گرفتم
     

    موضوعات مشابه

    shayan s2 و آراسته از این پست تشکر کرده اند.
  2. آراسته

    آراسته کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    289
    تشکر شده:
    156
    کلی khandidan .
    مرسی tashvigh
     
    accountant از این پست تشکر کرده است.
  3. shayan s2

    shayan s2 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    1,390
    تشکر شده:
    621
    جنسیت:
    مرد
    دلم دریای آتیشه

    دارم میسوزم از این تب

    توآغوش یکی دیگه

    چرا تو فکرتم هرشب؟

    توهم شاید شبیه من گرفتاری و بیتابی

    تو آغوش یکی دیگه به یاد من نمیخوابی

    نگاهش میکنم انگار همه دنیامو گم کردم

    نمیدونه که تو چشماش به دنبال تو میگردم

    خیال دیدن چشمات منو آروم نمیذاره

    دلت یک عمر این احساسو به قلب من بدهکاره

    تو هم شاید شبیه من یه جایی اشتباه کردی

    دلت پیش منه اما نمیخوای دیگه برگردی!tashvightashvigh
     
    accountant از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.