1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

هم نشینی با گل ...

شروع موضوع توسط 18u در ‏13 فوریه 2013 در انجمن شعر و مشاعره

  1. 18u

    18u برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏20 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    2,792
    تشکر شده:
    1,492
    جنسیت:
    زن
    [​IMG]
    سعدی یه شعر خیلی قشنگ و معروف داره که محمد تقی بهار همون بلایی رو که من به سر شعر حافظ آوردم٬ به سر شعر سعدی اورده
    شعر جالبی شده.. بیاید با هم بخونیمش
    اما شعر سعدی اینه:
    گلی‌ خوش‌بوی‌ در حمام‌ روزی
    رسید از دست‌ مخدومی‌ به‌ دستم‌

    بدو گفتم‌ که‌ مشکی‌ يا عبیری
    ‌كه‌ از بوي‌ دل‌آويز تو مستم‌

    بگفتا من‌ گِلی‌ ناچيز بودم
    ‌ولیكن‌ مدتی‌ با گُل‌ نشستم‌

    کمال‌ هم‌نشين‌ در من‌ اثر کرد
    وگرنه‌ من‌ همان‌ خاکم‌ که‌ هستم ...
    اما اینم از شعر بهار:
    شبی در محفلی با آه و سوزی شنید ستم ز مرد پاره دوزی
    چنین می گفت با پیر عجوزی گلی خوشبوی در حمام روزی
    رسید از دست مخدومی به دستم
    گرفتم آن گل و کردم خمیری خمیری نرم و نیکو چون حریری
    معطر بود و خوب و دلپذیری بدو گفتم که مشکی یا عبیری
    که از بوی دل آویز تو مستم
    همه گلهای عالم آزمودم ندیدم چون تو و عبرت نمودم
    چو گل بشنید این گفت و شنودم بگفتا من گلی ناچیز بودم
    و لیکن مدتی با گل نشستم
    گل اندر زیر پا گسترده پر کرد مرا با همنشینی مفتخر کرد
    چو عمرم مدتی با گل گذر کرد کمال همنشین در من اثر کرد
    و گرنه من همان خاکم که هستم
    آسمانی باشید..
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.