1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و....

شروع موضوع توسط araki-68 در ‏5 مارس 2013 در انجمن گفتگو با کاربران

  1. araki-68

    araki-68 برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    3,088
    تشکر شده:
    3,940
    جنسیت:
    مرد
    امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که بامن حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگیت افتاد، از من تشکر کنی. اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
    وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی....
    یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛ اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات باخبر شوی.
    ... تمام روز با صبوری منتظر بودم. با آنهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلا وقت نداشتی با من حرف بزنی. متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی، سرت را به سوی من خم نکردی.
    تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی. نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی ازروزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...
    باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی.
    موقع خواب...، فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آنکه به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فورا به خواب رفتی. اشکالی ندارد. احتمالا متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.
    من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی. حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد.
    خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی. خوب، من باز هم منتظرت هستم؛ سراسر پر از عشق تو... به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را برای * دیگری هم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم.
    روز خوبی داشته باشی...

    دوست و دوستدارت: خدا
     

    موضوعات مشابه

    sahar.te, گلناز2222 و mahima از این پست تشکر کرده اند.
  2. mahima

    mahima زندگی کن.... برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏3 سپتامبر 2012
    ارسال ها:
    706
    تشکر شده:
    623
    جنسیت:
    زن
    واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
    خیلی قشنگ بوووود
    واقعا کاش تو 24 ساعت حداقل 1 ساعت واسش وقت میذاشتیم....narahat
     
    araki-68 از این پست تشکر کرده است.
  3. araki-68

    araki-68 برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    3,088
    تشکر شده:
    3,940
    جنسیت:
    مرد
    حتی1دقیقه هم...........
     
    mahima از این پست تشکر کرده است.
  4. perespolis

    perespolis کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏24 آگوست 2012
    ارسال ها:
    169
    تشکر شده:
    68
    جنسیت:
    مرد
    are vaghean man raftam namaz
     
  5. somaye

    somaye کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏13 آگوست 2012
    ارسال ها:
    281
    تشکر شده:
    749
    جنسیت:
    زن
    اگه هر روز که از خواب پامیشیم خدا رو ببینیم،بهترین روز میشه واسمون ،اونروز نه کار بدی میکنیم،نه حرف بدی میزنیم و نه حتی دل کسیو میشکونیم...چون اونروز و با خدا حرف زدیم قول داده حواسش بهمون باشه که یه وقتی اشتباه نریم......
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.