1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

شناخت پسران شرور و بد

شروع موضوع توسط vaheed در ‏5 مارس 2013 در انجمن دانستنیهای جالب

  1. vaheed

    vaheed برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    297
    تشکر شده:
    855
    جنسیت:
    مرد
    گنجشک و روباه آموزش مخ زنی.چطور مخ دختری رو بزنیم.چطور مخ پسری رو بزنیم.روش های محبوب شدن
    اگه می خواید پسرای شرور رو خوب تشخیص بدید این داستانو بخونین.نظر یادتون نره
    ميخوام يه قصه براتون بگم : "در يک شب سرد زمستاني, يک جوجه گنجشک کوچيک, تنهايي تو آشيانه نشسته بود. اين جوجه, که تازگيها پر درآورده بود, فکر ميکرد که خيلي بزرگ شده و ديگه عقاب هم نميتونه به گردش برسه و وقتشه که پرواز کنه؛ آروم اومد کنار آشيونه, بالاشو باز کرد و زرتي پريد پائين! احمق کوچولو که هنوز بالهاش تحمل وزنشو نداشتن, مثل يه تيکه سنگ افتاد رو زمين و لنگ در هوا موند. خوشبختانه, روي زمين برف زيادي نشسته بود و گنجشک ما, طوريش نشد. اما چون خيلي دردش اومده بود نميتونست از جاش بلند شه و همون جا نشست و شروع کرد به جيک جيک کردن.

    يک گاو مهربون که اونشب اومده بود تو جنگل چادر زده بود تا از هواي آزاد لذت ببره, با شنيدن سر و صداي اين گنجشک, چرتش پاره شد و اومد ببينه چه خبره... تا گنجشک رو ديد, دوزاريش افتاد که جريان چيه... با لحن صاف و ساده اي گفت : "خانم به نظرم شما به دردسر افتادين, بايد کمکتون کنم". اون موقع شب تو جنگل, موبايل آقا گاوه راه نميداد که به پليس 110 زنگ بزنه و کمک بخواد. تازه فرضاً آنتن هم ميداد فرق زيادي نميکرد... گنجشک که چشمش به قد و بالا و هيکل آرنولدي گاوه افتاد, چند تا از اين قلباي صورتي اطرافه کله اش ظاهر شد و با لحني سوزناک گفت : "اي گاو عزيز, اي که در اين جنگل سرد و شب ظلماني به نجات من اومدي! بدادم برس که دارم يخ ميزنم! کمکم کن... کمکم کن...نذار اينجا تک و تنها بمونم..."

    گاوه که نصف حرفاي گنجشک رو نفهميده بود, شروع به فکر کردن و آناليز موقعيت کرد و ديد که اين گنجشک اگه بخواد تا صبح رو برفا بمونه, حتماً يخ ميزنه. ارتفاع آشيانه اش هم که زياده و دست گاوه بهش نميرسه. پليس 110 هم که در دسترس نميباشد. آتيش هم که نميشه درست کرد... اين بود که تصميم نهايي رو گرفت! بدون توجه به جيغ و دادهاي گنجشک نق نقو, پشتشو بهش کرد, دمشو برد بالا, کمي تمرکز کرد و ناگهان يک تاپاله بزرگ, داغ و بوگندو روي سر گنجشک انداخت!! گنجشکه که از تعجب و عصبانيت برق سه فاز از کله اش پريده بود, سرشو از وسط تاپاله بيرون آورد و چاک دهنشو باز کرد و هرچي فحش آب نکشيده بود, حواله هيکل گاوه کرد... گاوه بدون توجه به اين جيغ و دادها, بدون اينکه حتي سرشو برگردونه, راهشو گرفت و رفت...

    گنجشکه که اصطلاحاً به هيکلش ر... شده بود, بنا به جيغ و داد و گريه و زاري رو گذاشت! احمق اصلاً به اين نکته فکر نکرده بود که ديگه سرما اذيتش نميکنه و نوکش به هم نميخوره, فقط فکرش اين بود که چرا روح لطيف و شاعرانش توسط يک گاو بيشعور و بي احساس اينجوري لگد مال شده! براي همين همش در حال جيغ و داد و جيک جيک کردن بود...

    تا اينکه اين جيغ و دادها به گوش روباه زبلي که اون اطراف زندگي ميکرد رسيد؛ روباهه سوار پژو 206 نقره اي رنگش شد و فوري خودشو به محل سر و صدا رسوند و با يک فروند بچه گنجشک چاق و چله وسط مقدار متنابهي تاپاله روبرو شد! روباهه به سرعت خودشو به کنار گنجشک رسوند و روي زمين زانو زد و با لحن سوزناکي (تو مايه هاي محمد رضا گلزار) گفت : "Oh My GOD!!! خانم عزيز! کي اين بلا رو سر شما آورده!؟ کدوم حيوون پست فطرت و ديو سيرتي تونسته به هيکل ظريف شما .... بکنه!؟"

    گنجشکه که با ديدن اين روباه خوشتيپ و خوش سر و زبون, يه کمي جا خورده بود, خودشو جمع و جور کرد و در حالي که سعي ميکرد با احساس و سوز و گداز هر چه بيشتر حرف بزنه گفت : "اوه, آقاي روباه! شما بايد احتمالاً يه فرشته باشين که خدا براي من رسونده! من براي گردش از آشيانه اومده بودم بيرون که يک گاو بي نزاکت منو ديد و "بدون هيچ دليلي", با وقاحت تمام, عملي رو که بايد روي قبر پدرش انجام ميداد با من انجام داد!".

    روباهه گفت : "الهي اين گاوا جز جيگر بزنن و رو تخت مرده شور خونه بيفتن که اصلاً يه ذره درک و شعور و احساس ندارن! آخه اين طرز رفتار با يه خانمه!؟!". گنجشکه که کم کم دوسه تا از اين قلبهاي صورتي اطراف کله اش ظاهر شده بود و قلبش تالاپ تالاپ صدا ميکرد گفت : "واي خدا, شما چقدر جنتلمن و با شخصيت هستين...". روباهه با فروتني ساختگي گفت : "عرض کنم که, بنده هميشه در خدمتگذاري شما حاضرم. اصلاً انگار از همون روز اول من و شما رو واسه هم ساختن... به نظرم بهتره که در محل مناسبتري در اين مورد مفصلاً صحبت کنيم. چون من احساس ميکنم شما به يک حمام گرم و کمي کاپوچينو احتياج دارين تا حالتون بهتر بشه.."

    خلاصه سرتونو درد نيارم, روباه فوري گنجشکه رو سوار ماشينش کرد و سه سوت برد خونشون. يه آهنگ Bryan Adams براش گذاشت و خودش رفت تو حموم و وانو پر کرد و چند تا شامپوي معطر و کف و اين جور چيزا توش ريخت و به گنجشکه گفت که تا اون حموم ميگيره, روباه هم ترتيب شام رو ميده. گنجشگه که ديگه حسابي عقشولي شده بود, رفت تو حموم و روباه هم رفت تو آشپزخونه و مشغول انجام يه عملياتي شد... گنجشکه که از حموم اومد بيرون, روباهه يه گيلاس "آب آلبالو" داد دستش و گفت عزيزم اينو بخور گرمت ميکنه. بعدش نشستن و گنجشکه داستان زندگيشو براي روباه شرح داد که اصلاً از همون لحظه که از تخم بيرون اومده کسي درکش نکرده و با همه مشکل داره و بابا مامانش نميزارن که بره و با بچه کلاغا بازي کنه و غيره و خلاصه اونم زده بيرون تا به تنهايي و در آزادي زندگي کنه و براي خودش شعر بگه و خوش باشه...

    روباهه چشماش برقي زد و گفت : "واي خدا, باورم نميشه! شما عجب فهم و شعور بالايي دارين! از سن خودتون خيلي بالاتر فکر ميکنيد... خيلي برام جالبه. درک و شعور و هوش و ذکاوت شما با زيباييتون هماهنگي کاملي داره." گنجشگه که از اين تعريف روباهه کلي ذوق کرده بود يه کمي قرمز شد و چيزي نگفت. احساس خستگي ميکرد و خميازه کوچيکي کشيد. روباهه فوري شستش خبردار شد که شربت آلبالو داره کارخودشو ميکنه. گفت : "به نظرم فعاليتهاي امروز بايد شما رو خسته کرده باشه, من پيشنهاد ميکنم که بريد و کمي استراحت کنيد. من جسارتاً يه اتاق خواب اختصاصي براتون درنظر گرفتم که اگه اجازه بدين راهنمائيتون کنم." گنجشکه که ديگه حال حرف زدن نداشت, تو بغل روباهه افتاد و روباه هم به حالت يک سردار فاتح, اونو تو دستاش گرفت و به طرف آشپزخانه به راه افتاد... در اجاق ماکروفر رو باز کرد و گنجشک خواب آلود رو وسط سيني مخصوص قرار داد و در اجاق رو بست. دستگاه رو روي "پخت فوري در سه دقيقه" تنظيم کرد و دکمه رو زد!!!! :((

    وقتي گاو اين ماجرا رو از کلاغي که ظاهراً از عوامل مخفي سيا بود شنيد گفت :

    "هر * که بر تو ... مينمايد دشمن تو نيست و هر * هم که تو را از ... درمي آورد, لزوماً دوست تو نيست
    .چگونه دختري رو بخندونيم؟چطور ابراز علافه کنيم؟شناخت دختر.جذب جنس مخالف.روش جذب کردن يک مرد..چگونه دختري را شيفته خود کنيم..راه هاي جذب همسر..جذب مرد متولد آبان.پسرها از چه دخترهايي خوششون ميادعاشق کردن پسر..نحوه لب گرفتن زوجها. عشق جوان.عاشق کردن مرد متولد.رفتار با همسر.دوست داشتن دختر.دختر همسايه.شناخت پسر.خصوصيات اخلاقي پسران.خصوصيات اخلاقي دختران.جذب دختر.جذب پسر.شماره پسر خوشگل.راه هاي عاشق کردن يک پسر .راههاي خوشگل شدن.روش شماره دادن به دختر.چگونه دوست پسر پيدا کنيم .روش هاي شماره دادن به دختر .راه هاي جذب جنس مخالفعاشق شدن پسرهانحوه جذب پسرراهای راه هاي عاشق كردن پسرانچگونه دوست دختر خود راخوشگل شدن .چه جوری پسرا رو عاشق کنیم؟
     

    موضوعات مشابه

    sepidehh و گلناز2222 از این پست تشکر کرده اند.
  2. هدیه

    هدیه کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2013
    ارسال ها:
    1,474
    تشکر شده:
    524
    جنسیت:
    زن
    مرسی/پنداموزبودadi
     
    vaheed از این پست تشکر کرده است.
  3. sepidehh

    sepidehh کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏6 آگوست 2012
    ارسال ها:
    0
    تشکر شده:
    535
    جنسیت:
    زن
    thCAIDEOHS.jpg tashvigh
     
    vaheed از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.