1. انجمن های فارس پاتوق
    مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.
    رد اعلامیه

ایستگاه اتوبوس

شروع موضوع توسط vaheed در ‏11 مارس 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. vaheed

    vaheed برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    297
    تشکر شده:
    855
    جنسیت:
    مرد
    اولین ملاقات٬ ایستگاه اتوبوس بود.
    ساعت هشت صبح. من و اون تنها.
    نشسته بود روی نیکت چوبی و چشاش خط کشیده بود به اسفالت داغ خیابون.
    سیر نگاش کردم. هیچ توجهی به دور و برش نداشت.
    ترکیب صورت گرد و رنگ پریدش با ابروهای هلالی و چشمای سیاه یه ترکیب استثنایی
    بود. یه نقاشی منحصر به فرد.
    غمی که از حالت صورتش می خوندم منو هم تحت تاثیر قرار داده بود.
    اتوبوس که می اومد اون لحظه ساکت و خلسه وار من و شاید اون تموم می شد.
    دیگه عادت کرده بودم.
    دیدن اون دختر هر روز در همون لحظه برای من حکم یه عادت لذت بخش رو پیدا کرده
    بود. نمی دونم چرا اون روزای اول هیچوقت سعی نکردم سر صحبت رو با اون باز کنم.
    شاید یه جور ترس از دست دادنش بود. شایدم نمی خواستم نقش یه مزاحم رو بازی
    کنم. من به همین تماشای ساده راضی بودم.
    دختر هر روز با همون چشم های معصوم و غمگین با همون روسری بنفش بی حال و با
    همون کیف مشکی رنگ و رو رفته می اومد و همون جای همیشگی خودش می
    نشست. نمی دونم توی اون روزها اصلا منو دیده بود یا نه.
    هر روز زودتر از او می اومدم و هر روز ترس اینکه مبادا اون نیاد مثل خوره توی تنم می
    افتاد. هیچوقت برای هیچ * همچین احساس پر تشویش و در عین حال لذت بخشی
    رو نداشتم. حس حضور دختر روی اون نیمکت برای من پر بود از آرامش ... آرامش و
    شاید چیزدیگه ای شبیه نیاز.
    اعتراف می کنم به حضورش هرچند کوتاه و هر چند در سکوت نیاز داشتم.
    هفته ها گذشت و من در گذشت این هفته ها اون قدر تغییر کردم که شاید خودمم باور
    نمی کردم. دیگه رفتنم به ایستگاه مثل همیشه نبود.
    مثل دیوانه ها مدام ساعت رو نگاه می کردم و بی تابی عجیبی روحم رو اسیر خودش
    کرده بود. دیگه صورتم اصلاح شده و موهام مرتب نبود.
    بی خوابی شبها و سیگار های پی در پی.
    خواب های آشفته لحظه ای و تصور گم کردن یا نیامدن او تموم شب هامو پر کرده بود.
    نمی دونم چرا و چطور به این روز افتادم.
    فقط باور کرده بودم که من عوض شدم و اینو همه به من گوشزد می کردن.
    یه روز صبح وسوسه عجیبی به دلم افتاد که اون روز به ایستگاه نرم.
    شاید می خواستم با خودم لجبازی کنم و شاید ... نمی دونم.
    اون روز صدای تیک تاک ساعت مثل پتک به سرم کوبیده می شد و مدام انگشتام
    شقیقه های داغمو فشارمی داد. نمی تونستم.
    دو دقیقه مونده به ساعت هشت دیوانه وار بدون پوشیدن لباس مناسب و بدون اینکه
    حتی کیفم رو بردارم دوان دوان از خونه زدم بیرون و به سمت ایستگاه رفتم.
    از دور اتوبوس رو دیدم که بعد از مکثی کوتاه حرکت کرد و دور شد و غباری از دود پشت
    سرش به جا گذاشت.
    من ... درست مثل یک دونده استقامت که در آخرین لحظه از رسیدن به خط پایان جا می
    مونه دو زانو روی آسفالت افتادم و بدون توجه به نگاه های متعجب و خیره مردم با
    چشمای اشک آلود رفتن و درو شدن اتوبوس رو نگاه می کردم.
    حس می کردم برای همیشه اونو از دست دادم.
    کسی که اصلا مال من نبود و حتی منو نمی شناخت. از خودم و غرورم بدم می اومد.
    با اینکه چیزی در اعماق دلم به من امید می داد که فردا دوباره تو و اون روی همون
    نیمکت کنار هم می نشینید و دوباره تو می تونی اونو برای چند لحظه برای خودت
    داشته باشی ... بازم نمی دونستم چطور تا شب می تونم این احساس دلتنگی عجیب
    رو که مثل دو تا دست قوی گلومو فشار می داد تحمل کنم.
    بلند شدم و ایستادم.
    در اون لحظه که مضحکه عام و خاص شده بودم هیچی برام مهم نبود جز دیدن اون.
    درست لحظه ای که مثل بچه های سرخورده قصد داشتم به خونه برگردم و تا شب در
    عذاب این روز نکبت وار توی قفس تنهایی خودم اسیر بشم تصویری مبهم از پشت
    خیسی چشمام منو وادار به ایستادن کرد.
    طرح اندام اون ( که مثل نقاشی پرتره صورت مادرم از بر کرده بودم ) پشت نیمکت
    ایستگاه اتوبوس شکل گرفته بود.
    دقیق که نگاه کردم دیدمش.
    خودش بود.
    انگار تمام راه رو دویده بود.
    داشت به من نگاه می کرد.
    نفس نفس می زد و گونه های لطیفش گل انداخته بود.
    زانوهام بدون اراده منو به جلو حرکت داد و وقتی به خودم اومدم که چشمام درست
    روبروی چشم های بی نظیرش قرار گرفته بود.
    دسته ای از موهای مشکی و بلندش روی پیشونیشو گرفته بود و لایه ای شبیه اشک
    صفحه زلال چشمشو دوست داشتنی و معصومانه تر از قبل کرده بود.
    نمی دونستم باید چی بگم که اون صمیمانه و گرم سکوت سنگین بینمونو شکست.
    - شما هم دیر رسیدید؟
    و من چی می تونستم بگم.
    - درست مثل شما.
    و هر دو مثل بچه مدرسه ای ها خندیدیم.
    - مثه اینکه باید پیاده بریم.
    و پیاده رفتیم ...
    و هیچوقت تا اون موقع نمی دونستم پیاده رفتن اینقدر خوب باشه.

    [​IMG]
     
    The Vampire Diaries, الهام19 و @pari از این پست تشکر کرده اند.
  1. کانال تلگرام

    اطلاعیه ها و اخبارهای فارس پاتوق ، مسابقات و جوایز
  2. گروه تلگرام

    کتاب مذهبی ، کتاب های درسی ، کتاب های علمی ، کتاب رمان
  3. برنامه تلگرام

    اپراتور ، نرم افزار های ارتباطی
  4. سرگرمی و تفریح تلگرام

    دانستنیهای جالب ، مرکز تخصصی ترول ، انواع فال ها و طالع بینی ها ، مطالب طنز آمیز ، اس ام اس و جوک
  5. آموزش تلگرام

    اخبار فارس پاتوق ، انتقادات و طرح های جدید فارس پاتوق ، نظر سنجی ، آموزش های لازم فارس پاتوق ، اطلاعیه های فارس پاتوق
  6. کانال موزیک تلگرام

    مداحی ایام فاطمیه ، مداحی ماه محرم ، موزیک های ایرانی ، موزیک های شاد ، آهنگ های خارجی ، آهنگ های پیشواز ایرانسل ، آهنگ های پیشواز همراه اول ، آهنگ های رومانتیک ، مداحی ، آهنگ های سنتی
  7. اخبار تلگرام

    اخبار حوادث ، اخبار جهان ، اخبار ورزشی ، اخبار پزشکی ، اخبار سیاسی - اقتصادی ، اخبار فرهنگی - هنری ، اخبار علمی
  8. مد و زیبایی تلگرام

    مدل لباس دخترانه ، مدل لباس زنانه ، مدل لباس پسرانه ، مدل لباس مردانه ، مدل لباس ، مدل لباس جدید ، مدل عینک ، مدل مو ، مدل ناخن ، عکس مدل
  9. کانال عکس تلگرام

    عکس های خنده دار ، عکس های بازیکنان ، عکس های ترسناک ، عکس های طبیعت ، عکس های حیوانات ، عکس های حوادث ، تصاویر عاشقانه ، تصاویر کارتونی ، عکس های اتومبیل ، تصاویر هنرمندان ، تصاویر کودکان ، عکس های متفرقه
  10. کانال فیلم تلگرام

    اپراتور همراه اول ، اپراتور ایرانسل ، اپراتور رایتل
  11. تبلیغات تلگرام و اینستاگرام

    آگهی های استخدام دولتی ، آگهی های استخدام غیر دولتی ، سوالات و پاسخ های آزمون های استخدامی
  12. کانالهای ادبی تلگرام

    تاریخ ، شعر و ادبیات ، نامه نگاری و انواع نامه ها
  13. گروه چت تلگرام

    ابزار های وبلاگ ، سئو و بهینه سازی وب سایت ، سیستم های مدیریت محتوا ، قالب های وبلاگ ، ابزار های وب سایت ، قالب های وب سایت ، معرفی وبلاگ و وب سایت های مفید ، کسب و کار در اینترنت ، کسب درآمد بدون اینترنت
  14. بهترین کانال های تلگرام

    هوا و فضا ، دانش و فن آوری در پزشکی ، دانش و فناوری در کامپیوتر ، دانش و فناوری در موبایل ، دانش و فناوری در وب سایت ها ، جنگ افزار ، تکنولوژی های روز
  15. نرم افزار اینستاگرام

    سیستم عامل ها ، لپ تاپ و تبلت ، نرم افزار ها ، سخت افزار ها ، بازی های کامپیوتری
  16. کانال پزشکی و سلامت تلگرام

    روانشناسی ، تغذیه ، بهداشت ، بیماری ها و روش درمان
  17. بهترین پیج اینستاگرام

    اخبار ورزشی ، معرفی ورزش ها و تیم ها ، شخصیت های ورزشی
  18. عکس اینستاگرام

    برنامه ریزی درسی ، مقطع آموزش ابتدایی ، مقطع آموزش راهنمایی ، مقطع آموزش متوسطه ، مقطع پیش دانشگاهی ، مقطع آموزش فنی حرفه ای ، مقطع آموزش کاردانش
  19. فیلم اینستاگرام

    مقالات کار آفرینی و طرح کسب و کار ، مقالات عمومی ، درخواست مقالات ، مقالات علمی
  20. آموزش اینستاگرام

    رشته های فنی و مهندسی ، رشته های علوم تجربی ، رشته های علوم پایه و انسانی ، رشته های هنر ، معرفی رشته های دانشگاهی ، معرفی دانشگاه های ایران ، رشته های پزشکی ، رشته های زبان انگلیسی
  21. کانال مذهبی تلگرام

    اهل بیت و علما ، احکام ، مولتی مدیای مذهبی
  22. کانال خانواده تلگرام

    خانواده ، هنر در خانه
  23. کانال آشپزی تلگرام

    انواع شیرینی ، انواع دسر ، انواع غذا ها و طرز تهیه آن ها ، خورش ها ، سوپ و سالاد ، ساندویچ و پیتزا ، سس و ترشی
  24. کانال گردش و گردشگری تلگرام

    معرفی مکان های زیارتی ، معرفی مکان های تفریحی ، معرفی مکان های شگفت انگیز ، معرفی شهرها و کشورها
  25. سایر موضوعات تلگرام

    اخبار و مطالب گوناگون خبری ، معما ها و چیستان ها ، اخبار گوناگون اینترنتی ، صندلی داغ ، گفتگو با کاربران ، بازارچه خرید و فروش ، زباله دان
  26. کانال تست روانشناسی تلگرام

    تست هوش
  27. کانال روانشناسی ازدواج تلگرام

    نکات قبل از ازدواج ، نکات بعد از ازدواج
  28. کانال مشاوره جنسی تلگرام

    راهنمایی علمی جنسی
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.