1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

اعتراف

شروع موضوع توسط sahar.te در ‏12 مارس 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. sahar.te

    sahar.te عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏1 آگوست 2012
    ارسال ها:
    7,193
    تشکر شده:
    9,723
    جنسیت:
    زن
    xt.jpg
    اعتراف ميکنم بچه که بودم يه بار با آجر زدم تو سر يکي از بچه هاي اقوام , تا ببينم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها مي چرخه يا نه!!!!!
    تازه هي چند بارم پشت سر هم اين کار و کردم , چون هر چي مي زدم اتفاقي نمي افتاد!!!!

    اعتراف مي کنم يه بار پسر همسايه چهارسالمونو با باباش تو خيابون ديدم گفتم سلام نويد چطوري؟
    ديدم بچهه تحويلم نگرفت باباهه خنديد
    اومدم خونه به مامانم گفتم نويد ماشالا چقد بزرگ شده!
    مامان گفت نويد کيه؟
    گفتم: پسر آقاي ...
    گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نويده

    چند روز پيش دختر خالم گوشيشو خونمون جا گذاشته بود ... بهش اس ام اس(!) زدم گوشيت جا گذاشتي!!!!!!!

    بچه بودم از خواب که بيدار ميشودم چشمام که قي‌ ميکرد از مامانم مي‌پرسيدم چرا چشمام صبح که از خواب پا ميشم توش آشغاله؟ مامانم که خودش دليلشو نميدونست بهم ميگفت پسرم چون روزا شيطوني ميکني‌ شبا شيطون مياد پي‌ پي‌ مي‌کنه تو چشات منم يک شب تا صبح بيدار موندم تا ببينم شيطون کي‌ مياد پي پي کنه تو چشمام.... اسکل بودم

    چند وقت پيش تو حياط خونه سيگار ميکشيدم که صداي باز شدن در حياط اومد منم هول شدم سيگارو روي گوشيم خاموش کردم (!!) و بدترش اينکه بلافاصله گوشيو پرت کردم تو باغچه و سيگار خاموش موند تو دستم

    اعتراف مي‌کنم يه روز صبح جمعه بابام اومد بالا سرم منو بيدار کنه که برم نون بخرم منم خوابم سنگين بود ? بار صدام کرد بيدار نشدم بار سوم با پاش زد تو پشتم گفت سيا توله سگ پاشو برو نون بگير منم فکر کردم داداشم هست گفتم *** خودت پاشو برو بگير.......و من خيلي‌ خجالت کشيدم

    در اقدامي شجاعانه اعتراف مي کنم که از درس تنظيم خانواده افتادم . اونم فقط به اين خاطر که در جواب سوال احمقانه استادم که بهم گفت مگه اين کلاس جاي خوابه ؟ خيلي صميمي و خرم گفتم : بيخيال استاد . کي تا حالا 8 صبح خانوادش تنظيم شده !!!!!! کلاس رفت رو هوا استادم منو انداخت بيرون تا کم نياورده باشه

    اعتراف مي‌کنم سر فينال جام جهاني‌ تا لحظه‌اي که اسپانيا گل زد فکر مي‌کردم اسپانيا نارنجيه، هلند آبي‌، گل هم که زد کلي‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانيا ? - هلند ? ، تازه فهميدم کل بازي داشتم اشتباه فحش ميدادم


    اعتراف مي کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثير اين حرفا که نبايد به غريبه آدرس خونتون رو بديد، روز اول به راننده سرويس آدرس اشتباهي دادم و از يه مسيري الکي تا خونه پياده رفتم و تازه فرداش موقعي که سرويس دنبالم نيومد تازه شاهکارم معلوم شد براي خانواده :دي

    اعتراف ميکنم چند ماه پيش تو شرکت بودم سر کارام يوهو مدير عامل از تو اتاق خودش گفت: اميــــــــــــــــــر جووون...بلند گفتم جانم؟ گفت خيلي ميخوامـــت....گفتم منم همينطور....گفت پيش ما نمياي؟؟؟؟ گفتم چرا..حمتاً..از پشت ميزم بلند شدم برم تو اتاقش..به در اتاقش که رسيدم ديدم داره تلفن حرف ميزنه با امير دوستش
    و من از شدت ضايگي ديوارو گاز گرفتم....

    اون زمان که از اين نوشابه شيشه اي ها بود يه روز خواستم يه شيشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در يخچال ديدم بلنده جا نميشه. درش آوردم يکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب ديدم نه، بازم جا نميشه
     

    موضوعات مشابه

    گلناز2222 و hasti joon از این پست تشکر کرده اند.
  2. hasti joon

    hasti joon کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    809
    تشکر شده:
    554
    جنسیت:
    زن
    khandidankhandidansheytonkhandidankhandidan
    خیلی خیلی باحااااااااااااااال بود دمت گرمممممممممممممممممممممbos
     
    sahar.te از این پست تشکر کرده است.
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.