1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

نامه عاشقانه با موضوع دلتنگی

شروع موضوع توسط مجید عزیززاده در ‏22 مارس 2013 در انجمن عشق و عاشقي

  1. مجید عزیززاده

    مجید عزیززاده مدیرسابق کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏15 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    496
    تشکر شده:
    1,522
    جنسیت:
    مرد
    نامه عاشقانه.jpg

    متن نامه عاشقانه ( متن نامه دلتنگی ) از داوود داغستانی
    نامه عاشقانه

    نامه دلتنگی

    برای تو نامه ای می نویسم…
    دلتنگی که دست از سر دل بر نمی دارد.
    دلتنگی که فاصله را نمی فهمد !
    نزدیک باشی و اما دور…دور…دور !
    تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است.
    تمام دنیا پر از پنجره هایی است که پرنده ندارند…
    پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می رسند!
    فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و مجنون ها که می میرند!
    خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد ؟!
    حالا نشسته ام برایت نامه ای بنویسم.
    می دانی ، نامه ها می مانند حتی وقتی برای همیشه پنهان باشند و کسی که باید ، آن ها را نخواند! قرار نیست این را هم بخوانی…قرار نیست بیقراری ام را بفهمی !
    قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شد و چند واژه را پنهان کرد…
    قرار نیست بفهمی که دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی است…
    قرار نیست که بفهمی چقدر دوستت دارم! و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرد…
    اما برایت این نامه را می نویسم برای روزی که تو هم دلتنگ باشی! دلتنگ کسی که دوستش داری…
    برای روزی که هزار بار پشت پنجره رفته باشی و هزار قاصدک را بوسیده باشی! برای روزی که به هوای هر صدای پایی تا دم در دویده باشی و با بغضی سنگین در انتظارش نشسته باشی!
    برای شب هایی که در تمام فال های حافظ هم خبری از آمدنش نباشد و هزاربار پیراهنش را بوییده باشی!
    تو فکر می کنی آن روز چند سال خورشیدی دیگر است ؟
    آن روز چقدر از هم دور شده باشیم ؟
    پای کدام بن بست کنار کدام درخت پایین کدام پنجره برای آخرین دیدار گریسته باشیم؟
    هنوز زود است… برای تو که از حال دلم غافلی زود است… نباید بفهمی که این روزها چقدر دلتنگم… نباید بفهمی که قدم هایم هر روز پیر و پیرتر شده اند ! و هر روز سایه ام ، کمرش خم و خم تر می شود!
    این روزها برای گریستن دیگر باران را بهانه نمی کنم…
    برای بیقراری ام سراغ پنجره ها نمی روم…
    وقتی قاصدکی روی شانه ام می نشیند دیگر از تو خبری نمی گیرم شاید نشانی ام را گم کرده ای…
    موهایم یک در میان سپید و سیاهند مثل روزهایی که یک در میان شاد و ناشاد می گذرند! کوچه ها را که نگو… بی خبرتر از آن می گذرم که پنجره ای برایم گشوده شود… تکان دستی ، سلامی… خیال کن غریبه ای که او را هیچ * نمی شناسد! هنوز هم ایستگاه ها را دوست دارم…
    نیمکت هایی که بوی تنهایی می دهند.
    هنوز هم انتظار را دوست دارم.
    هنوز هم زل می زنم به هر قطاری که می گذرد…
    به دست هایی که توی هوا تکان می خورند و به بوسه هایی که میان دود… گم می شوند !
    خوش به حال قطارها همیشه می رسند… اما من… هیچ وقت نرسیدم ! هیچ وقت… تمام زندگی ام فاصله بود…
    این نامه باشد برای روزی که یکی از این قطارها مرا هم با خودش برده باشد…
    چمدانی پر از نامه جا می ماند برای تو ، از مسافری که عمری عاشقت بود…


    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

    تمام تلاش من از به دل نشستن توست .چه کنم که دلت جایی برای نشستن ندارد .مانده ام سر پا نمیدانم باید بمانم یا عزم رفتن کنم! چه کنم که پاهایم دل رفتن ندارد.بگویم چشم امید به تو بسته ام یا چشمانم را به حقیقت بسته ام ؟ در هر صورت فرقی نیست من مانده ام و حماقت احمقانه ام از اینکه خود فریبی می کنم که شاید دوستم داری. چرا با من اینگونه می کنی شاید برایم رفتنت آسانتر از این باشد که بمانی و مرا نخواهی. حتی نمی دانم تو که مرا نمی خواهی برای چه با من مانده ای ؟!


    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

    دیگر شمار شبهایی که در سکوت زیر لحافی که من را در خود پناه می دهد گریه کرده ام از حساب انگشتانم گذشته و چقدر خفه کننده است آرام گریستن. برای مهار بغض تمام وجودم را سپر کرده ام اما وجودم در این جنگ شکست خورده .همیشه عشق زیبا نیست وقتی به درد هایش فکر می کنی بغضت می ترکد و تازه به خود می آیی! کاش سیلی به گوشم می نواخت و مرا در تنهایی خیانت رها می کرد نه اینکه دلم را مالامال درد می ساخت. افکارم از هم پاشیده و ضعف روحی ام را هنگام بغض از لرزش دستانم میشود تشخیص داد. چه کسی گفته آنها که عاشقند هرگز متنفر نمی شوند! قطعا این سخن کسانی است که معنی عشق را فقط در معشوقه بودن چشیده اند ،نه در عاشق بودن. معشو ق هایی که دل کندن برایشان به آسانی لبخندی است که به دیگران هدیه می کنند و دم از آزادی می زنند ، هنگامی که بهشان گفته می شود دوستت دارم...

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

    وقتی یه روز به این نتیجه برسی کسی که انقدر عاشقش بودی، به خاطرش حاضر بودی هر کاری بکنی لیاقت عشق تورو نداشته چیکار می کنین؟ وقتی که با بی احساسی و بی توجهی خودش عشق تو رو لگد مال کنه و بی ارزش بپنداره چی کار می کنی؟ وقتی حتی در مقابل اس ام اس بارون احساست یا دلتنگی خشمت گوشیشو خاموش کنه تا مزاحمش نشی چی کار می کنی؟ وقتی که انتظار داری از دلت ناراحتی تو رو بیرون بیاره در مقابلش بر گرده بگه حوصله ناراحتی تو رو ندارم حالت خوب شد با هم حرف می زنیم چی کار می کنی؟ وقتی تهدید به جدایی می کنی و اون عکس العملی واسه رفتنت نشون نمیده چی کار می کنی؟ چند نفر از شما طعم این لحظات رو به تلخی چشیدین؟

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

    مادامی که از من دوری مادامی که به هر قطره از اشکم از چشمان دلت می افتم ، بدان که این اشکها برای نشاندن آتش درونم است ،چه کنم که شوری این اشکها نمک به زخمم می پاشد و آتش درونم راداغ تر میکند.زمانی دفتر خاطراتم پر از عشق بود و دلتنگی. دفترم تمام شده و من صفحه آخرش را پر از نا نوشته کرده ام ،از بی وفایی تو... آری جرات این را نداشتم بنویسم دوستم نداری این را از نانوشته هایم می توانی دریابی. بگذار همه فکر کنند تو هم مرا دوست داری، من به این فریب دلخوشم . کاش در دل و فکرت بودم میفهمیدم به چه می اندیشی زمانی که می گویی تنهایم نمی گذاری ،وای چه دروغ قشنگی اما تو خود نیز میدانی که تنهایم. می دانم همسفر فردایت من نیستم اما به بودنت دلخوشم چرا که با نبودنت من هیچم .تو خود نیز نمی دانی که صدایت تمام غمها را از دلم می شوید، آری من با صدایت خوشبختم و هر شبترانه دوستیمان را به یاد تو گوش میدهم و نا امیدانه به امید فردا میمانم شاید که فردا یا فردایی مرا همسفر زندگی ات کنی اگر هم آرزوی بزرگی است به دوست داشتنت راضی ام فقط دوستم بدار و بس !

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

    باورم کن باور من باورم کن صادقانه باورم کن اي دليل پرسه هاي عاشقانه

    فقط براي تو.آري براي تو براي چشم هاي پر مهر وعطوفت تو من هنوز عاشقانه مي نويسم.

    اين را باور کن که در تنهايي خويش تنها در افکار پيچيده ومبهم خود زيبايي چشمهاي عاشق ترا ترسيم مي کنم

    و درهربيت شعرم از معناي نگاههاي گرم و صميمي تو هزاران واژه مي نويسم.

    من ازافق طلايي قلبت زندگي را آغاز مي کنم و همراه تو با کوله باري از باورهاي عاشقانه

    قله هاي سپيده فردا را فتح خواهم کرد واين بار فرياد خواهم زد

    اسمت را از بلنداي فرداها تا بدانند که دوست دارم ترا به ارزش همه زندگي کردن ها.باورم کن

    که در اين دنيا همه چيز غير باور است جز عشق.عشق دريچه ايست بسوي زندگي عشق دنيايي است پر از باور...

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

    تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم

    تو را به خاطر عطر نان گرم

    براي برفي که اب مي شود دوست مي دارم

    تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

    تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم

    تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

    براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت

    لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم

    تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم

    براي پشت کردن به ارزوهاي محال

    به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم

    تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

    تو را به خاطربوي لاله هاي وحشي

    به خاطر گونه ي زرين افتاب گردان

    براي بنفشيه بنفشه ها دوست مي دارم

    تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

    تو را به جاي همه کساني که نديده ام دوست مي دارم

    تورا براي لبخند تلخ لحظه ها

    پرواز شيرين خا طره ها دوست مي دارم

    تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم

    اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي اسمان دوست مي دارم

    تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست مي دارم

    تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

    تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ...دوست مي دارم

    تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ...دوست مي دارم

    براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي نخستين گناه

    تو را به خاطر دوست داشتن...دوست مي دارم

    تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم...دوست مي دارم

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

    دوباره تنها شده ام دوباره دلم هوای تو رو کرده

    خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم

    به یاد شبی می افتم که تو را میان شمع ها دیدم

    دوباره می خواهم به سوی تو بیایم تو را کجا میتوان دید

    در اواز شب اویزهای عاشق در چشمان یک عاشق مضطرب

    در سلام کودکی که تازه واژه را اموخته

    دل می خواهد وقتی باغها بیدارند برای تو نامه بنویسد

    و تو نامه هایم را بخوانی و جواب انها را به نشانی نیمه

    گمشده ات بفرست ای کاش میتوانستم تنهاییم را برای تو معنا کنم

    وازگوشه های افق برایت اواز بخوانم کاش می توانستم همیشه از

    توبنویسم می ترسم نتوانم بنویسم و کسی ادامه سرود قلبم

    را نشنود می ترسم نتوانم بنویسم و اخرین نامه ام

    در سکوتی محض بمیرد و تازه ترین شعرم به

    تو هدیه نشود

    دوباره شب دوباره تپش های دل بیقرارم

    دوباره سایه ی حرفهای توکه روی دیوار روبرو می افتند

    دل میخواهد همه دیوارها پنجره شوند و من تو را میان

    چشمهایم بنشانم دوباره شب دوباره شب دوباره خودکاری

    که با همه ابرهای عالم پر نمی شود دوباره شب دوباره

    تنهایی دوباره سکوت دوباره من و یک دنیا خاطره با تو

    عشق زندگیم سمیرا جون .
     

    موضوعات مشابه

    baranbahar و Elnaz 89 از این پست تشکر کرده اند.
  2. ali ss

    ali ss کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏30 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    2,646
    تشکر شده:
    1,934
    جنسیت:
    مرد
    خط پایینی توعکس اصلا معلوم نبودچی نوشته بودی.
     
  3. Elnaz 89

    Elnaz 89 تا خدا هست دگر غصه چرا؟؟؟ کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏31 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    649
    تشکر شده:
    902
    جنسیت:
    زن
    تکرار همون خط بالا بود :
    کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت ...
     
  4. Elnaz 89

    Elnaz 89 تا خدا هست دگر غصه چرا؟؟؟ کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏31 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    649
    تشکر شده:
    902
    جنسیت:
    زن
    قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شد و چند واژه را پنهان کرد…
    قرار نیست بفهمی که دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی است…
    قرار نیست که بفهمی چقدر دوستت دارم! و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرد…
    برای شب هایی که در تمام فال های حافظ هم خبری از آمدنش نباشد و هزاربار پیراهنش را بوییده باشی!

    هنوز زود است… برای تو که از حال دلم غافلی زود است… نباید بفهمی که این روزها چقدر دلتنگم… نباید بفهمی که قدم هایم هر روز پیر و پیرتر شده اند ! و هر روز سایه ام ، کمرش خم و خم تر می شود!

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

    دیگر شمار شبهایی که در سکوت زیر لحافی که من را در خود پناه می دهد گریه کرده ام از حساب انگشتانم گذشته و چقدر خفه کننده است آرام گریستن. برای مهار بغض تمام وجودم را سپر کرده ام اما وجودم در این جنگ شکست خورده .همیشه عشق زیبا نیست وقتی به درد هایش فکر می کنی بغضت می ترکد و تازه به خود می آیی! کاش سیلی به گوشم می نواخت و مرا در تنهایی خیانت رها می کرد نه اینکه دلم را مالامال درد می ساخت. افکارم از هم پاشیده و ضعف روحی ام را هنگام بغض از لرزش دستانم میشود تشخیص داد. چه کسی گفته آنها که عاشقند هرگز متنفر نمی شوند! قطعا این سخن کسانی است که معنی عشق را فقط در معشوقه بودن چشیده اند ،نه در عاشق بودن. معشو ق هایی که دل کندن برایشان به آسانی لبخندی است که به دیگران هدیه می کنند و دم از آزادی می زنند ، هنگامی که بهشان گفته می شود دوستت دارم...

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------

    وقتی یه روز به این نتیجه برسی کسی که انقدر عاشقش بودی، به خاطرش حاضر بودی هر کاری بکنی لیاقت عشق تورو نداشته چیکار می کنین؟ وقتی که با بی احساسی و بی توجهی خودش عشق تو رو لگد مال کنه و بی ارزش بپنداره چی کار می کنی؟ وقتی حتی در مقابل اس ام اس بارون احساست یا دلتنگی خشمت گوشیشو خاموش کنه تا مزاحمش نشی چی کار می کنی؟ وقتی که انتظار داری از دلت ناراحتی تو رو بیرون بیاره در مقابلش بر گرده بگه حوصله ناراحتی تو رو ندارم حالت خوب شد با هم حرف می زنیم چی کار می کنی؟ وقتی تهدید به جدایی می کنی و اون عکس العملی واسه رفتنت نشون نمیده چی کار می کنی؟ چند نفر از شما طعم این لحظات رو به تلخی چشیدین؟








    من میفهمم . خوب هم میفهمم. اما امید وارم هیچ * دیگه این حس رو نفهمه. چون برای درک این حس باید خرد شده باشی. و من ...
     
  5. Elnaz 89

    Elnaz 89 تا خدا هست دگر غصه چرا؟؟؟ کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏31 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    649
    تشکر شده:
    902
    جنسیت:
    زن
    کاش میشد هیچکس تنها نبود
    کاش میشد دیدنت رویا نبود
    گفته بودی باتو میمانم ولی
    رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
    سالیان سال تنها مانده ام
    شاید این رفتن سزای من نبود
    من دعا کردم برای بازگشت
    دستهای تو ولی بالا نبود
    باز هم گفتی که فردا میرسی
    کاش روز دیدنت فردا نبود …
     
  6. baranbahar

    baranbahar ♥♥♥♥♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    18,925
    تشکر شده:
    17,497
    جنسیت:
    زن
    دوباره تنها شده ام دوباره دلم هوای تو رو کرده

    خودکارم را از ابر پر می کنم و برایت از باران می نویسم
    -80--80-
     

کاربران با جستجوی این کلمات وارد انجمن شده اند

  1. نامه های دلتنگی

    ,
  2. نامه دلتنگی

    ,
  3. نامه عاشقانه دلتنگی

    ,
  4. نامه دلتنگی برای معشوق,
  5. نامه دلتنگي
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.