1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

شعرطنزحافظ

شروع موضوع توسط saeed 31 در ‏7 آوریل 2013 در انجمن جوک های خنده دار

  1. saeed 31

    saeed 31 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏24 مارس 2013
    ارسال ها:
    1,220
    تشکر شده:
    1,042
    جنسیت:
    مرد
    نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
    ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس
    گفتم: سلام حافظ گفتا : عليک جانم
    گفتم: کجا روي؟ گفت والله خود ندانم
    گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
    گفتم: چگونه اي؟ گفت: در بند بي خيالي
    گفتم که تازه تازه شعر و غزل چه داري؟
    گفتا که مي سرايم شعر سپيدباري
    گفتم: ز دولت عشق، گفتا: کودتا شد
    گفتم: رقيب، گفتا: کله پا شد
    گفتم: کجاست ليلي؟ مشغول دلربايي؟
    گفتا: شده ستاره در فيلم سينمايي
    گفتم: بگو، ز خالش، آن خال آتش افروز؟
    گفتا: عمل نموده، ديروز يا پريروز
    گفتم: بگو ز مويش، گفتا که مش نموده
    گفتم: بگو، ز يارش، گفتا ولش نموده
    گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟
    گفتا: شديد گشته معتاد گرد و افيون
    گفتم: کجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
    گفتا: خريده قسطي تلويزيون به جايش
    گفتم: بگو، ز ساقي حالا شده چه کاره؟
    گفتا: شدست منشي در دفتر اداره
    گفتم: بگو؛ ز زاهد آن رهنماي منزل
    گفتا: که دست خود را بردار از سر دل
    گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها
    گفتا: آژانس دارد با تور دور دنيا
    گفتم: بگو، ز محمل يا از کجاوه يادي
    گفتا: پژو، دوو، بنز يا گلف نوک مدادي
    گفتم که قاصدت کو آن باد صبح شرقي
    گفتا که جاي خود را داده به فاکس برقي
    گفتم: بيا ز هدهد جوييم راه چاره
    گفتا: به جاي هدهد ديش است و ماهواره
    گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟
    گفتا: به پست داده، آورد يا نياورد؟
    گفتم: بگو ز مُشکٍ آهوي دشتِ زنگي
    گفتم: سراغ داري ميخانه اي حسابي؟
    گفتا: آنچه بود از دَم گشته چلو کبابي
    گفتم: بيا دو تايي لب تر کنيم پنهان
    گفتا: نمي هراسي از چوب پاسبانان؟
    گفتم شراب نابي تو دست و پا نداري؟
    گفتا که جاش دارم وافور با نگاري
    گفتم: بلند بوده موي تو آن زمان ها
    گفتا : به حبس بودم اَز ته زدند آن ها
    گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتي؟
    گفتا: نديده بودم هالو به اين خرفتي
     
  2. zedehal

    zedehal کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2012
    ارسال ها:
    1,358
    تشکر شده:
    950
    جنسیت:
    زن
    این مطلب تکراریه چون یک بار هم من این مطلب را گذاشتم
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.