1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

پری دریایی ، السی

شروع موضوع توسط saeed 31 در ‏15 آوریل 2013 در انجمن دانستنیهای جالب

  1. saeed 31

    saeed 31 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏24 مارس 2013
    ارسال ها:
    1,220
    تشکر شده:
    1,042
    جنسیت:
    مرد
    " السی " دخترکوچکی بود که با پدر و مادرش در خانه ای نزدیک ساحل دریا زندگی می کرد
    و به همین خاطر روزی سه ، چهار ساعت داخل آب یا توی ساحل بود .
    در یکی از روزها " السی " از زبان پیرمردی که کنار ساحل بستنی می فروخت ،
    داستانی در مورد پری دریایی شنید .
    از آن روز به بعد دخترک تمام هوش و حواسش پی آن بود که چگونه می تواند تبدیل به
    یک پری دریایی شود .
    او ابتدا این سؤال را از پدرش پرسید ، اما پدر " السی " که تمام فکرش این بود که روزها
    تعداد بیشتری پیراشکی در کنار ساحل بفروشد ، با بی حوصلگی به او جواب سربالا داد .
    پس از آن دخترک از مادرش ، همسایه ها و خلاصه از هر کسی که می شناخت این سؤال را پرسید
    اما جواب را پیدا نکرد تا اینکه یک روز حوالی ظهر که طبق معمول هر روز به دستور پدرش ،
    باید پیراشکی های داغی را که مادر در خانه درست می کرد به دست او می رساند ،
    حدود ۲۰ پیراشکی توی سینی گذاشت و کنار ساحل به سوی دکه ی پدرش راه افتاد که ناگهان چشمش به
    مردی افتاد که کنار آب نشسته بود " السی " که خبر نداشت آن مرد یک دله دزد است ،
    به سویش رفت و از او پرسید : "چگونه می توان پری دریایی شد ؟ "


    مرد دزد وقتی چشمش به پیراشکی ها افتاد ، فکری به سرش زد و نقطه ای را در فاصله صد متری -

    داخل دریا - به " السی " نشان داد و گفت : " تو باید تا آنجا شنا کنان بروی و از کف دریا که عمقش
    فقط یک متر است ، پنج تا صدف برداری و بیاوری اینجا تا من راز پری دریایی شدن را به تو بگویم . "


    دختر بینوا با خوشحالی سینی پیراشکی ها را به دست مرد دزد سپرد و به آب زد و صد متر را شنا کرد و

    هر طوری بود از کف دریا پنج صدف پیدا کرد و راه رفته را برگشت اما وقتی مرد را ندید تازه فهمید
    کلک خورده است ! لذا در حالی که گریه می کرد نگاهی به صدفها انداخت که ناگهان دید
    داخل یکی از صدفها ، مرواریدی درشت و درخشان وجود دارد !


    " السی " معطل نکرد و با سرعت به طرف دکه ی پدرش دوید ...


    آری ، دخترک شاید نمی دانست چگونه می توان پری دریایی شد ،
    اما خوب می دانست که قیمت آن مروارید برابر است با قیمت تمام مغازه هایی که در ساحل دریا قرار دارد!
     

    موضوعات مشابه

    گلناز2222 و maryam222 از این پست تشکر کرده اند.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.