1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

سلام حال همه ما خوب است

شروع موضوع توسط shayan s2 در ‏29 آوریل 2013 در انجمن شعر و مشاعره

  1. shayan s2

    shayan s2 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    1,390
    تشکر شده:
    621
    جنسیت:
    مرد
    حال همه‌ی ما خوب است​
    ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،​
    که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند​
    با اين همه عمری اگر باقی بود​
    طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم​
    که نه زانویه آهویی بی جفت بلرزد و​
    نه این دل ناماندگار درمانده​
    تا يادم نرفته است بنويسم​
    حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود​
    میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است​
    اما تورا اول حتی هر وهله​
    گاهی، هر از گاهی​
    ببین انعکاس تبسم رویا​
    شبیه شمایل شقایق نیست؟​
    راستی خبرت بدهم​
    خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام​
    بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار … هی بخند!​
    بی‌پرده بگويمت​
    چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد​
    فردا را به فال نيک خواهم گرفت​
    دارد همين لحظه​
    يک فوج کبوتر سپيد​
    از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد​
    باد بوی نامهای کسان من می‌دهد​
    يادت می‌آيد رفته بودی​
    خبر از آرامش آسمان بياوری!؟​
    نامه‌ام بايد کوتاه باشد​
    ساده باشد​
    بی حرفی از ابهام و آينه،​
    از نو برايت می‌نويسم​
    حال همه‌ی ما خوب است​
    اما تو باور نکن!​
    بيا برويم رو به روی بادِ شمال​
    آن سوی پرچين گريه‌ها​
    سرپناهی خيس از مژه‌های ماه را بلدم​
    که بی‌راهه‌ی دريا نيست.​
    ديگر از اين همه سلامِ ضبط شده بر آدابِ لاجرم خسته‌ام​
    بيا برويم!​
    آن سوی هر چه حرف و حديثِ امروزست​
    هميشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقی‌ست​
    می‌توانيم بدون تکلم خاطره‌ئی حتی کامل شويم​
    می‌توانيم دمی در برابر جهان​
    به يک واژه ساده قناعت کنيم​
    من حدس می‌زنم از آوازِ آن همه سال و ماه​
    هنوز بيت ساده‌ئی از غربتِ گريه را بياد آورم.​
    من خودم هستم​
    بی خود اين آينه را رو به روی خاطره مگير​
    هيچ اتفاق خاصی رخ نداده است​
    تنها شبی هفت ساله خوابيدم و بامدادان هزارساله برخاستم.​
    دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم​
    صبوری می‌کنم تا تمام کلمات عاقل شوند​
    صبوری می‌کنم تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود​
    صبوری می‌کنم تا طلوع تبسم، تا سهم سايه،‌ تا سراغِ همسايه …​
    صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ …​
    تا مرگ، خسته از دق‌البابِ نوبتم​
    آهسته زير لب … چيزی، حرفی، سخنی بگويد​
    مثلا وقت بسيار است و دوباره باز خواهم گشت!​
    هِه! مرا نمی‌شناسد مرگ​
    يا کودک است هنوز و يا شاعران ساکتند!​
    حالا برو ای مرگ، برادر، ای بيم ساده‌ی آشنا
    تا تو دوباره بازآیی
    من هم دوباره عاشق خواهم شد!
     

    موضوعات مشابه

    bahador khan و اسرا از این پست تشکر کرده اند.
  2. baranbahar

    baranbahar ♥♥♥♥♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    18,925
    تشکر شده:
    17,497
    جنسیت:
    زن
    خیلی قشنگ بود مرسی -gol-
     
    bahador khan از این پست تشکر کرده است.
  3. bahador khan

    bahador khan برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    2,425
    تشکر شده:
    889
    جنسیت:
    مرد
    گر بگویم حال من خوب است میگویم دروغ......باز از نو این دروغ کهنه را باور نکن....

    مرسی....زیبا بود......
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.