1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

خدا....

شروع موضوع توسط sepideh در ‏8 مه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. sepideh

    sepideh کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2012
    ارسال ها:
    5,631
    تشکر شده:
    4,036
    جنسیت:
    زن
    as4.picofile.com_file_7735441612_khodaa_www_atrebaroon_blogfa_com_.jpg
    یه خانواده ی سه نفری بودن
    یه دختر کوچولو بود با مادر و پدرش
    بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل
    به دختر کوچولوی ما میده
    بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت .
    دختر کوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه
    که اونو با داداش کوچولوش تنها بذارن.
    اما مامان و باباش می ترسیدن
    که دختر کوچولوشون حسودی کنه
    و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.
    اصرارهای دختر کوچولو اونقدر زیاد شد که
    پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن
    اما در پشت ِ در اتاق مواظبش باشن.
    دختر کوچولو که با برادرش تنها شد ...
    خم شد روی سرش و گفت :
    داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی
    به من میگی قیافه ی خدا چه شکلیه ؟
    آخه من کم کم داره یادم میره ..........
     

    موضوعات مشابه

    Green-life از این پست تشکر کرده است.
  2. Green-life

    Green-life کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏28 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    1,374
    تشکر شده:
    1,273
    جنسیت:
    زن
    مرسی;)
     
  3. sepideh

    sepideh کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2012
    ارسال ها:
    5,631
    تشکر شده:
    4,036
    جنسیت:
    زن

    قربونت thCA22T77S.jpg
     
    Green-life از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.