1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

ناگفته های مهران فر و تنابنده از پایتخت 3

شروع موضوع توسط ♥azin baroon♥ در ‏9 مه 2013 در انجمن دانستنیهای جالب

  1. ♥azin baroon♥

    ♥azin baroon♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2012
    ارسال ها:
    11,394
    تشکر شده:
    5,155
    مجموعه «پایتخت2» همان‌قدر خودش را در دل بینندگان جا كرد كه «پایتخت1» و البته شاید هم كمی بیشتر. مجموعه تلویزیونی كه بازار نسبتا داغ شبكه‌های ماهواره‌ای را از رونق انداخت، در نوروز 92 با همان داستان‌های نقی و ارسطو و البته، بابا پنجعلی و این بار نیز دیالوگ‌های بی نظیرش مهمان عیدانه خانه‌های مردم بود. همین بود كه بعد از نوروز همه دلتنگ گرم و گیرایی ارسطو و نقی شده و درباره این مجموعه صحبت می‌كردند.
    ما هم با خودمان وعده كردیم كه قهرمانان نوروزی را در صفحات ایده‌آل مهمان كنیم. چندین و چند تلفن، چند روز انتظار و كمی تاخیر روال قابل پیش‌بینی نهایی كردن قرار و مدارمان با محسن تنابنده و احمد مهران‌فر بود. گفت‌وگو انجام شد اما خبری از نقی و ارسطو نبود. تنابنده و مهران‌فر جدی‌تر از آنی بودند كه تصورش را می‌كردیم. نه بگو بخندی در كار بود و نه فراغ بالی از سوی ما! مصاحبه را اما مردان محبوب نوروزی كه جدیت‌شان كمی ما را معذب می‌كرد جلو می‌برد هرچند روایت‌هایشان شنیدنی بود و جالب توجه.
    این جزو آرزوهایم نبود

    در ایران مجموعه تلویزیونی كه سری‌های دوم و سوم آن ساخته شود و بتواند مخاطب خود را حفظ كند تقریبا ساخته نشده است. پایتخت 2 در شرایطی به موفقیت رسید كه تلویزیون در شرایط خاصی به سر می‌برد و تعداد مخاطب‌های تلویزیون روز به روز کم و زیاد و متفاوت‌تر از سال‌های قبل می‌شد و تقریبا برخی خانواده‌ها به سریال‌های ماهواره‌ای یا شبكه‌ خانگی رو كردند علت این موفقیت را چه چیز می‌دانید؟

    تنابنده: قبلا سری‌های دو و سه سریال آسمان شهر و مرد دوهزار چهره و سه هزارچهره هم ساخته شده اما مجموعه پایتخت به لحاظ شكل و فرم خیلی با آن كارها متفاوت است. قصه سریال، شكل بازیگری و نحوه كارگردانی با بقیه سریال‌ها فرق دارد حقیقت ماجرا این است كه مشكل بسیار بزرگ سینما و تلویزیون ما این است كه مهم‌ترین عنصر سینما و تلویزیون را نادیده می‌گیریم درحالی كه مدت‌ها راجع به آن صحبت می‌شود اما عملا كاری كه ما را به جلو پیش ببرد انجام نمی‌شود.
    من فكر می‌كنم مهم‌ترین فاكتور شناخت مخاطب است. چیزی كه ما اصلا راجع به آن فكر نمی‌كنیم. در تلویزیون كار مشكل‌تر از سینماست چون تلویزیون رسانه سهل‌الوصول‌تری است، هزینه كمتری برای ساخت برمی‌دارد و راحت‌تر دیده می‌شود. البته به همان اندازه نگه داشتن مخاطب آن كار دشوارتری است. آنچه مسلم است این است كه از سیاستگذاران و تصمیم‌گیرنده‌ها گرفته تا آرتیست‌ها و بقیه عوامل كار تلویزیون را خیلی جدی نمی‌گیرند. فكر می‌كنم پایتخت پروژه‌ای است كه پای آن خیلی زحمت كشیده شده اما كار خاص و عجیب و غریبی نبود. به هر حال پایتخت برای من جزو ‌آمال و آرزوهایم نبوده است.

    تنابنده: می‌گفتند بیشتر تماشاچی‌ها در تهران زندگی می‌كنند. 14-13 میلیون نفر در تهران را باید راضی نگه داشت ضمن اینكه ریخت كار برای آنها جالب نبود چون آنها كلیشه‌های شدید آپارتمانی داشتند که یك مقطعی بسیار راهگشا و عالی بودند. تركیب بازیگران هم برای آنها قابل قبول نبود. همه می‌گفتند بازیگری را بیاورید كه چهره باشد و مردم عاشق كارهایش باشند.

    برنامه‌های عروسكی که کاملا پوچ هستند

    به نظرم در هر حرفه و شغل یك چیزی سكوی پرتاب رسیدن به یك مرحله دیگر است. مثلا یك فوتبالیست كه در تیم ضعیف بازی می‌كند كه بیشتر به چشم بیاید و به یك تیم بهتر دعوت شود. به نظر می‌آید برای شما هم پایتخت یك سكوی پرتاب بوده برای رسیدن به جایگاه بهتر. بعد از این همه به چشم آمدن و دیده شدن توانایی‌ها قرار است درنهایت به كجا برسید؟

    تنابنده: از نظر من رسیدن به جای خاصی وجود ندارد كه ما بخواهیم الزاما دنبال آن باشیم.

    منظورم مرحله بعد آن است.

    تنابنده: واقعیت این است كه به مرحله بعد هم فكر نكرده‌ام. معمولا بین كارهایم فاصله وجود دارد. یادم می‌آید وقتی پایتخت یك پخش شد تلویزیون یكی، دو جلسه كوچك برگزار كرد مبنی براینكه كسانی كه كارهای شیرین می‌سازند دورهم جمع می‌شوند كه كمی منسجم‌تر به تلویزیون فكر شود اما به همان یكی، دو جلسه ختم شد و هیچ پیشرفتی حاصل نشد. قرار بود بعد از پایتخت كمی معادل‌ها و شیوه كار تغییر كند اما دوباره برنامه‌های تلویزیون به همان ورطه افتاد و حتی پایتخت در بعضی مواقع با اینكه پیشرو بود و فضا را تغییر داد - منظورم استفاده از لهجه و گویش شیرینی است كه تا قبل از آن خیلی سخت می‌شد به آن پرداخت - اما باید مورد حراست قرار می‌گرفت و به جای آنكه از آن پاسداری كنند مبدأیی شد برای اینكه كارهای دیگر خیلی سهل‌انگارانه ساخته شوند. مثلا یكسری عروسك‌هایی كه می‌شد خیلی راحت‌تر حرف بزنند شروع كردند با لهجه مازندرانی صحبت كردن و برنامه‌های كودك تلویزیونی كه جز پوچی هیچ‌چیز نداشتند شروع كردن با این لهجه صحبت كردن، خب این موضوع دقیقا ما را برمی‌گرداند به آن روزگاری كه تا حرف لهجه می‌شد عده‌ای می‌گفتند ما را مسخره می‌كنی؟! به هر حال این حفظ و حراست باید از طرف سیاستگذارها و مدیران تلویزیون اتفاق می‌افتاد تا دوباره این فضا لوس نشود.
    اول باید خودمان خوش مان بیاید

    درحال حاضر فارغ از استقبالی كه از كار شده و خواسته‌ای كه مردم داشتند هنوز آن احساس را دارید كه باید كار ادامه پیدا كند.

    مهران‌فر: فعلا برای من چنین حسی وجود ندارد. به هرحال ما فرصت این را داشتیم كه هركاری دوست داشتیم انجام بدهیم اما از حالا به بعد خالی هستیم و چیزی نداریم كه بخواهیم ادامه بدهیم. مگر اینكه در طول ایامی كه در پیش‌رو داریم اتفاقی بیفتد یا قصه‌ای پیش بیاید كه گروه بخواهد پایتخت3 را هم بسازد.

    تنابنده: خیلی طبیعی است كه ما به عنوان بازیگر و نویسنده این خودخواهی را داشته باشیم كه از كاری که میخواهیم انجام دهیم لذت ببریم. اگر خودت از قصه خوشت نیاید قطعا مخاطب هم از آن خوشش نخواهد آمد.

    هیچ‌* با ساختن پایتخت موافق نبود

    مدت فیلمبرداری پایتخت2 چقدر طول كشید؟

    از 4 دی فیلمبرداری را شروع كردیم تا 9 فروردین.

    این مدت زمان طولانی در كامیون نشستن سخت نبود؟

    كامیون سوار و پیاده شدن واقعا كار سختی است به خصوص برای خانم‌ها و بچه‌‌ها. اما باید مرتب برای تنظیم صدا و تنظیم دوربین از كامیون پیاده می‌شدیم. سرمای وحشتناك هم خیلی ما را اذیت كرد.

    قبل از پخش پایتخت 2 پیش‌بینی كرده بودید با چنین استقبالی مواجه شوید؟

    مهران‌‌فر: واقعیت این است كه اصلا فكر نمی‌كردیم پایتخت بتواند آنقدر سر و صدا به پا كند و به چشم بیاید. می‌دانستم كه یك متن قوی دارد و نقش ارسطو ویژگی‌هایی دارد كه من را قلقلك می‌دهد و دوست دارم در آن نقش قرار بگیرم. فكر می‌كنم هیچ كدام از افراد تیم نمی‌دانستند پایتخت تبدیل به كاری فراگیر می شود و بعد از تمام شدن كار آمدیم بررسی كردیم كه پایتخت چه ویژگی‌هایی داشته و از بین آن ویژگی‌ها یكسری از نكات را برای پایتخت 2 برداشتیم و آنها را برجسته كردیم.

    تنابنده: البته من با نظر احمد كاملا مخالفم چون من این كار را به وجود آوردم. از خیلی قبل حساب‌شده‌تر به آن فكر كرده بودم چون من آدم ترسویی بودم و خیلی اهل تلویزیون نبودم، در سینما هم شرایط خوبی داشتم پس ملزم بودم خیلی‌خیلی فكر كنم و یك فیلمنامه خیلی دقیق بنویسم. احمد درست می‌گوید واقعا فكر نمی‌كردیم این همه از پایتخت2 استقبال شود ولی قدم‌ها را آهسته و دقیق برداشتیم.

    مهران‌فر: از ابتدا از روی متن مشخص بود كار حرفه‌ای را در پیش داریم، هیچ كدام از ما كار تلویزیون انجام نمی‌دادیم ما سینمایی بودیم بنابراین گفتم حالا كه می‌خواهیم به تلویزیون بیاییم یك كار خوب و متفاوت را شروع كنیم.

    ایده اولیه قصه پایتخت از كجا نشات گرفت؟

    تنابنده: ما قصه خانواده‌ای را ساختیم كه شرایطی را پیدا می‌كنند كه پشت كامیون زندگی كنند و كم‌كم زندگی آنجا برایشان به معناهای جدید می‌رسد همه اینها موضوعات دیداری است. همین جذابیت بصری ذهن مرا مشغول كرده و یك‌سالی با آن كلنجار می‌رفتم. تورج اصلانی یك ایده مطرح كرد. با احمد خیلی راجع به آن ایده حرف زدیم و بعدها من به تنهایی روی آن كار كردم تا تبدیل شد به پایتخت یك. به نظرم بصری بودن یك كار خیلی مهم است. برای من روزهای سختی بود چون همه مخالف صد درصد ایده من بودند اینكه بخواهند بیایند كاری را از آنتن حساس نوروز پخش كنند كه آدم‌های آن با لهجه صحبت كنند ، تلویزیون از این ماجرا فراری بود. می‌گفتند بیشتر تماشاچی‌ها در تهران زندگی می‌كنند. 14-13 میلیون نفر در تهران را باید راضی نگه داشت ضمن اینكه ریخت كار برای آنها جالب نبود چون آنها كلیشه‌های شدید آپارتمانی داشتند که یك مقطعی بسیار راهگشا و عالی بود. تركیب بازیگران هم برای آنها قابل قبول نبودند. همه می‌گفتند بازیگری را بیاورید كه چهره باشد و مردم عاشق كارهایش باشند. همه این مسائل شرایطی بود كه در بدو كار به آن فكر شده بود.


    L136794919360.jpg

    فكر می‌كردند با من تلویزیون زمین می‌خورد اما...

    محسن تنابنده‌ای كه سال‌ها در سینمای هنری مشغول به كار بود چطور توانست با پارامترهای تلویزیون كنار بیاید.

    تنابنده: خیلی‌ها فكر می‌كردند كه با آمدن من به تلویزیون، تلویزیون زمین می‌خورد. اصلا این اتفاق نیفتاد. خیلی چیزها از نظر آنها ریسك بود اما ما حتی به عنصر بسیار مهم دقیق برداشتن وسایلی كه برای سفر لازم است هم فكر كردیم. منظورم این است كه ما فكر مدیریتی نداشتیم و همان فكر اجرایی و تخصصی ما باعث شده بود از آنها بیشتر بدانیم. من آن روز می‌دانستم ارزش احمد مهران‌فر كجاست و می‌فهمیدم چه بازیگری است و چه توانایی‌هایی دارد.

    می‌دانستم ریما رامین‌فر و آقای خمسه چطور بازی می‌كنند. به همین دلیل خیلی چیزها از نظر آنها خیلی مبهم بود. حتی سیروس مقدم ریسك خیلی بالایی كرد و ممكن بود همه چیز به هم بریزد و شكست بخورد اما برای من از روز اول بارقه‌هایی از امید وجود داشت، یك یقینی در من به وجود آمد كه فكر می‌كردم اگر پایتخت تبدیل به كار پر سروصدایی هم نشود كار بسیار آبرومندی از آب درمی‌آید.

    مهران‌فر: چیزی كه باعث شد پایتخت 2 را بسازیم 2 چیز بود؛ یكی مخاطبی كه تشنه بود و دوست داشت باز این آدم‌ها را ببیند و یك دلیل دیگر هم خود ما بودیم فكر می‌كردیم هنوز آن نقش‌ها جای كار دارند و در 13 قسمت ما نتوانستیم همه حس‌ها و لحظه‌ها را دربیاوریم بنابراین خود ما هم وقتی دیدیم تماشاگر از ما طلب می‌كند سریال را ادامه دهیم راغب شدیم سری 2 آن را بسازیم.

    چرا پایتخت2 در عراق ساخته شد؟

    اساسا در ایران به مبحث تحقیق هیچ توجهی نمی‌شود، نه برای تحقیق هزینه‌ای در نظر می‌گیرند و نه زمانی برای آن اختصاص داده می‌شود. ممكن است كسی دوست داشته باشد ولی این كار را دلی انجام دهد اما درنهایت فضایی برای پرداختن به این موضوع وجود ندارد؟

    تنابنده: بعد از اینكه پایتخت یك تمام شد با وسواس شدید دنبال قصه می‌گشتم یك قصه‌ای كه پیوندهای محكمی با مردم داشته باشد و از دل مردم بیرون بیاید و به دل مخاطب بنشیند به همین دلیل با احمد مهران‌فر و آقای مقدم سفرهای زیادی كردیم. من و احمد چندروزی به عراق رفتیم، چون آن ایده اولی كه در ذهن‌ من بود در عراق اتفاق می‌افتاد. به همین دلیل یك سفر زمینی بسیار مشقت‌بار به كربلا و نجف و دربرگشت به بصره و شلمچه داشتیم و با دقت هرچه تمام‌تر این مرزها را بررسی می‌كردیم.

    احمد: تا بدانیم كدامیك از مرزها برای ما بهتر و راحت‌تر است.

    تنابنده: ندیده‌ام كسی برای یك كار شیرین آنقدر مرارت و سختی بكشد. این تنها به این دلیل بود كه ما دنبال راضی كردن خودمان بیشتر از بقیه بودیم. خیلی‌ها ماجرا را خودخواهی می‌بینند. راجع به خودخواهی محسن تنابنده نوشته‌اند. من می‌گویم خودخواهی من، سیروس مقدم، الهام غفوری، احمد مهران‌فر چنانچه به رشد و تعالی كار بینجامد كار درستی است. این سفر، سفر سختی بود. من هیچ‌وقت فیلمنامه‌ای ننوشتم كه روی كار تسلط نداشته باشم اینكه بنشینم در خانه و راجع به قصه‌ای فكر كنم كه جلو برود را دوست ندارم. درنهایت وقتی به كربلا رسیدیم آنجا را به لحاظ رنگ و نور و تصاویر مناسب ندیدیم.

    20بار به مازندران سفر کردم

    یعنی داستان همین داستان بود فقط مكان جایی دیگر بود؟
    تنابنده: دنبال زمین مناسب بودیم. می‌خواستیم بررسی كنیم كه كجا این امكان را به ما می‌دهد كه تصاویر زیبا هم داشته باشیم. درنهایت متوجه شدیم با شرایط بسیار بدی مواجه هستیم. در كربلا سر هر كوچه یك نفر نگهبانی می‌داد، عملا امكان فیلمبرداری وجود نداشت.

    مهران‌فر: به لحاظ تولیدی هم امكان فیلمبرداری نداشتیم چون آنها سینما ندارند و خیلی چیزها را نمی‌دانند. از جهت حراستی هم مشكل داشتیم نمی‌دانستیم امنیت عوامل كار را چطور می‌شود تامین كرد.

    تنابنده: بنابراین بی‌خیال فیلمبرداری در كربلا شدیم. بعد فكر كردیم كجا می‌توان به لحاظ دیپلماتیك، سیاسی و اقتصادی شرایط بهتری داشته باشد و آدم‌ها آنقدر عبوس و گرفته نباشند و فرم آن به پایتخت یك نزدیك باشد و بتوان در آن شیرین بود. به تاجیكستان رسیدیم چون آنها هم فارسی صحبت می‌كردند. آنجا هم دیدیم فصل بسیار سردی است و مرز درستی وجود ندارد و كلا با هواپیما باید رفت‌و‌آمد كنیم. به لحاظ منطق هم درست نبود كاراكترها با كامیون به تاجیكستان رسیده باشند، دیدیم این كار شدنی نیست. ضمن اینكه شرایط مذهبی- سیاسی حاكم بر تاجیكستان با قصه ما جور درنمی‌آمد چون قصه ما بوی شیعه داشت و در آن سنبل مساجد شیعه وجود داشت. خلاصه درنهایت با تحقیقات زیاد به این نتیجه رسیدیم كه قصه در خود ایران اتفاق بیفتد، چون محمل اصلی پایتخت سفر است خلاصه اینطور بود كه پایتخت2 كلید خورد.
    تنابنده: همین جا بگویم که مثلا در مورد نقی شغل نقی تنها شغلی بود كه هرگز در تلویزیون و سینما از آن صحبت نشد. خب انتخاب این شغل بدون تحقیق نبوده و ماحصل 20 سفر من به مازندران است. خیلی برایم مهم بود كه شغل درستی انتخاب كنم كه كلیشه نباشد ضمن اینكه كمك به روند داستان هم باشد.


    0.020768001368040129_jazzaab_ir.jpg

    مسائل مادی برایم مهم نیست

    یك وجه، وجه دلی و هنری قضیه است كه آدم باید خودش ارضا شود. اما قاعدتا یك نگاه اقتصادی هم وجود دارد. وقتی یك كاری موفق می‌شود خود به خود یك اراده‌ای به وجود می‌آید كه استفاده اقتصادی بیشتری از شرایط می‌شود.

    تنابنده: این مسئله در مورد من صدق نمی‌كند به این دلیل كه در دوره‌ای كه پایتخت1 حسابی گرفته بود و به من پیشنهاد پایتخت2و داده شد، می‌گفتند از لحاظ مالی به نفع توست و... اما من اینکار را نکردم.

    مهران‌فر: می‌ترسم؛تنابنده: نمی‌ترسم

    نگران برچسبی كه ممكن است عوام به شما و گروه‌تان بزنند، نیستید. ممكن است خیلی‌ها بگویند این تیم، تیمی است كه كار طنز را خیلی خوب انجام می‌دهند و انتظار داشته باشند فقط این ژانر را دنبال كنید.

    احمد: دقیقا درست می‌گویید. این مسئله نگران‌كننده است. به هر حال ممكن است در محیط كوچك سینما و تلویزیون در چنین كلیشه‌ای جا بیفتی و ممكن است هر آن نقش‌های دیگر از تو دریغ شود، به همین دلیل ما خیلی علاقه نداریم كه پایتخت3 را كار كنیم. چون به شخصه فكر می‌كنم دیگر نتوانم نقش‌های دیگر را بازی كنم یا اگر بخواهم بازی كنم به من بگویند این همان ارسطو است. خب این مسئله برای منی كه تحصیلات بازیگری دارم و دغدغه بازیگری دارم و دوست دارم در نقش‌های متفاوت بازی كنم نگران‌كننده است به همین دلیل هر دوی ما از پایتخت 3 گریزان هستیم.

    تنابنده: نه من گریزان نیستم قطعا برای هر بازیگری سایه سنگینی هست اما...

    مهران‌فر: آقای تنابنده شما كارت درست است (می‌خندد)

    تنابنده: از شوخی گذشته بعد از پایتخت پیشنهادهایی كه به من یا احمد می‌شود خیلی بالا و پایین دارد. به نظر من این مسئله خیلی نگران‌كننده نیست.

    مهران‌فر: ببین محسن اتفاقا به شدت هم نگران‌كننده است.

    به هر حال سینمای ما رو به ورشکستگی است، سینمایی وجود ندارد. تلویزیون هم یك چیزهایی از تو می‌خواهد كه كلیشه شده. می‌خواهد از نقشی استفاده كند كه قبلا استفاده شده و جواب گرفته و موفق بوده مگر نه اینكه در پایتخت مدیران متفق‌القول بودند كه این بازیگران چهره نیستند. ما می‌ترسیم از اینها استفاده كنیم.

    تنابنده: اگر نمی‌ترسم به این دلیل است كه خودم تصمیم می‌گیرم و یك كاری را می‌نویسم و همه چیز آن را تغییر می‌دهم.

    هركس تحملم نمی‌كند

    پشت كار نویسندگی شما قریحه پنهان است یا نه، كار متمركز پروژه را پیش می‌برد؟

    تنابنده: بله، ‌برای من ذوق‌آوری است. خیلی سخت پای فیلمنامه می‌نشینم و هر قصه‌ای را ماه‌ها در ذهنم گسترش می‌دهم و هر روز شاید چیزهایی را در عبور و مرور در رفت و آمدهایم، در گپ و گفت با دوستانم نكته‌هایی كه برای قصه‌ام مناسب است را در دفترچه‌ام می‌نویسم بعد كه فكر می‌كنم قصه‌ام كم‌كم رشد كرده و می‌توان بیشتر راجع به آن فكر كرد، آن زمان آرام‌آرام شروع می‌كنم قصه را روی كاغذ آوردن.

    در كل به هیچ عنوان آدم متمركزی نیستم و خیلی پارتیزانی روی فیلمنامه كار می‌كنم. جز معدودی آدم كه می‌توانند با من كار كنند بقیه تحمل مرا ندارند و به لحاظ اقتصادی و زمانی برایشان به صرفه نیست كه با من همكاری كنند.
     

    موضوعات مشابه

    سایه از این پست تشکر کرده است.
  2. سایه

    سایه کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏27 سپتامبر 2012
    ارسال ها:
    893
    تشکر شده:
    759
    جنسیت:
    زن
    ممنون
     
  3. ♥azin baroon♥

    ♥azin baroon♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2012
    ارسال ها:
    11,394
    تشکر شده:
    5,155
    khjbiainja
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.