1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

جدید ترین خاطرات خنده دار اردیبهشت 92

شروع موضوع توسط saeed در ‏10 مه 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. saeed

    saeed مدیر امور مالی ( سعید محمد ) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 آوریل 2013
    ارسال ها:
    5,015
    تشکر شده:
    6,414
    جنسیت:
    مرد
    عاقا من کلاس سوم راهنمایی بودم معلم نقاشیمون برامون الگو آورده بود که یه گوزن بود که نیم رخ بود به ما هم گفت که این گوزن رو تو دفترمون بکشیم منم که استعداد زیادی تو نقاشی دارم از خودم اثر خلق کردم گوزنی که نیم رخ بود رو با دوتا چشم کشیدم
    خودتون معلم رو تصور کنید

    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    ----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
    من بعضي وقت ها گوشيم و ميدم به بقيه سربازها تا باهاش زنگ بزنن خونشون؛ بعضي وقت ها هم پيش مياد خانواده سربازها زنگ ميزنن به گوشيم و ميگن با فلاني كار دارن؛ منم گوشي رو ميدم به طرف تا با خانوادش حرف بزنه...
    تا اينكه ديروز يكي زنگ زد به گوشيم منم گوشي رو جواب دادم گفتم: "الو...بفرماييد‏"‏ ؛ اونم برگشته ميگه: "سلام؛ با حميد كار داشتم‏"
    من: "حميد كي؟‏"
    اون: "من چه كاره ام؟‏"
    من: "يعني چي تو چه كاره اي؟...تو زنگ زدي به خط من...بيشرف؛ مگه تنت ميخاره كه مزاحم ميشي؟...هان؟...مرديكه بوووق بييپ؛ بوق بوق‏"
    .
    متأسفانه امروز فهميدم فاميلي يكي از سرباز جديدا "چه كاره‏"‏ ست‏!‏‏!‏‏!‏ و اون يارو اي كه زنگ زده پدرش بوده‏!‏‏!‏‏!‏
    سپس پي بردم به سوتي بزرگي كه دادم‏!‏‏!‏‏!‏



    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    خیلی بده اینکه وسط کلاس رفتم تا بیرون اومدم موقع برگشت به داخل کلاس پیراهنم گیر کرد به دستگیره در پاره شد من :( و 60 نفر دختر وسط کلاس:)))

    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------

    بــخدا مـن دهـه شـصتـي ام نــه چـهلــي!!؟
    يـه بـار كـه بچـه بودم رفتـم خونـه خـالم،از پنـجره شـون ديـدم خـانم معـلممون نشسـته داره نــــون ميـخوره!
    ايـــنقدر تعجب كردم كـه معلـممون شـكم داره كـه كفشــامو از پـام درآوردم بـدو بـدو رفتـم خونـه خودمـون تـا ايـن خبر مهم و حيــرت آورو
    بـه مـامـانـم گـزارش بـدم!!
    ما كـجا؟ايـن دهه هشتاديا كجا؟ كـه معلمشونو تـا ميـكنن ميـذارن تـو
    جيـبشون!
    لايك:عامل اصـلي سوختن دهه شصتيـا توي خنگ بودي!!!!

    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    با دوستم داشتیم تو خیابون میچرخیدیدم،ک ی هو دوستم گف فلانی(مخاطب خاص قبلیم) گفتم ولش کن بابا ، گفت ن دور بزن تا ببینت، گفتم ک چی بشه
    گف دور بزن ببینت بهت میگم
    دور زدم مخاطب منو دید ی نگاه خفن کرد، ی دوتا بوق هم ذدم رد شدم از کنارش
    رفیقم: خخخخخ امشب دیگ خوابش نمیبره تا صب بهت فکر میکنه
    من ؛\
    رفیقم :)))
    مخاطب :(((((
    بیشعور کصافط با احساس دختر مردم بازی میکنه
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    ﻳﻪ پﺴﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﻳﻪ پﻴﺞ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ
    britney spears original page ،ﺑﻌﺪ
    ﺗﻮﺷﻢ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﺗﺎﻳپ ﻣﻴﻜﻨﻪ |:
    ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺟﻮ ﮔﻴﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻌﺪ ﻛﻠﻲ
    ﺗﺸﻜﺮ ﻭ ﻗﺪﺭ ﺩﺍﻧﻲ ﻧﻮﺷﺘﻪ: ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺑﺮﻳﺘﻨﻲ
    ﻣﻤﻨﻮﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺎ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﺭﻭ ﻳﺎﺩ
    ﮔﺮﻓﺘﻴﻦ o_O
    ﻳﻌﻨﻲ تحريما اينقد اثر گذار بوده ...؟!

    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    با پسرخالم رفته بودیم پارک ..ذرت مکزیکی خریدیم(دلتون خاست؟)
    من تا نصفه هاش خورده بودم که یهو یکی ازون وسط داد زد تو اینا.....ریخته (نگفتم تا حالتون متحول نشه فوشم بدین)
    در اون لحظه داشتم با کمک اطرافیان معدمو درمیاووردم که خاک مالش کنم بعد با وایتکس دوبار بشورم....بقیشم مفقودالاثر کردم..خلاصه وقتی کارم تموم شدو نفسم بالا اومد دیدم مردم دارن درختارو گاز میزنن بعضیام ازخنده رو زمین پخش بودن......ههیییییییی
    خطاب به شخص بامزه : بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق

    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    یه بار تو یه سمیناری درباره طلا و نقره داشتم صحبت میکردم........بعد اومدم بگم طلا و النگو گفتم الا و طلنگو............! دیگه خودتون بفهمید سالن چجوری منفجر شد

    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    آقا مطلبم تاییدنشه اگ دروغ بگم
    مامانم براى دومین باره زنگ میزنه ب بابام میگه ببخشید اشتباه گرفتم بعدش بابام میگه خواهش میکنم خانوم
    دراون لحظه من:):):)
    داداشام:):):):)
    باباومامانم:-:))-((
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    به استاده آمار ميگيم استاد يه مثالايي بزن مربوط به رشتمون باشه باهاشون ارتباط برقرار كنيم برگشته خيلي شيك و مجلسي ميگه خو باشه مثلا ميزان برق مصرفي يك خانوار!!! خو الان اين جه ربطي به رشته برق داشت مگه رشته ما قبضه برقه !!!! تا حالا انقد يه مثال قانعم نكرده بود الان شدم!
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    عضو شدن تو سایت عجت مقررات سنگینی داره !!! به آدم احساس عضو شدن تو یک گروه مافیایی و حساس رو میده!! الان که با موفقیت عضو شدم ، فک میکنم چه آدم مهمی شدم!!!!
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    آقا(املام همیشه20 هست نمرم کاملا تو حلقتون)داشتم با لپ تاپ(گفتم که املام 20هستش)کار میکردم یهویی از بالای سرم به سمت عقب یه سدایی شبیه وز وز شنیدم جاتون خالی تا به خودم اومدم یه دفعه ای دیدم یه سوسک سیاه بالدار پرید جلوی پام منم مثال کانگرو پریدم رو تختم(مدیونید اگه فکر کنید من از سوسک میترسم)!!! سوسکه هم رفت زیرتخت آبجیم پدرمم میدونه من چندشم میاد همش اذیتم میکنه!!!
    اوه اوه الان صدام کردن سوسکه رفته بود یه اتاق دیگه خواهرم داشت توش درس میخوند داد زد منم رفتم کشتمش(گفتم که نمیترسم فقط چندشم میاد)یه جور زدم سوسکه نیمه جون شد ولی شکشمش پاره شد آره من بدجنسم میدونم نمیخواد بگید فقط به خاطر شجاعتم تشکر کنید
    تشکر=بچه شجاع پسر شجاع آفرین به تو آفرین قهرمان
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    یکی از تفریحات سالمم اینه که وقتی میام فارس پاتوق بعد خوندن مطلب حدس بزنم پست کیه!
    از اونایی که برا خودشون اواتار خاص درست کردن میشه اواتار رو یه جور بزار بزارن!آخه وقتی اول میزارن حدسام بطور عجیبی همشون درست در میان!مرسی!
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    دیروز خواهرم از مدرسه اومد چنان پرید تو اتاق زَهرم اب شد
    میگم چته چرا مثل چی میای تو اتاق ، ترسیدم دیوونه...
    میگه وای قراره فردا ببرتمون اردو ، بدو بدو یه کاغذ خودکار بده یه لیست بگیرم چی باید ببرم همرا خودم ^_^
    .. خب ... گوجه سبز 1 کیلو ، چیبس 3تا ... ، پفک 4تا .. کرانچی 2تا بزرگ.. لواشک 20 تا .. ترشک 15 تا... پیتزا ... ادامس 2 بسته.. نوشابه .. دلستر ....رانی.....
    بهش میگم حالا کجا قراره ببرنتون ...
    میگه .. هوووم.. اها تو حیاط مدرسمون (((((:)) ^ن^
    O-o چییی ؟؟؟!!!!!!
    پخخخخخخ ... ینی دیروز تاحالا سوژه خندمه ... اردو ... بعد ..حیاط مدرسشون... پخخخخ
    اینجور این خواهر ما ذوقیده بود گفتم سفر دور دنیا قراره ِبرن... :))
    حیاط مدرسشون بود این همه چیز خرید جای دیگه میرفت فک کنم بابام مییفتاد تو زیر قرض…. )):
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    بچه که بودم میرفتم جلودزدگیرمغازه ها باژست های مختلف وایمیسادم!
    فکرمیکردم داره ازم عکس میگیره !
    ولی نمیدونم چراهیچ وقت عکس های گرفته شده به دستم نرسید !!
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    این معلما بی اعصاب شدنا.امروز ریاضی7گرفتم(اره داداش میدونم شما مثل من درس خوانید.)خلاصه اعصاب خراب اومدم بخوابم(اونجوری نگاه نکن خواب سر کلاس میچسبه)اول خواب بودم دیدم با پس گردنی دفترم. گویا قضیه از این قراره که من در خواب به استاد فحش خاک توسری دادم
    خو نکن استاد نمره ندادی عقده ای شدم گناه من چیه

    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    اون ورز رفتم نونوایی 1500 دادم میگم چن تا میشه میگه بزار خودم برات میزارم اون کنار واستاده بودم دیدم یارو سرش رو انداخته پایین فک کردم مشکل خانوادگی داره یه 10 دیقه ای سرش پایین بود. من خودم نونا رو جمع کردم و منتظر بودم بگه چن تا میشه. که یهو سرشو اورده بالا میگه دفعه بعدی 75 تومن برام بیاری. یعنی ازون موقع داشت حساب میکرد؟
    به قول یکی از دوستان : آیا؟!؟!؟
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    خدا سنگم کنه اگه دروغ بگم
    یه روز خونه مامان بزرگم بودیم اگه اشتباه نکنم
    عموم اینا هم مهمون بودن
    موقع میوه خوردن پسر عموم که هفت هشت سالش بود از زن عموم (مادر خودش، خیلیم خودشو می گیره واسمون) پرسید مامان! اینا پرتقال سامسونگن؟ مامانشم با اعتماد به نفس کامل: نه مادر اون کیف سامسونگه اینا پرتقال تامسونگن!!!
    من!)
    پرتقال تامسون :|
    کیف سامسونت :|
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    آغا من داشتم درس مینوشتم یه هو نوک مدادم تمام شدش پاشدم برم از تو کمدم یه مداد وردارم گفتم حالا که تا اینجا اومدم یه سری هم برم 4 جوک
    مداد رو تراشیدم بعدش شروع کردم به خوندن پستا(یواشکی اومدم اخه درس داشتم)
    محو خوندن بودم یه هو شترققققققققققق این مامان خانوم بنده زد پس کله بدبخت ما منم هاجو واج هول کردم گفتم ا..اا........ااااا مامان نیگا یه لحظه اومدم مدادم بتراشمااااااا والا تازه نیشستم مدادمم نشونش دادم
    گفت که داری درس میخونی نه؟؟؟؟؟پاشو پاشو برو درست بخون
    منم که بچه خووووووووووووووووووب تاکید میکنم "خوووووووووووب"
    بلند شدم.دیدم وای منو بلند کرده خودش نیشسته جوک هارو میخونه حالا من هرچی میگم مامانی آروم تر درس دارماااااااااااااا کو گوش شنوا میگم 4 جوک ما رو دیونه خودش کرده میگین نه میبینی تو رو ابوالفضل؟؟؟؟؟ای کاره واس ما ساختین؟؟؟مامانمم دارین ازم میگیرین والو بوخودا که
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    شمام وقتی تو فیلما یه شماره تلفن رو کامل میگفتن ذوق میکردین و هرجوری شده یادداشتش میکردین که بهش زنگ بزنین یا فقط من اینجوری بودم؟
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    خداوندا به ان شخصی که از حمام میاید بیرون و اب را در حالت دوش اب میگذارد شعوری عظیم عطا بفرما.
    خداوندا ان مردم ازاری که کف دمپایی حمام را صابون میمالد به عذابی عظیم دچار فرما.

    هم یخ زدم هم با کله خوردم زمین
    -------------------------------- ********* فارس پاتوق *********--------------------------------
    @ میخوای بخندی بریم دانشگاه @
    امروز یکی از دخترای کلاس رفت برای اولین بار پای تابلو مسئله حل کنه بنده خدا اینقدر حول شده بود که یه دو بار تخته پاک کن یه سه بار سر ماژیک از دستش افتاد موقع توضیح دادن اینقدر صداش میلرزید که حتی استادم خنده اش گرفت بنده خدا اینقدر بهش خندیدن که داشت گریه اش میگرفت
    آخه خواهر من هسته اتم که نمیخوای بشکافی یه انتگرال سه گانه کوچولو البته بماند که هیچکس جز اون خانوم بلد نبود حلش کنه
     

    موضوعات مشابه

    sahar.te از این پست تشکر کرده است.
  2. ♥azin baroon♥

    ♥azin baroon♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آگوست 2012
    ارسال ها:
    11,394
    تشکر شده:
    5,155
    tashvigh
    tashvigh
    ayval ...thx
    tashvigh
    tashvigh
     
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.