1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

تاوان خشم پدر

شروع موضوع توسط sahar.te در ‏12 مه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. sahar.te

    sahar.te عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏1 آگوست 2012
    ارسال ها:
    7,193
    تشکر شده:
    9,723
    جنسیت:
    زن
    سياه، سفيد، خاکستري
    خراسان جنوبي - مورخ یکشنبه 1392/02/22 شماره انتشار 18401
    untitled.png
    ريحانه، تاوان خشم پدر

    در يکي از روزهاي سرد و برگ ريز پاييز مرکز فوريت هاي پليس 110 از قتل يک کودک ۶ ماهه اطلاع يافت.
    پليس در لحظه ورود به محل، با صحنه تکان دهنده اي روبه رو شد. مادر در حالي که طفل خود را در آغوش گرفته بود با دلي پر درد و آه نام او را صدا مي زد و ملتمسانه از او مي خواست چشمان زيبايش را باز کند و به او لبخند بزند، ضجه هاي سوزناک مادر دل هر رهگذري را به درد مي آورد.
    مادر ريحانه مرتب فرياد مي زد سيامک، سيامک، تو ريحانه مرا کشتي.
    مرگ ريحانه براي مادر باور کردني نبود و مرتب التماس مي کرد که دخترم را به من برگردانيد، ولي ديگر فايده اي نداشت.
    پدر ريحانه نيز در عين بهت و ناباوري به تير چراغ برق کنار خيابان تکيه زده بود و چيزي نمي گفت. تن نحيف و بي جان ريحانه به بيمارستان منتقل شد و پليس پدر و مادرش را براي تحقيقات بيشتر به کلانتري تحويل داد.
    زن در حالي که توان صحبت کردن نداشت و اشک امانش را بريده بود، رو به مشاور کلانتري کرد و گفت: حدود 2 سال است که به عقد سيامک درآمده ام و حاصل ازدواجمان ريحانه 6 ماهه بود. همسرم اعتياد شديد به مواد مخدر دارد و مدتي قبل بر سر موضوع کوچک و بي ارزشي با شوهر خواهرم اختلاف پيدا کرد و کارشان به شکايت و دادگاه کشيد.چند ساعت قبل براي رفع اختلافات به دادگاه رفته بوديم که پس از اتمام دادگاه وقتي به منزل بر مي گشتيم بين راه بر سر رفتارهاي پسرش که از همسر اولش است، با هم جر و بحث مي کرديم. سيامک آدم لجباز و بسيار عصبي است و وقتي بگو مگوي ما بالا گرفت، پس از کتک زدن مرا از خودرو پياده کرد.
    زن لحظه اي مکث کرد و به نقطه اي خيره شد و دوباره شروع به گريه کرد. پس از چند لحظه ادامه داد: وقتي پياده شدم سيامک ريحانه 6 ماهه ام را از شيشه خودرو به بيرون پرتاب کرد.
    سيامک، پدر ريحانه که باور اين موضوع برايش زجرآور بود هم گفت: ريحانه حاصل ازدواج دوم من است و از همسر سابقم يک پسر دارم که او نيز به مواد مخدر اعتياد دارد و براي تهيه مواد مرتب براي من و همسرم ايجاد مزاحمت مي کرد، در آن لحظه شوم، همسرم از رفتارهاي او گله مي کرد و بر سر اين موضوع کارمان به جر و بحث کشيد و من که خيلي عصباني شده بودم و بر رفتارم هيچ کنترلي نداشتم، او را داخل خودرو کتک زدم، در آن لحظه تعادل روحي و رواني نداشتم و از شدت عصبانيت متوجه نشدم چه کار مي کنم، همچنان که او را کتک مي زدم از خودرو بيرونش کردم و چند ناسزا به او گفتم.در خودرو را بستم و مي خواستم حرکت کنم که متوجه ريحانه شدم که روي صندلي عقب داخل پتو پيچيده شده است و گريه مي کند.
    من اصلا تعادل رفتاري نداشتم و علتش مصرف مواد مخدر صنعتي بود. نمي دانم چکار کردم، مي خواستم ريحانه را که گريه مي کرد به مادرش بدهم به همين دليل او را به طرف مادرش انداختم و ...
    محمدرضا بصير
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.