1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

شهرمن گم شده

شروع موضوع توسط sepideh در ‏14 مه 2013 در انجمن دل نوشته های کاربران

  1. sepideh

    sepideh کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2012
    ارسال ها:
    5,631
    تشکر شده:
    4,036
    جنسیت:
    زن
    اینجا...

    آدم که نه!

    آدمک هایش , همه ناجور رنگ بی رنگی اند!

    و جالب تر !

    اینجا هر کسی

    هفتاد رنگ بازی میکند

    تا میزبان سیاهی دیگری باشد!

    شهر من اینجا نیست!

    اینجا...

    همه قار قار چهلمین کلاغ را

    دوست می دارند!

    و آبرو چون پنیری دزدیده خواهد شد!

    شهر من اینجا نیست!

    اینجا...

    سبدهاشان پر است از

    تخم های تهمتی که غالبا "دو زرده" اند!

    من به دنبال دیارم هستم,

    شهر من اینجا نیست...

    شهر من گم شده است!
     

    موضوعات مشابه

    saloOome, Green-life, sh.gh.k و 3 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. night

    night برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مارس 2013
    ارسال ها:
    223
    تشکر شده:
    95
    جنسیت:
    مرد
    khoshghel:)خسته نباشيد ...
    خيلي قشنگ بود
    بود مرسي
     
  3. sh.gh.k

    sh.gh.k برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    953
    تشکر شده:
    431
    جنسیت:
    زن
    چقد به دلم نشست...مرسیtashvigh-gol-
     
  4. Green-life

    Green-life کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏28 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    1,374
    تشکر شده:
    1,273
    جنسیت:
    زن
    یکرنگ که باشی زوددلشان رامیزنی دوره دوره ی رنگین کمان است...
     
  5. sepideh

    sepideh کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2012
    ارسال ها:
    5,631
    تشکر شده:
    4,036
    جنسیت:
    زن



    thCA1A1J2A.jpg
     
  6. sepideh

    sepideh کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2012
    ارسال ها:
    5,631
    تشکر شده:
    4,036
    جنسیت:
    زن


    همه مداد رنگی ها مشغول بودند



    به جز مداد سفید

    هیچ * به اون کار نمیداد

    همه میگفتند تو به هیچ دردی نمیخوری

    یک شب که مداد رنگی ها توی سیاهی کاغذ گم شده بودند

    مداد سفید تا صبح کار کرد

    ماه کشید مهتاب کشید و آنقدر ستاره کشید



    که کوچک و کوچک و کوچکتر شد

    و صبح توی جعبه مداد رنگی جای خالی اون دیگه با هیچ رنگی پر نشد

    گاه سکوت یک دوست معجزه میکنه

    و بهمون میگه که همیشه بودن در فریاد نیست.
     
    Green-life از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.