1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

محمد علی اسلامی : شب اخر

شروع موضوع توسط baranbahar در ‏14 مه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. baranbahar

    baranbahar ♥♥♥♥♥ عضو تیم مدیریت مدیریت ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏6 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    18,925
    تشکر شده:
    17,497
    جنسیت:
    زن
    شب اخر دوان دوان رفتم
    تا ببینم به اخرین بارش
    نرم نرمک بدر زدم انگشت
    کردم از خواب ناز بیدارش
    شب مهتابی غم انگیزی
    ماه اهسته در چمیدن بود
    اندکی سرد و اندکی دلکش
    باد پاییزی در وزیدن بود
    امدم اهسته سر برون ز اطاق
    لرز لرزان و مست و برهنه پا
    گفت با ناله و اوایی :
    راستی رای رفتن است ترا ؟
    مانده عریان برون ز جامه خواب
    ان برو بازوان و دوش سفید
    اندر اغوش ماهتاب خزان
    از دم باد سرد می لرزید
    اشک گردنده حلقه بست بچشم
    شرم بر گونه های سوزانش
    تنگ در گردنم حمایل کرد
    ناگهان بازوان عریانش
    لحظه ای چند خیره ماند و خموش
    نگه خویش بر نگاهم بست
    اه دیدم که ان نگاه می گفت :
    رشته وصل ما گسست گسست
    گفتمش : نازنین خدا حافظ
    لیک خیره ماند و هیچ نگفت
    موجی از گیسوان خود بگشود
    وندر ان مهر و درد را بنهفت
    چهره ای روی چهره ای افتاد
    تپش هر دو دل فزون تر شد
    بازوان فشرد و کرد رها
    اشکی افتاد و گونه ای تر شد.




    Fantezi (1).gif
     

    موضوعات مشابه

    pigeon از این پست تشکر کرده است.
  2. bahador khan

    bahador khan برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏23 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    2,425
    تشکر شده:
    889
    جنسیت:
    مرد
    خیلی خوبه که اشعار عاشقانه توی این پاتوق هست....

    اما کاش همشون به این قشنگی بودند...

    ممنونم از انتخابت......مرسی...
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.