1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

قشنگترین جملات .......

شروع موضوع توسط siavash 129 در ‏17 مه 2013 در انجمن جملات و اشعار کوتاه

  1. siavash 129

    siavash 129 کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مه 2013
    ارسال ها:
    2,733
    تشکر شده:
    1,631
    جنسیت:
    مرد
    دلم برای یک نفر تنگ است…
    نه میدانم نامش چیست…
    و نه میدانم چه می کند…
    حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم…
    رنگ موهایش را نمی دانم…
    لبخندش را هم…
    فقط میدانم که باید باشد و نیست…
    .
    .
    .
    یاد گرفتـــه ام
    انسان مدرنـــی باشــــم
    و هــر بار که دلتنـــــــگ میشــــوم
    بـه جای بغـــــض و اشــــک
    تنهـــا به این جملـــه اکتفــا کنـــم کــه
    هوای بـــد ایــن روزهــا
    آدم را افســــــــرده میکنـد ..!
    .
    .
    .
    گاهی شعر سراغم را میگیرد ٬ گاهی هوای تو
    تفاوتی نمیکند ، هر دو ختم میشوید به دلتنگی من
    .
    .
    .
    همیشــــه دلتنگی
    به خاطر نبـــــــودن شخصی نیست
    گاه به علت حضور کسی در کنارت استـــــــ
    که حواسش به تــــــــو نیستــــــــ
    .
    .
    .
    کــــــــــاش
    روزهــــــــــــای دلتنگی ِ مـــــــــن
    مثل ِ “دوست داشتن های” تو کوتاه می شد
    کــــــــــاش…
    .
    .
    .
    این روزها
    آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست
    که رخت های دلتنگیم را
    فرصتی برای
    خشک شدن نیست…
    .
    .
    .
    دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم
    می آید
    می ماند
    و به تنهاییم پایان میدهد!
    آمد
    رفت
    و به زندگی ام پایان داد…
    .
    .
    .
    اسمش عشق است…
    نه علاقه…
    نه عادت…!
    حماقت محض است…
    دلتنگ کسی باشی…
    که دلش با تو نیست…!
    .
    .
    .
    .
    دلــــــم
    اگـــر بــرای ِ تــو تـنگ مـی شــود
    ببخـش !
    روزم ایـن گـونه ، قـشنـگ مـی شـود . . .
    .
    .
    .
    حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد!
    حمـاقـت یـعنـﮯ مـن کـه
    اینقــدر میــروم تـا تـو دلتنـگ ِ مـن شـوﮮ!
    خـبری از دل تنـگـﮯ ِ تـو نمـی شود!
    برمیگردم چـون
    دلـتنـگـت مــی شــوم!!
    .
    .
    .
    کاش هر روز جمعه بود و
    دلتنگیهایم را
    گردن غروبش مى انداختم …
    .
    .
    .
    نمى دانم چه رابطه ایست …؟
    بین نبودنت با رنگ ها …!
    دلتنگ تو که میشوم!
    زندگى ام،
    سیاه مى شود!
    .
    .
    .
    چه سر به راه است …
    دلتنگی را میگویم !
    از گوشه ی دلم جُم نمیخورد …
    .
    .
    .
    امروز که آیینه جوابش سنگ است
    در زهن زمانه عشق هم بی رنگ است
    هرکس که نداند تو خودت میدانی
    آری به خدا دلم برایت تنگ است …
    .
    .
    .
    دلتنگی من تمام نمی‌شود
    همین که فکر کنم من و تو دو نفریم
    دلتنگ‌تر می‌شوم برای تو . . .
    .
    .
    .
    سوهان می کشم قصه ی دلتنگی هایم را،
    تا هموار سازم جاده های آمدنت را …
    .
    .
    .
    .
    چه فرقی می کند
    آن سوی دنیا باشم یا فقط چند کوچه آن طرف تر…؟!
    پای عشق که در میان باشد
    دلتنگی دمار آدم را در می آورد …
    .
    .
    .
    من ماندم و ۱۶ جلد لغت نامه،
    که هیچ کدام از واژه هایش مترادف این “دلتنگی”های لعنتی نمیشود
    کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد !
    درد دارد…
    .
    .
    .
    تو که می آیی
    پنجره ای باز می شود
    پرده بی رنگ دلتنگی
    کنار می رود
    آرام میان جانم
    خانه می کنی . . .
    .
    .
    .
    نمی دانم
    چرا امشب واژه هایم
    خیس شده اند . . .
    مثل ِ آسمانی که امشب
    می بارد …
    و اینک باران
    بر لبه ی ِ پنجره ی ِ احساسم
    می نشیند
    و چشمانم را نوازش می دهد …
    تا شاید از لحظه های ِ دلتنگی
    گذر کنم…
     

    موضوعات مشابه

    sahar.te و Green-life از این پست تشکر کرده اند.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.