1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

اصطلاحِ 'بوقِ سگ' از كجا آمده است و ريشه آن چيست؟

شروع موضوع توسط گلناز2222 در ‏20 مه 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. گلناز2222

    گلناز2222 دم از مردونگی نزن سنگینـــه سرفت میگیره . . ! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏16 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    6,540
    تشکر شده:
    1,816
    بnishkhand وق سگ یکی از اصطلاحاتی ست که تقریباً دیگر کسی ریشه و منشاء آن را به یاد ندارد و یکی از اصطلاحات بازاری است و منظور از بکاربری آن، تا دیر وقت کار کردن می‌باشد.
    مثلاً گفته می‌شود:« تا بوق سگ کار می‌کنم و فلان و بهمان» یا « بچه که نباید تا بوق سگ بیرون از خونه باشه که…!»
    در همه این جملات بوق سگ دلالت بر مفهوم دیر وقتی و زمان طولانی از حد بیرون دارد.
    و اما ریشه آن: می‌دانید که بازار در ایران از جایگاه خاصی برخوردار بوده و هست .
    بازارهای ایرانی که خاص فرهنگ ایران است معمولاً شامل دو محور اصلی عمود بر هم بود که در وسط بهم رسیده و «چهارسوق» اصلی یا بزرگ را می‌ساختند.
    بازار بسته به بزرگی و کوچکی اش و تعداد بازاریانِ شاغل در آن می‌توانست چندین چهارسوق فرعی و کوچک نیز داشته باشد.
    اما ورودی و خروجی این بازارها منحصراً از دو سر محورهای اصلی بود.
    با این تعریف بازارهای سنتی ایرانی دارای چهار مدخل می‌شود که در دو انتهای دو محور اصلی واقع بوده که با درهای بزرگ چوبی بسته می‌شد.
    حفاظت از این بازارها البته کاری مهم و درخور توجه بود.
    اگرچه هر حجره با دری چوبی بسته می‌شد، اما این درها از امنیت مطلوبی برخوردار نبوده و به راحتی می‌توانستند شکسته شوند.
    از این رو امنیت بازار وابسته به درهای اصلی و نگهبان بازار بود.
    این نگهبانان از سر شب (دم اذان مغرب) تا دم صبح (بعد از اذان صبح) موظف به پاسداری از بازار بوده و مرتباً در طول بازار در حال گشت زنی بودند.
    اما از آنجا که بازار بزرگ و امکان بازبینی همه جای آن غیرممکن بود، نگهبانان، سگانی درنده و گیرنده داشتند که به «سگ بازاری» موسوم بودند.
    این سگان غیر از مربی خود هر جنبده‌ای را مورد هجمه قرار داده و پاچه می‌گرفتند.
    از این رو با نزدیک شدند مغرب و بسته شدن درهای بازار و طبعاً رها شدن سگهای بازاری، نگهبانان در بوقی بزرگ که از شاخ قوچ ساخته می‌شد و صدایی پرطنین و گسترده داشت می‌دمیدند که یعنی در حال باز کردن سگان و رها کردنشان در بازار هستیم زودتر حجره ها را تعطیل کرده و از بازار خارج شوید.
    به این بوق که سه بار با فاصله زمانی مشخصی نواخته می‌شود «بوق سگ» می‌گفتند.
    این بود که مشتری آخر شب نیز خونش پای خودش بود!
    یعنی اگر با شنیدن بوق سگ از بازار خارج نشده بود هر آن ممکن بود مورد هجوم سگان درنده بازاری قرار بگیرد.
    حال هرگاه کسی تا دیروقت به کار مشغول باشد و یا دیر به خانه برگردد می‌گویند تا بوق سگ کار کرده یا بیرون از خانه بوده است.
    همچنین افرادی را که زود عصبی شده و پیش از پرس و جو و کشف حقیقت به پرخاش می‌پردازند را سگ بازاری می‌گویند که قدرت تشخیص دزد از بازاری را نداشته و بی علت پاچه افراد را می‌گرفتند.

    سفر نامه اورسل
    تهران قدیم جعفر شهری
     

    موضوعات مشابه

    saeed و siavash 129 از این پست تشکر کرده اند.
  2. !a!v!a!

    !a!v!a! کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏13 مه 2013
    ارسال ها:
    33
    تشکر شده:
    5
    جنسیت:
    زن
    اخی ...
    چه ریشه ای ....
     
  3. گلناز2222

    گلناز2222 دم از مردونگی نزن سنگینـــه سرفت میگیره . . ! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏16 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    6,540
    تشکر شده:
    1,816
    :p
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.