1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

آن روزها یادش بخیــــــــــــــر...

شروع موضوع توسط سایه در ‏21 مه 2013 در انجمن دل نوشته های کاربران

  1. سایه

    سایه کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏27 سپتامبر 2012
    ارسال ها:
    893
    تشکر شده:
    759
    جنسیت:
    زن
    آن روزها یادش بخیــــــــــــــر...



    آن روزها یادش بخیــــــــــــــر...

    کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم
    اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم
    کاش دلهامون به بزرگی بچگی بود
    کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش
    را از نگاهش می توان خواند
    کاش برای حرف زدن
    نیازی به صحبت کردن نداشتیم
    کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود
    کاش قلبها در چهره بود
    اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد


    و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم
    سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست
    سکوتی را که یک نفر بفهمد
    بهتر از هزار فریادی است که هیچ * نفهمد
    سکوتی که سرشار از ناگفته هاست ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد دارددنیا را ببین ...

    بچه بودیم از آسمان باران می آمد
    بزرگ شده ایم از چشمهایمان اشک می آید!
    بچه بودیم همه چشمای خیسمون رو میدیدن
    بزرگ شدیم هیچکی نمیبینه
    بچه بودیم تو جمع گریه می کردیم
    بزرگ شدیم تو خلوت اشک می ریزیم


    بچه بودیم راحت دلمون نمی شکست
    بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون می شکنه
    بچه بودیم همه رو 10 تا دوست داشتیم
    بزرگ که شدیم بعضی ها رو هیچی
    بعضی هارو کم و بعضی ها رو بی نهایت دوست داریم

    بچه که بودیم قضاوت نمی کردیم و همه یکسان بودن
    بزرگ که شدیم قضاوتهای درست و غلط باعث شد که
    اندازه دوست داشتنمون تغییر کنه
    کاش هنوزم همه رو
    به اندازه همون بچگی 10 تا دوست داشتیم


    بچه که بودیم اگه با کسی
    دعوا میکردیم 1 ساعت بعد از یادمون میرفت
    بزرگ که شدیم گاهی دعواهامون سالها تو یادمون مونده و آشتی نمی کنیم

    بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ سرگرم می شدیم
    بزرگ که شدیم حتی 100 تا کلاف نخم سرگرممون نمیکنه

    بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن کوچکترین چیز بود
    بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزه

    بچه که بودیم آرزومون بزرگ شدن بود
    بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

    بچه که بودیم تو بازیهامون همش ادای بزرگ ترها رو در می آوردیم
    بزرگ که شدیم همش تو خیالمون برمیگردیم به بچگی


    بچه بودیم درد دل ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند
    بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به کسی می گوییم... هیچ * نمی فهمد
    بچه که بودیم دوستیامون تا نداشت
    بزرگ که شدیم همه دوستیامون تا داره
    بچه که بودیم بچه بودیم
    بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچه هم نیستیم


    شاید به روی خودمون نیاریم
    ولی همیشه ذهنمون پر از این آرزوست که :
    ای کاش هیچ وقت بزرگ نمی شدیم
    و هنوزم تو عالم بچگی بودیم
    همون دوران بچگی هایی که پر از عشق بود و شور و نشاط و سرزندگی ...


     

    موضوعات مشابه

    baranbahar از این پست تشکر کرده است.
  2. فسا110

    فسا110 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏12 مه 2013
    ارسال ها:
    166
    تشکر شده:
    345
    جنسیت:
    مرد
    چقدر جلف و زیبا
     
  3. سایه

    سایه کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏27 سپتامبر 2012
    ارسال ها:
    893
    تشکر شده:
    759
    جنسیت:
    زن
    taajob
     
  4. joker

    joker silent برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏28 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    728
    تشکر شده:
    353
    جنسیت:
    مرد
    اگه بچگیای من و دوستامو میدیدی اینا رو نمیگفتی!!!
    یادش به خیر....-asbdavani-
     
  5. سایه

    سایه کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏27 سپتامبر 2012
    ارسال ها:
    893
    تشکر شده:
    759
    جنسیت:
    زن
    آن روزها یادش بخیــــــــــــــر...
     
  6. pigeon

    pigeon کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏8 مه 2013
    ارسال ها:
    440
    تشکر شده:
    88
    ای کاش.....
     
  7. سایه

    سایه کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏27 سپتامبر 2012
    ارسال ها:
    893
    تشکر شده:
    759
    جنسیت:
    زن
    ای کاش.....
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.