1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

زن و مرد

شروع موضوع توسط arvia در ‏6 ژوئن 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    مرد از راه می رسه
    ناراحت و عبوس
    زن:چی شده؟
    مرد:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)
    زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست.بگو!
    مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه لبخند می زنه
    زن اما "می فهمه"مرد دروغ میگه:راستشو بگو یه چیزیت هست
    تلفن زنگ می زنه
    دوست زن پشت خطه
    ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
    مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره
    زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم.جدا متاسفم که بدقولی می کنم.شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!
    مرد داغون می شه
    "می خواست تنها باشه"
    .................................................. .............................
    مرد از راه می رسه
    زن ناراحت و عبوسه
    مرد:چی شده؟
    زن:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)
    مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش
    زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه دو قطره اشک می ریزه
    مرد اما باز هم "نمی فهمه"زن دروغ میگه.
    تلفن زنگ می زنه
    دوست مرد پشت خطه
    ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
    (زن در دلش خدا خدا می کنه که مرد نره )
    مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!
    زن داغون می شه
    "نمی خواست تنها باشه"
    و این داستان سال های سال ادامه داشت و زن ومرد در کمال خوشبختی و تفاهم در کنار هم روزگار گذراندند.
     

    موضوعات مشابه

    radvin و apadana از این پست تشکر کرده اند.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.