1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان دویوم .......

شروع موضوع توسط arvia در ‏12 ژوئن 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.
    عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟
    گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد
    بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟
    گفت: خودم را می بینم !
    عارف گفت: دیگر دیگران را نمی بینی
    آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند : شیشه
    اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی
    این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :
    وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آن ها احساس محبت می کند.
    اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند
    تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری،
    تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری
     

    موضوعات مشابه

    radvin از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.