1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان زیبا و جالب یک مشت شکلات

شروع موضوع توسط .محمدرضا در ‏17 ژوئن 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. .محمدرضا

    .محمدرضا شاید مُردم هــــــواســــــم نیســـــــتـــ ....

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,364
    تشکر شده:
    3,020
    جنسیت:
    مرد
    دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.
    بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.
    ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"
    دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی‌خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ "
    بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌کنه؟
    و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.