1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

من به سروقت خدا میرفتم

شروع موضوع توسط saeed 31 در ‏24 ژوئن 2013 در انجمن ادبیات ایران

  1. saeed 31

    saeed 31 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏24 مارس 2013
    ارسال ها:
    1,220
    تشکر شده:
    1,042
    جنسیت:
    مرد
    رفته بودم سر حوض
    تا ببینم شاید,عکس تنهایی خود را در اب,
    اب در حوض نبود.
    "هیچ تقصیر درختان نیست."
    ظهر دم کرده ی تابستان بود,
    پسر روشن اب,لب پاشویه نشست
    و عقاب خورشید,امد او را به هوا برد که برد.

    به درک راه نبردیم به اکسیژن اب.
    برق از پولک ما رفت که رفت.
    ولی ان نور درشت,
    عکس ان میخک قرمز در اب
    که اگر باد می امد دل او,پشت پرچین های تغافل می زد,
    چشم ما بود.
    روزنی به اقرار بهشت.

    تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی,همت کن
    و بگو ماهی ها,حوضشان بی اب است.

    باد می رفت به سر وقت چنار.
    من به سر وقت خدا می رفتم.
     

    موضوعات مشابه

    aramoon از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.