1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

قصه گوی عاشق

شروع موضوع توسط saeed 31 در ‏25 ژوئن 2013 در انجمن دل نوشته های کاربران

  1. saeed 31

    saeed 31 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏24 مارس 2013
    ارسال ها:
    1,220
    تشکر شده:
    1,042
    جنسیت:
    مرد
    زیر گنبد کبود قصه گوی عاشقی زندونی بود


    قصه هاش قصیده بود

    غصه هاش رسیده بود

    خط خطی روجزوه هاش پاپتی شاه و گداش

    همه سردر گم گیج

    همه پوچ و همه هیچ

    زیر گنبد کبود قصه گوی عاشقی زندونی بود

    تو تموم قصه هاش لابه لای غصه هاش

    رنگ افتابش پریدست

    پشت رستمش خمیدست

    کوچه هاش پس کوچه دارن اما هیچ رهگذری نیست

    پسکه دیوارش بلندن کسی چشمش به دری نیست

    قصه گو قصه رو وا داد همه رو تو قصه جا داد

    روی چشماش رو گرفت اما چشماش کور نمیشد

    همه رو تو قصه جا داد اما قصش جو نمیشد

    شهر قصه رو شلوغ کرد

    پر از راست و دروغ کرد

    قصه گو قصه رو وا داد همه رو تو قصه جا داد

    تک سوار اسبش بردن

    پهلوون حقش خوردن

    ارزووی مادرا رو جوونا به خاک سپردن

    تک سوار پای پیاده

    پهلوون حقش داده

    دیو قصش مهربون

    پرییاش ابرو کمون

    نه اسارتی به راهه نه اسیری ته چاهه

    زیر گنبد کبود قصه گوی عاشقی زندونی بود

    روی چشماش رو گرفت اما چشماش کور نمیشد

    همه رو تو قصه جا داد اما قصش جو نمیشد

    خنجراش برنده نیستن

    ببراشم درنده نیستن

    باغچه ها بی باغبون

    کفترا بی اب و دون

    عاشقا خونه به دوش

    درکمین می فروش

    شهر قصه رو شلوغ کرد

    پر از راست و دروغ کرد

    الغرض اخر کار

    توی زندون پای دار
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.