1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

ندای آغاز

شروع موضوع توسط memoli در ‏29 ژوئن 2013 در انجمن شعر و ادبیات

  1. memoli

    memoli کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏15 فوریه 2013
    ارسال ها:
    37
    تشکر شده:
    172
    جنسیت:
    زن
    کفش هایم کو،
    چه کسی بود صدازد:سهراب ؟
    آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ.
    مادرم در خواب است .
    و منوچهرو پروانه و شاید همه ی مردم شهر .
    شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه هامی گذرد
    ونسیمی خنک ازحاشیه سبز پتو خواب مرا می روبد .
    بالش من پر آوازپر چلچله هاست.

    صبح خواهد شد
    و به این کاسه ی آب
    آسمان هجرت خواهدکرد

    باید امشب بروم

    من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
    حرفی از جنس زمان نشنیدم .
    هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.
    کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد.
    هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت.
    من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد
    وقتی از پنجره می بینم حوری
    _ دختر بالغ همسایه_
    پای کمیاب ترین نارون روی زمین
    فقه می خواند.


    چیزهایی هم هست لحظه های پر اوج
    (مثلأ شاعره ای را دیدم
    آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش
    آسمان تخم گذاشت.
    و شبی از شب ها
    مردی از من پرسید

    تا طلوع انگورچند ساعت راه است ؟)

    باید امشب بروم

    باید امشب چمدانی را
    که به اندازه تنهایی من جا دارد ، بردارم
    وبه سمتی بروم
    که درختان حماسی پیداست،
    رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند.
    یک نفر باز صدازد: سهراب!
    کفش هایم کو
    [​IMG]

    سهراب سپهری
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.