1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

نامه ات به دستم نرسید عشقم

شروع موضوع توسط .محمدرضا در ‏30 ژوئن 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. .محمدرضا

    .محمدرضا شاید مُردم هــــــواســــــم نیســـــــتـــ ....

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,364
    تشکر شده:
    3,020
    جنسیت:
    مرد
    شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست.

    میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته

    در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه
    می شه
    مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟
    آخرش داماد طاقت نمیاره...
    با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.
    مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده.

    لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده!

    همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست

    یه کاغذی که با خون یکی شده.

    بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه

    با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

    سلام عزیزم.

    دارم برات نامه می نویسم.

    آخرین نامه ی زندگیمو.

    آخه اینجا آخر خط زندگیمه.

    کاش منو تو لباس عروسی می دیدی.

    مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟!

    علی جان دارم میرم.

    دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم.

    می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.

    دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم.

    ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم.

    دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟!

    گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟!

    علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟!

    داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟!

    کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه.

    کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند.

    علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت.

    حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه

    همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره.

    روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟!

    روزی که دلامون لرزید، یادته؟!

    روزای خوب عاشقیمون، یادته؟!

    نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه

    یادمه چطور بزرگترهامون

    همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند.

    یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

    یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری.

    یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات
    قشنگتر می شه!

    می گفتی که من بخندم.

    علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم.

    هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته

    ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام.

    روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش
    خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت

    ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات.

    دارم به قولم عمل می کنم.

    هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ.

    پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم.

    نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه.

    همین جا تمومش می کنم.

    واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام.

    وای علی کاش بودی می دیدی

    رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان!

    عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم.

    دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت.

    دستم می لرزه.

    طرح چشمات پیشه رومه.

    دستمو بگیر. منم باهات میام ….

    پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و
    گریه می کنه.
    سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش
    شده که
    توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه،
    چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود.

    نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد

    نگاهی که خیلی حرفها توش بود.

    هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند

    سکوتی که فریاد دردهاشون بود.

    پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم

    اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود.

    حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده.

    حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از
    یه داماد نگون بخت!
    مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا
    نمی کنند…
     

    موضوعات مشابه

    amazy212, Majid R2 و aramoon از این پست تشکر کرده اند.
  2. vaheed

    vaheed برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2012
    ارسال ها:
    297
    تشکر شده:
    855
    جنسیت:
    مرد
    ببخشید ولی مطلبتون تکراریه من قبلا گذاشتم
     
  3. .محمدرضا

    .محمدرضا شاید مُردم هــــــواســــــم نیســـــــتـــ ....

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,364
    تشکر شده:
    3,020
    جنسیت:
    مرد
    ببخشید من نمیدونستم شرمنده
     
  4. aramoon

    aramoon تنهاترین برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏10 مه 2013
    ارسال ها:
    7,833
    تشکر شده:
    5,128
    جنسیت:
    مرد
    جالب بود
     
  5. mehrnaz650

    mehrnaz650 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏29 آوریل 2013
    ارسال ها:
    85
    تشکر شده:
    113
    جنسیت:
    زن
    gheryetashvighممنون
     
  6. هدیه

    هدیه کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2013
    ارسال ها:
    1,474
    تشکر شده:
    524
    جنسیت:
    زن
    خیلی قشنگ وغمناک بود.................
     
  7. sahar joooon

    sahar joooon برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏15 آگوست 2012
    ارسال ها:
    3,398
    تشکر شده:
    719
    جنسیت:
    زن
    گرچه شنیده بودم ولی بازم برام جذاب و غمناک بودgherye
     
  8. Majid R2

    Majid R2 کاربر دل جوش داده برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏28 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,893
    تشکر شده:
    2,249
    جنسیت:
    مرد
    سلطان احساس میگه
    اون همه قول و قرارا..... اومدم یادت بیارم...
    اما انگار دیگه راهی.... واسه برگشتن ندارم....
    اینجا گل بارون امشب.... چقدر این فضا غریبه.....
    چرا من هیچی نمیگم.... چرا میخندم عجیبه....
    آخه مجبورم بخندم....کسی اشکامو نبینه...
    حالا کو تا باورم شه.....سرنوشت من همینه...
    به نظر میاد که امشب....از قلم افتاده باشم....
    آرزوم بود که من امشب.... پیش تو وایستاده باشم...
    چه لباسای قشنگی... بهت میاد چقدر عزیزم
    تو میخندی و من از دور... دارم اشکامو میریزم...
    خوش سلیقه هم که بودی.....آره با این انتخابت....
    اگه پرسیدن وکیلم..... بگو نه چون من میخوامت....
    من دارم این گوشه از دور .... واست اشکامو میریزم....
    اگه یک ذره مهمم بله رو نگو عزیزم....
    بله رو نگو گل من... تو بگی بله میمیرم....
    اگه تو بخوای الانم.... میام دستاتو میگیرم.....
     
  9. reza ghashghaee

    reza ghashghaee کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏12 آگوست 2012
    ارسال ها:
    341
    تشکر شده:
    400
    جنسیت:
    مرد
    agha mamnon ali bod man kheili sakht geryam migire vali mano be ashk dar ovordi dost nadashtam to zendegim hichvaght ashk berizam vali ashkam ro dar ovordi mamnon
     
  10. .محمدرضا

    .محمدرضا شاید مُردم هــــــواســــــم نیســـــــتـــ ....

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,364
    تشکر شده:
    3,020
    جنسیت:
    مرد
    شرمنده داداش من قصدم گریه انداختن نبود بازم ببخشید
     
  11. reza ghashghaee

    reza ghashghaee کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏12 آگوست 2012
    ارسال ها:
    341
    تشکر شده:
    400
    جنسیت:
    مرد
    na dadash man be yade moshkelate zendegim oftadam va gerye kardam zamani ke khanomamo az dast dadam be khodam ghol dadam ke dg gerye nakonam ye 5 ya 6 mahi ro gholam bodam vali emroz dg nashod
     
  12. .محمدرضا

    .محمدرضا شاید مُردم هــــــواســــــم نیســـــــتـــ ....

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,364
    تشکر شده:
    3,020
    جنسیت:
    مرد
    داداش شرمنده واقعا متاسف شدم بازم ببخشید که باعث شدم قولتو بشکنی
     
  13. reza ghashghaee

    reza ghashghaee کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏12 آگوست 2012
    ارسال ها:
    341
    تشکر شده:
    400
    جنسیت:
    مرد
    na dadash doshmanet mersi ke mano az in ghoror nejat dadi hala rahat tar gerye mikonam mersi
     
  14. .محمدرضا

    .محمدرضا شاید مُردم هــــــواســــــم نیســـــــتـــ ....

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,364
    تشکر شده:
    3,020
    جنسیت:
    مرد
    خواهش میکنم فدات ... خوشحال شدم از اشنایی با شما
     
  15. reza ghashghaee

    reza ghashghaee کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏12 آگوست 2012
    ارسال ها:
    341
    تشکر شده:
    400
    جنسیت:
    مرد
    ghorboenet dadash man bishtar
     
  16. amazy212

    amazy212 elina برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏3 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    411
    تشکر شده:
    979
    جنسیت:
    زن
    عالی بود مرسی. . . .
     
  17. KaLipsO

    KaLipsO AdAlAn برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏6 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    867
    تشکر شده:
    877
    جنسیت:
    مرد
    خیلــــــــــــــــــــــی عالی!!!!-ghelyooni-
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.