1. انجمن های فارس پاتوق
    مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.
    رد اعلامیه

نابودگر عشق...

شروع موضوع توسط .محمدرضا در ‏30 ژوئن 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. .محمدرضا

    .محمدرضا شاید مُردم هــــــواســــــم نیســـــــتـــ .... فارس پاتوقی طلایی

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,364
    تشکر شده:
    3,025
    جنسیت:
    مرد
    کنار خیابون ایستاده بود
    تنها ، بدون چتر ،
    اشاره کرد مستقیم ...
    جلوی پاش ترمز کردم ،
    در عقب رو باز کرد و نشست ،
    آدمای تنها بهترین مسافرن برای یک راننده تنها ،
    - ممنون
    - خواهش می کنم ...
    حواسم به برف پاک کنای ماشین بود که ...​
    یکی در میون کار می کردن و قطره های بارون که درشت و محکم خودشون می کوبوندن به
    شیشه ماشین ،
    یک لحظه کوتاه کافی بود که همه چیز منو به هم بریزه ،
    و اون لحظه ، لحظه ای بود که چشم های من صورتش رو توی آینه ماشین تماشا کرد ،
    نفسم حبس شد ، پام ناخودآگاه چسبید روی ترمز ،
    - چیزی شده ؟
    چشمامو از نگاهش دزدیدم ،
    - نه .. ببخشید ،
    خودش بود ، شک نکردم ، خودش بود
    بعد از ده سال ، بعد از ده سال .... خودش بود .
    با همون چشم های درشت آهویی ، با همون دهن کوچیک و لبهای متعجب ،
    با همون دندونای سفید و درشت که موقع خندیدنش می درخشید و چشمک می زد ،
    خودش بود .
    نبضم تند شده بود ، عرق سردی نشست روی تنم ، دیگه حواسم به هیچ چی نبود ،
    می ترسیدم دوباره نگاهش کنم ، می ترسیدم از تلاقی نگاهم با نگاهش بعد از ده سال
    ندیدن هم ،
    دستام و پاهام دیگه به حال خودشون نبودن ،
    برف پاک کنا اصلا کار نمی کردن ، بارون بود و بارون ،
    پرسید :
    - مسیرتون کجاست ؟
    گلوم خشک شده بود ،
    سعی کردم چیزی بگم اما نمی شد ، با دست اشاره کردم .. مستقیم .
    گفت : من میرم خیابون بهار ، مسیرتون می خوره ؟
    به آینه نگاه نکردم ، سرمو تکون دادم ،
    صدای خودش بود ، صدای قشنگ خودش بود ،
    قطره اشکم چکید ، چکید و چکید ، گرم بود ، داغ بود ، حکایت از یک داستان پرغصه داشت ،
    به چشمام جراءت دادم ،
    از پشت پرده اشک دوباره دیدمش ، داشت خیابونو نگاه میکرد ،
    دهن کوچولوش مثل اون موقع ها نیمه باز بود ، به تعبیر من ، با حالت متعجبانه ،
    چشماش مثل چشم بچه ها پر از سئوال ،
    سرعت ماشینو کم کردم ، بغض بد جور توی گلوم می تپید ،
    روسریش ، مثل همیشه که حواسش نبود ، سر خورد بود روی سرشو موهای مشکیش
    آشفته و شونه نشده روی پیشونیش رها بود ،
    خاطره ها ، مثل سکانس های یک فیلم با دور تند ، از جلو چشمام عبور می کرد ،
    به خدا خودش بود ،
    به چشمای خودم نگاه کردم ، سرخ بود و خیس ،
    خدا کنه منو نشناسه ، اگه بشناسم چی میشه ، آخه اینجا چیکار می کنه ؟ !
    یعنی تنهاست ؟ ازدواج نکرده ؟ ازدواج کرده ؟ طلاق گرفته ؟ بچه نداره ؟ خدای من ...
    خدای من ....
    با لبش بازی می کرد ، مثل اونوقتا ، که من مدام بهش می گفتم ، اینقده پوست لبتو نکن
    دختر ، حیف این لبای قشنگت نیست ؟
    و اون ، با همون شیطنت خاص خودش ، می خندید ، لج می کرد ،
    به یک زن سی و هفت ساله نمی خورد ، توی چشم من ، همون دختر بیست و هفت
    ساله بود ، با همون بچه گیای خودش ، با همون خوشگلیای خودش ....
    زمان به سرعت می گذشت ، قطره های اشک من انگار پایان نداشت ، بارون هم لجباز تر از
    همیشه ،
    پشت چراغ قرمز ترمز کردم ،
    به ساعتش نگاه کرد ،
    روسریشو مرتب کرد ، به ناخناش نگاه کردم ، انگار هنوزم مراقب ناخناش نیست ، دلم می
    خواست فریاد بکشم ، بغض داشت خفم می کرد ، کاش میشد از ماشین بزنم بیرون و
    تموم خیابون رو زیر بارون بدوم و داد بزنم ، قطره های عرق از روی پیشونیم میچکید توی
    چشمام و با قطره های اشک قاطی میشد و می ریخت روی لباسم ، زیر بارون نرفته بودم
    اما .. خیس بودم، خیس ِ خیس ...
    چیکار باید می کردم ، بهش بگم ؟ بهش بگم منم کی ام ؟ برگردم و توی چشاش نگاه کنم
    ؟ دستامو بذارم روی گونه هاش ؟ می دونستم که منو خیلی زود میشناسه ، مگه میشه
    منو نشناسه ،
    نه .. اینکارو نمی تونم بکنم ، می ترسم ، همیشه این ترس لعنتی کارا رو خراب می کرد ،
    توی این ده سال لحظه به لحظه توی زندگیم بود و ... نبود ،
    بود ، توی هر چیزی که اندک شباهتی بهش داشت ،
    بود ، پر رنگ تر از خود اون چیز ، زیباتر از خود اون چیز ،
    تنهاییم با جستجوی اون دیگه تنهایی نبود ، یه جور شیدایی بود ،
    خل بودم دیگه ،
    نرسیدم بهش تا همیشه دنبالش باشم ،
    عاشقی کنم براش ،
    میگفت : بهت نیاز دارم ...
    ساکت می موندم ،
    میگفت : بیا پیشم ،
    میگفتم : میام ...
    اما نرفتم ،
    زمان برای من کند میگذشت و برای اون تند تر از همیشه ،
    دلم می خواست بسوزم ،
    شاید یه جور خود آزاری که البته بیشتر باعث آزار اون شد ،
    قصه عشق من افسانه شد و معشوق من ، از دستم پرید ،
    مثل پرنده کوچکی که دلش تاب سکوت درخت رو نداشت .
    صدای بوق ماشین پشت سر، منو به خودم آورد ، چراغ سبز شده بود ،
    آهسته حرکت کردم ، چشام چسبید روی آینه ، حریصانه نگاهش کردم ، حریصانه و بی تاب ،
    چرا این اشکای لعنتی بس نمی کنن ،
    آخه یه مرد چهل ساله که نباید اینقدر احساساتی باشه ،
    یاد شبی افتادم که برای بدرقه من تا فرودگاه اومد ،
    هردوروی صندلی عقب تاکسی نشسته بودیم ،
    و اون تمام مسیر بهم نگاه می کرد ، اشک میریخت و با همون لبای قشنگ نیمه بازش ،
    چشم در چشم ، نگاهم می کرد ،
    تا حالا اینقدر مهربونی رو یکجا توی هیچ چشمی ندیده بودم ،
    چشماش عاشقانه و مادرانه ، با چشم های من مهربون بود .
    شقیقه هام می سوخت ، احساس می کردم هر لحظه ممکنه سکته کنم ، قلبم عجیب
    تند می زد ، تند تر از همیشه ، تند تر از تمام مدتی که توی این ده سال می زد ،
    - همینجا پیاد میشم .
    پام چسبید روی ترمز ، چشمامو بستم ،
    - بفرمایین ...
    دستشو آورده بود جلو ، توی دستش یک هزار تومنی بود و یک حلقه دور انگشتش ، قلبم
    ایستاد ،
    با همه انرژیم سعی کردم حرفی بزنم ..
    - لازم نیست ..
    - نه خواهش می کنم ...
    پولو گذاشت روی صندلی جلو ... صدای باز شدن در اومد
    و بعد .. بسته شدنش .
    خشکم زده بود ، حتی نمی تونستم سرمو تکون بدم .
    برای چند لحظه همونطور موندم ،
    یکدفه به خودم اومدمو و درماشینو باز کردم ،
    تصمیم خودم گرفته بود برای صدا کردنش ،
    برای فریاد کردنش ،
    برای ترکوندن همه بغضم توی این ده سال ،
    دیدمش ... چند قدم مونده بود تا برسه به مردی که با چتر باز منتظرش بود ، و ... دختربچه
    ای که زیر چتر ایستاده بود .
    صدا توی گلوم شکست ...
    اسمش گره خورد با بغضم و ترکید .
    قطره های سرد بارون و اشکهای تلخ و داغم با هم قاطی شد .
    رفت ، رفتند توی خیابون بهار ، سه نفری ، زیر چتر باز ...
    دختر کوچولو دستشو گرفته بود ، صدای خنده شون از دور می اومد ...
    سر خوردم روی زمین خیس ،
    صدای هق هق خودم بود که صدای خنده شون رو از توی گوشم پاک کرد ...
    مثل بچه ها زار زدم .. زار زدم ...
    منو بارون .. ، زار زدیم ،
    اونقدر زار زدم تا سه نفریشون مثل نقطه شدن ،
    به زحمت خودمو کشوندم توی ماشین ،
    بوی عطرش ماشینو پر کرده بود ،
    هزار تومنی رو از روی صندلی جلو برداشتم و بو کردم ...
    بوی عطر خودش بود ، بوی تنش ، بوی دستش ،
    بعد از ده سال ، دوباره از دستش دادم ، اینبار پررنگ تر ، دردناک تر ، برای همیشه تر.
    خل بودم دیگه ..
    یعنی این نقطهء پایان بود برای عشق من ؟
    نه ..
    عاشق تر شده بودم
    عاشق تر و دیوانه تر ... چه کردی با من تو ... چه کردی ...
    بارون لجبازانه تر می بارید
    ضخیابان بهار ، آبی بود .
    آبی تر از همیشه ...
     

    موضوعات مشابه

    Majid R2 و aramoon از این پست تشکر کرده اند.
  2. aramoon

    aramoon تنهاترین برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏10 مه 2013
    ارسال ها:
    7,834
    تشکر شده:
    5,138
    جنسیت:
    مرد
    جالب بودtashvigh
     
  3. mehrnaz650

    mehrnaz650 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏29 آوریل 2013
    ارسال ها:
    85
    تشکر شده:
    110
    جنسیت:
    زن
    روز تولدم میخوای اشکمو دربیاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
     
  4. .محمدرضا

    .محمدرضا شاید مُردم هــــــواســــــم نیســـــــتـــ .... فارس پاتوقی طلایی

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,364
    تشکر شده:
    3,025
    جنسیت:
    مرد
    اوخ خب من از کجا میدونستم تولدته عسیسم میخوای جک بزارم
     
  5. هدیه

    هدیه کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2013
    ارسال ها:
    1,474
    تشکر شده:
    536
    جنسیت:
    زن
    خیلی قشنگ بود...................
     
  6. Majid R2

    Majid R2 کاربر دل جوش داده برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏28 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    1,893
    تشکر شده:
    2,241
    جنسیت:
    مرد
    حس قشنگی به آدم میده
     
  1. کانال تلگرام

    اطلاعیه ها و اخبارهای فارس پاتوق ، مسابقات و جوایز
  2. گروه تلگرام

    کتاب مذهبی ، کتاب های درسی ، کتاب های علمی ، کتاب رمان
  3. برنامه تلگرام

    اپراتور ، نرم افزار های ارتباطی
  4. سرگرمی و تفریح تلگرام

    دانستنیهای جالب ، مرکز تخصصی ترول ، انواع فال ها و طالع بینی ها ، مطالب طنز آمیز ، اس ام اس و جوک
  5. آموزش تلگرام

    اخبار فارس پاتوق ، انتقادات و طرح های جدید فارس پاتوق ، نظر سنجی ، آموزش های لازم فارس پاتوق ، اطلاعیه های فارس پاتوق
  6. کانال موزیک تلگرام

    مداحی ایام فاطمیه ، مداحی ماه محرم ، موزیک های ایرانی ، موزیک های شاد ، آهنگ های خارجی ، آهنگ های پیشواز ایرانسل ، آهنگ های پیشواز همراه اول ، آهنگ های رومانتیک ، مداحی ، آهنگ های سنتی
  7. اخبار تلگرام

    اخبار حوادث ، اخبار جهان ، اخبار ورزشی ، اخبار پزشکی ، اخبار سیاسی - اقتصادی ، اخبار فرهنگی - هنری ، اخبار علمی
  8. مد و زیبایی تلگرام

    مدل لباس دخترانه ، مدل لباس زنانه ، مدل لباس پسرانه ، مدل لباس مردانه ، مدل لباس ، مدل لباس جدید ، مدل عینک ، مدل مو ، مدل ناخن ، عکس مدل
  9. کانال عکس تلگرام

    عکس های خنده دار ، عکس های بازیکنان ، عکس های ترسناک ، عکس های طبیعت ، عکس های حیوانات ، عکس های حوادث ، تصاویر عاشقانه ، تصاویر کارتونی ، عکس های اتومبیل ، تصاویر هنرمندان ، تصاویر کودکان ، عکس های متفرقه
  10. کانال فیلم تلگرام

    اپراتور همراه اول ، اپراتور ایرانسل ، اپراتور رایتل
  11. تبلیغات تلگرام و اینستاگرام

    آگهی های استخدام دولتی ، آگهی های استخدام غیر دولتی ، سوالات و پاسخ های آزمون های استخدامی
  12. کانالهای ادبی تلگرام

    تاریخ ، شعر و ادبیات ، نامه نگاری و انواع نامه ها
  13. گروه چت تلگرام

    ابزار های وبلاگ ، سئو و بهینه سازی وب سایت ، سیستم های مدیریت محتوا ، قالب های وبلاگ ، ابزار های وب سایت ، قالب های وب سایت ، معرفی وبلاگ و وب سایت های مفید ، کسب و کار در اینترنت ، کسب درآمد بدون اینترنت
  14. بهترین کانال های تلگرام

    هوا و فضا ، دانش و فن آوری در پزشکی ، دانش و فناوری در کامپیوتر ، دانش و فناوری در موبایل ، دانش و فناوری در وب سایت ها ، جنگ افزار ، تکنولوژی های روز
  15. نرم افزار اینستاگرام

    سیستم عامل ها ، لپ تاپ و تبلت ، نرم افزار ها ، سخت افزار ها ، بازی های کامپیوتری
  16. کانال پزشکی و سلامت تلگرام

    روانشناسی ، تغذیه ، بهداشت ، بیماری ها و روش درمان
  17. بهترین پیج اینستاگرام

    اخبار ورزشی ، معرفی ورزش ها و تیم ها ، شخصیت های ورزشی
  18. عکس اینستاگرام

    برنامه ریزی درسی ، مقطع آموزش ابتدایی ، مقطع آموزش راهنمایی ، مقطع آموزش متوسطه ، مقطع پیش دانشگاهی ، مقطع آموزش فنی حرفه ای ، مقطع آموزش کاردانش
  19. فیلم اینستاگرام

    مقالات کار آفرینی و طرح کسب و کار ، مقالات عمومی ، درخواست مقالات ، مقالات علمی
  20. آموزش اینستاگرام

    رشته های فنی و مهندسی ، رشته های علوم تجربی ، رشته های علوم پایه و انسانی ، رشته های هنر ، معرفی رشته های دانشگاهی ، معرفی دانشگاه های ایران ، رشته های پزشکی ، رشته های زبان انگلیسی
  21. کانال مذهبی تلگرام

    اهل بیت و علما ، احکام ، مولتی مدیای مذهبی
  22. کانال خانواده تلگرام

    خانواده ، هنر در خانه
  23. کانال آشپزی تلگرام

    انواع شیرینی ، انواع دسر ، انواع غذا ها و طرز تهیه آن ها ، خورش ها ، سوپ و سالاد ، ساندویچ و پیتزا ، سس و ترشی
  24. کانال گردش و گردشگری تلگرام

    معرفی مکان های زیارتی ، معرفی مکان های تفریحی ، معرفی مکان های شگفت انگیز ، معرفی شهرها و کشورها
  25. سایر موضوعات تلگرام

    اخبار و مطالب گوناگون خبری ، معما ها و چیستان ها ، اخبار گوناگون اینترنتی ، صندلی داغ ، گفتگو با کاربران ، بازارچه خرید و فروش ، زباله دان
  26. کانال تست روانشناسی تلگرام

    تست هوش
  27. کانال روانشناسی ازدواج تلگرام

    نکات قبل از ازدواج ، نکات بعد از ازدواج
  28. کانال مشاوره جنسی تلگرام

    راهنمایی علمی جنسی
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.