1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

پارک‌ْ............

شروع موضوع توسط arvia در ‏11 ژوئیه 2013 در انجمن جملات و اشعار کوتاه

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    بعدِ رفتن‌ِ خورشید سَرُکلّه‌ش‌ پیدا می‌شد ،
    اما همیشه‌
    تو جیباش‌ پُرِ تُخمه‌ی‌ آفتاب‌ْگردون‌ بود !
    با اون‌ سگ‌ِ حنایی‌ که‌ دورِ پاهاش‌ می‌چرخیدُ
    دُمش‌ُ تکون‌ می‌داد !
    کنارِ بیدِ مجنون‌ْ ،
    رو نیمکت‌ِ سنگی‌ِ پارک‌ می‌شِست‌ُ
    سازْدهنی‌ش‌ُ از جیبش‌ در می‌آورد !
    وقتی‌ می‌زد
    سگ‌ِ هم‌ پا به‌ پای‌ صدای‌ ساز زوزه‌ می‌کشیدُ معرکه‌ را می‌نداخ‌ !
    جماعت‌ِ توی‌ پارک‌ دورِ اون‌ دو تا جَم‌ می‌شدن‌ به‌ تماشا !
    اگه‌ یه‌ نفر اون‌ُ نمی‌شناخت‌ُ سکه‌ای‌ پیش‌ِ پاش‌ می‌نداخ‌ ،
    دیگه‌ ساز نمی‌زد ،
    بُلن‌ می‌شدُ بی‌اعتنا به‌ تموم‌ِ آدمای‌ دورُ بَرِش‌
    از پارک‌ می‌رَف‌ بیرون‌ ،
    سگ‌ِ هم‌ پُشت‌ِ سَرِش‌ !
    این‌ کارُ واسه‌ پول‌ نمی‌کردن‌ ،
    نه‌ خودش‌ ،
    نه‌ سگش‌ !
    اما یه‌ شب‌ْ وسط‌ِ نمایش‌ مامورای‌ شهرداری‌ سَر رسیدن‌ ،
    سگ‌ِ رُ انداختن‌ پُشت‌ِ ماشینشون‌ ،
    اون‌ می‌خواس‌ نذاره‌ اما با چوب‌ افتادن‌ به‌ جونش‌ !

    وقتی‌ ماشیناشون‌ از اونجا دور می‌شد ،
    رو زمین‌ یه‌ مُش‌ تُخمه‌ی‌ آفتاب‌ْگردون‌ مونده‌ بودُ
    چَن‌ قطره‌ خون‌ُ
    یه‌ سازْدهنی‌ که‌ زیرِ پای‌ اون‌ لعنتیا لِه‌ شده‌ بود !

    از اون‌ شب‌ به‌ بعد ،
    دیگه‌ هیچکس‌ اون‌ُ سگش‌ُ
    توی‌ پارک‌ ندید !
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.