1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

رويا (كتاب اسیر)

شروع موضوع توسط arvia در ‏14 ژوئیه 2013 در انجمن شعر و ادبیات

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    باز من ماندم و خلوتي سرد

    خاطراتي ز بگذشته اي دور

    ياد عشقي كه با حسرت و درد

    رفت و خاموش شد در دل گور



    روي ويرانه هاي اميدم

    دست افسونگري شمعي افروخت

    مرده ئي چشم پرآتشش را

    از دل گور بر چشم من دوخت



    ناله كردم كه اي واي، اين اوست

    در دلم از نگاهش، هراسي

    خنده اي بر لبانش گذر كرد

    كاي هوسران، مرا مي شناسي



    قلبم از فرط اندوه لرزيد

    واي بر من، كه ديوانه بودم

    واي بر من، كه من كشتم او را

    وه كه با او چه بيگانه بودم



    او به من دل سپرد و بجز رنج

    كي شد از عشق من حاصل او

    با غروري كه چشم مرا بست

    پا نهادم بروي دل او



    من به او رنج و اندوه دادم

    من به خاك سياهش نشاندم

    واي بر من، خدايا، خدايا

    من به آغوش گورش كشاندم



    در سكوت لبم ناله پيچيد

    شعله شمع مستانه لرزيد

    چشم من از دل تيرگي ها

    قطره اشكي در آن چشم ها ديد



    همچو طفلي پشيمان دويدم

    تا كه درپايش افتم به خواري

    تا بگويم كه ديوانه بودم

    مي تواني به من رحمت آري



    دامنم شمع را سرنگون كرد

    چشم ها در سياهي فرو رفت

    ناله كردم مرو، صبر كن، صبر

    ليكن او رفت، بي گفتگو رفت



    واي بر من، كه ديوانه بودم

    من به خاك سياهش نشاندم

    واي بر من، كه من كشتم او را

    من به آغوش گورش كشاندم
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.