1. انجمن های فارس پاتوق
    مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.
    رد اعلامیه

زان نامه اي که دادي و زان شکوه هاي تلخ

شروع موضوع توسط arvia در ‏14 ژوئیه 2013 در انجمن کانال شعر و ادبیات

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    زان نامه اي که دادي و زان شکوه هاي تلخ
    تا نيمه شب به ياد تو چشمم نخفته است
    اي مايهُ اميد من ، اي تکيه گاه دور
    هرگز مرنج از آنکه به شعرم نهفته است

    شايد نبوده قدرت آنم که در سکوت
    احساس قلب کوچک خود را نهان کنم
    بگذار تا ترانه من رازگو شود
    بگذار آنچه را که نهفتم عيان کنم

    تا بر گذشته مي نگرم ،عش خويش را
    چون آفتاب گمشده مي آورم به ياد
    مي نالم ازدلي که به خون غرقه گشته است
    اين شعر، غير رنجش يارم به من چه داده است

    اين درد را چگونه توانم نهان کنم
    آندم که قلبم به سختي از تو رنجيده است
    اين شعرها که روح ترا رنج داده است
    فرياد هاي يک دل محنت کشيده است

    گفتم قفس ، ولي چه بگويم که پيش از اين
    آگاهي از دورويي مردم مرا نبود
    دردا که اين جهان فريباي نقش باز
    با جلوه و جلاي خودآخر مراربود

    اکنون منم که خسته ز دام فريب و مکر
    بار دگر به کنج قفس رو نموده ام
    بگشاي در که در همه دوران عمر خويش
    جز پشت ميله هاي قفس خوش نبوده ام

    پاي مرا دوباره به زنجيرها ببند
    تا فتنه و فريب زجايم نيفکند
    تا دست آهنين هوسهاي رنگ رنگ
    بندي دگر دوباره به پايم نيفکند

    فروغ
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.