1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

فصل زرد...

شروع موضوع توسط arvia در ‏15 ژوئیه 2013 در انجمن عشق و عاشقي

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    فصل زرد
    ا ي نهايت ازدحام تنهايي
    در کوچه هاي سرد وبي روح تو
    آرامش غريبي مرا فرياد ميزند.
    با ناله اي غريب
    که از شکستن گوشواره ها ي
    افتاده بر خاکت به گوش ميرسد.
    اي زيبا ترين ترنم آفرينش
    با خود تا انتهاي غربت اشکهايت
    مرا ببر مرا ببر
    از بغض که مي خوام بنوسيم بد جوري بغضم ميگيره.
    از گريه مي خوام بگم ........ گريه م ميگيره.
    از تنهايي و خنده و ............هم همين طور.
    همين باعث ميشه که به چيزاي ديگه فکر نکنم. چون حالا ديگه کاملا برام جا افتاده که به هر چيزي زياد فکر کني بهش مبتلا ميشي.
    ديگر شراب نياور
    دهانم طعم ناسزا ميدهد
    ايمان مرا لبهاي مست تو دزديدند
    شور و شوقي بودم پوچ
    من به نوروز مي مانستم
    کنج قرمزترين روزهاي تقويم
    مثل شهريورهاي بي تجديد و آزاد.
    ستاره ها از ترس تو
    هرگز بر من نتابيدند
    چه بي رحم بودي نيمه شبها
    وقتي به دختران حسود
    چشمک تعارف ميکردي
    چشمهايت جسارتي بي منظور
    هزار بار هم بغض کني
    خطاي اين اشکهاي منبسط را
    گونه هاي بي شرمم به دل نمي گيرند
    سکوت نکرده ام که براي غمگينيم
    هي مست کني....هي مست کني....
    روزهام دور انگشتهاي تو حلقه ميزدند
    چهارشنبه شبم را تو به آتش کشاندي
    پلک کدام زن مي پريد از روي خاکسترم
    و کدام زردي با بوسه ات سرخ ميشد؟
    بي خيال من شو!
    گريه ام را کسي به شانه نمي گيرد
    سر انگشت همين روزها خواهم مرد
    به درک که نمي شود باشم!
    به سلامتي اين همه بدبختي
    شرابي برايم بريز!
    ************
    هبوطِ فرياد را به احترام صدا
    يک دقيقه سکوت کن!
    شايد بشود بوي باران بگيرم
    در دستان آب
    پير ميشوم با همين کودکانه ها
    که توي چشمهاي خدا خيس ميشوي
    شانه هاي دنيا هم که سنگيني کنند
    خدا روي نگاهت راه مي رود
    پلک نزن!
    دارم خلق ميشوم...
    ......و به باران سوگند
    و به شبنم و به گل
    و به هر چيز که چون عشق
    لطيف است
    که تو پروانه هستي مني!!
    دلم گرفتار غمي ست
    قسمت مي دهم اي گل هميشه بهار
    دل من را تنها مگذار
    اين گناه است
    دو تا گلبرگ اقاقي
    يک نواي کوچه باغي
    يک قفس پراز ستاره
    غنچۀ سيبِ بهاره
    يک هواي تازۀ پاک
    پر پروانۀ دل چاک
    خنده هاي شاد مستي
    شعر عاشقانِ هستي
    تن عريان شقايق
    قطره هاي اشک عاشق
    يک قلم پراز نگفته
    يک گل تازه شکفته
    نصف قرص از اول ماه
    چهرۀ يوسفِ در چاه
    همۀ دارو ندارم
    همينه برات مي يارم
    مي کنم تحفه راهت
    نداره قابل او چشم سياهت
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.