1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

سخنانی زیبا

شروع موضوع توسط arvia در ‏18 ژوئیه 2013 در انجمن جملات و اشعار کوتاه

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    آدمیزاد بی غذا دو ماه دوام می آورد
    بی آب ، دو هفته
    بی هوا ، چند دقیقه
    بی”وجـــدان”، خـیلی . . .
    متاسفانه خیلی !
    .
    .
    .
    می گویند عشق آنست که به او نرسی
    و من می دانم چرا …!
    زیرا در روزگار من،
    کسی نیست که زنانه عاشق شود
    و مردانه بایستد…
    .
    .
    .
    نیازی نیست اطرافمون پر از آدم باشه …
    همون چند نفری که اطرافمون هستند ، آدم باشند کافیه !
    .
    .
    .
    مردم عوض شدن،
    زمونه عوض شده،
    میدونی؟ این روزها،
    وقتی با یه نفر دست میدی،
    بعدش باید انگشتات رو هم بشماری و ببینی که هر ۵ تا رو پس گرفتی یا نه!
    .
    .
    مـــــــا،
    نســـــلی هستیم کــــه،
    بهـــــــترین حــــــــرفهــــــای زندگــــــیمان را نگفتیـــــم…
    تایــــــپ کردیـــــــــم
    .
    .
    .
    همه اتفاق های خوب افتادند و دست و پایشان شکست !
    این روزها اتفاق های خوب از ترس اتفاق های بد ، از افتادن میترسند …
    .
    .
    .
    کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود …
    .
    .
    .
    ای کاش آدما می فهمیدن که خوشبخت شدنشون
    در گرو بدبخت شدن آدمای دیگه نیست !
    .
    .
    .
    هیچ گاه به خاطر هیچکس از ارزش هایت دست نکش !
    چون اگر روزی آن فرد از تو دست بکشد ،
    تو می مانی و یک ” من ” بی ارزش !
    .
    .
    .
    وقتی سکوتت از رضایت نیست ، لطفا بگو !
    .
    .
    .
    حق نداری احساس دیگران رو به بازی بگیری ،
    فقط به خاطر این که هنوز تکلیفت با احساس خودت معلوم نیست !
    .
    .
    .
    چه در کار ، چه در عشق ، هرگز نگویید ” هنوز وقت است ” یا ” شاید دفعه ی بعد ” !
    زیرا مفهومی وجود دارد به نام ” دیر شدن ” !
    .
    .
    .
    خاص بودن توی مغز اتفاق میفته ، نه توی عکس !
    .
    .
    .
    تلخ ترین قسمت زندگی اون جاییه آدم به خودش میگه :
    چی فکر می کردیم و چی شد !!
    .
    .
    .
    سیاهی لبهایم از سیگار نیست…!
    سیاه پوش هزار حرفه نگفته است…
    .
    .
    .
    در روزگاری که “سلام” و “خداحافظ” فرقی‌ با هم ندارند
    نه ماندن کسی‌ حادثه ست نه رفتنِ کسی‌ فاجعه !
    .
    .
    .
    سکوت من هیچ گاه نشانه ی رضایتم نبود !
    من اگر راضی باشم ، با شادی می خندم !
    .
    .
    .
    تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !
    من را به من نبودن محکوم نکن !
    من همانم که درگیر عشقش بودی !
    یادت نمی آید ؟!
    من همانم !
    حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !
    .
    .
    .
    مردم اینجا چقدر مهربانند ، دیدند کفش ندارم ، برایم پاپوش درست کردند
    .
    .
    .
    سکوت همیشه به معنی “رضایت” نیست
    گاهی یعنی:
    خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمیدهند، توضیح دهم
    .
    .
    .
    دستم بوی گل میداد،
    مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند
    اما هیچکس فکر نکردکه،
    من شاید گل کاشته باشم
    .
    .
    .
    احساسم را به دار آویختم
    منطقم را به گلوله بستم
    لعنت به هر دو که عمری بازیم دادند
    دیگر بس است، میخواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم!
    .
    .
    .
    پرنده ای نفرین شده ایم
    که سهممان از پریدن
    تنها در بازی کلاغ پر است…
    .
    .
    .
    رابطه ای که توش التماس باشه …
    ساعت ۹ بزارین دم در خونه تا شهرداری ببره …
    .
    .
    .
    مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند
    و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند . . .
    .
    .
    .
    اینجا فقط تو را از نوشته هایت ” می بینند “…
    درست دیده ای ، فقط “خوانده” میشوی بی آنکه بشناسند تو را …
    .
    .
    .

    پیامی دیگر آوردم…
    به مردان اینجا نگاه مکن…
    اسمشان مرد است ؛ من اگر خوردم زمین به نامردی همین مردان بود…
    زمین مرد بود که مرا بلند کرد …
    خودت را زمین بزن ؛ اما دست مردان اینجا را نگیر …
    .
    .
    .
    کاش کسی یاد معلم ها می داد :
    اول مهر شغل پدر‌ها را نپرسند ؛
    وقتی هنوز احترام به همه‌ی شغل ها را و افتخار به همه‌ی پدر‌ها را یاد دانش آموزانشان نداده‌اند !
    حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم می‌خورد ، بماند …
    .
    .
    .
    ما همه با زندگی معامله می کنیم …!
    با خودمان هم معامله میکنیم و با کسانی که دوستشان داریم هم …!
    اگر نبخشی ، نمی بخشم
    خیانت کنی ، خیانت میکنم
    بدی کنی ، بدی میکنم
    دروغ بگویی ، دروغ می گویم
    و همیشه کوچک می مانیم ؛
    بدون تجربه ی زندگی بالاتر و آرمانی تر …!
    این را بدانیم که با خوب ، خوب بودن هنر نیست

     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.