1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

دونجات يافته

شروع موضوع توسط arvia در ‏23 ژوئیه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    يك كشتی در يك سفر دريايی در ميان طوفان در دريا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات يابند و به جزيره كوچكی شنا كنند. دو نجات يافته نمی*دانستند چه كاری بايد كنند اما هر دو موافق بودند كه چاره *ای جز دعا كردن ندارند. به هر حال برای اينكه بفهمند كه كدام يك از آنها نزد خدا محبوب*ترند و دعای كدام يك مستجاب می *شود.

    آنها تصميم گرفتند تا آن سرزمين را به دو قسمت تقسيم كنند و هر كدام در يك بخش درست در خلاف يكديگر زندگی كنند. نخستين چيزی كه آنها از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول ميوه *ای را كه بر روی درختی روييده بود در آن قسمتی كه او اقامت می* كرد ديد و مرد می*تونست اونو بخوره. اما سرزمين مرد دوم زمين لم يزرع بود.

    هفته بعد مرد اول تنها بود و تصميم گرفت كه از خدا طلب يك همسر كند. روز بعد كشتی ديگری شكست و غرق شد و تنها نجات يافته آن يك زن بود كه به بخشی كه آن مرد قرار داشت شنا كرد. در سمت ديگر مرد دوم هيچ چيز نداشت. بزودی مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذای بيشتری نمود. در روز بعد مثل اينكه جادو شده باشه همه چيزهايی كه خواسته بود به او داده شد. اگرچه مرد دوم هنوز هيچ چيز نداشت.

    سرانجام مرد اول از خدا طلب يك كشتی نمود تا او و همسرش آن جزيره را ترك كنند. صبح روز بعد مرد يك كشتی كه در سمت او در كناره جزيره لنگر انداخته بود را يافت. مرد با همسرش سوار كشتی شد و تصميم گرفت مرد دوم را در جزيره ترك كند. او فكر كرد كه مرد ديگر شايسته دريافت نعمتهای الهی نيست. از آنجاييكه هيچ كدام از درخواستهای او از پروردگار پاسخ داده نشده بود.

    هنگامی كه كشتی آماده ترك جزيره بود، مرد اول صدايی غرش وار از آسمانها شنيد: چرا همراه خود را در جزيره ترك می*كنی؟

    مرد اول پاسخ داد: نعمتها تنها برای خودم هست چون كه من تنها كسی بودم كه برای آنها دعا و طلب كردم، دعاهای او مستجاب نشد و سزاوار هيچ كدام نيست.

    آن صدا مرد را سرزنش كرد: تو اشتباه می*كنی، او تنها كسی بود كه من دعاهايش را مستجاب كردم وگرنه تو هيچكدام از نعمتهای مرا دريافت نمی* كردی.

    مرد از آن صدا پرسيد: به من بگو كه او چه دعايی كرد كه من بايد بدهكارش باشم؟

    او دعا كرد كه همه دعاهای تو مستجاب شود.

    ما هممون می*دونيم كه نعمتهای ما تنها ميوه*هايی نيست كه برايش دعا می* كنيم بلكه اونها دعاهايی ديگران هست برای ما.
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.