1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

غمگینمـــ!!!

شروع موضوع توسط arvia در ‏27 ژوئیه 2013 در انجمن جملات و اشعار کوتاه

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    گــــــــــــــــاهی...
    خوب است...
    دیوانه شدن...
    دیوانگی کردن...
    حتما نباید عاشقم باشی تا به دیدنم بیایی....
    گاهی ...
    نفرت دلیل محکم تری است برای دیدنم...
    دیدن برزخی که در آن غوطه ورم ...
    برزخی که از بی خبری تو بر من مستولی شده ...
    قلم را برمیدارم...
    ازخودم مینویسم ... انگار که پرسیده باشی ........!
    گاهی اغراق میکنم .....
    انگار که قرار است حسادت کنی احتمالا ..!!!!
    ازتــــــــــــــــــــــ ــو نمیپرسم....
    تا بغــــــــــــــض نکنم ...
    تا یادم نیاید که نه تویی هست ...نه جوابی...

    و
    نه نامه ای...!
    پاره اش کردم................................

    نگاهم خیس از اشک بود ...

    چشمانم را ندیدی ....


    وقتی میرفتی ...

    نگاهم نکردی ...

    چشمانم به دیروزهـــــــــــــا بود ..... خیس خیس خیس ..!

    آرام ..... نگاهم کن
    محکـــــــــــم ... صدایم کن !
    ( به نام کوچکم .......که فقط ازلبان تـــــــــــــــــوشنیدنی ست..)
    آرام ............ در آغوشم بکش.....
    محکـــــــــــم ..... مراببوس !
    آرام ....
    نه !
    این بار نه ....
    محکم بیا ...
    آرام برو ..!
    شاید که هرگز باور نکنم رفتنت را ...
    کمی...

    حال وهوایم ....

    طوفانی است.....

    ازاین شاعرانه های ملایم ....

    الان..

    باید...

    "یکی"

    نه هرکسی...

    نه هر"یکی"...

    باید همان "یکی" ...

    باشد ...

    که بیاید ...

    بنشیند همین حوالی....

    جایی کمی دورتر...

    و بگوید :

    " تاب تابی ...... آرام باش ..................

    هیـــــــــــــــــــــــ ــــــــــ س....

    آرام باش ...

    سفری در پیش است ...


    میایم ...
    جایی حوالی گذشته ها ...
    نه خیلی دور...
    کمی بمیرم ..!
    بعد..
    برمیگردم به دیارم ...
    دیگر تاب اینجا ماندنم نیست...
    دیگر کسی را تاب گریه ها وبیقراری هایم نیست...
    باید بیایم ...
    تا " تــــــــــــــــــــــــ ــــو" را پیدا کنم
     
    آیسودا از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.