1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ،

شروع موضوع توسط arvia در ‏27 ژوئیه 2013 در انجمن جملات و اشعار کوتاه

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ،
    واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...
    یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ،
    یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...
    تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!!
    غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی...
    زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ،
    برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد.
    تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو * ،
    ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه.
    اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی ،
    اما تا قایقی اومد ، از منو دلم گذشتی؟؟؟
    رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا ،
    منو دل اما نشستیم ، چشم به راهت لب دریا...
    دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی ،
    لحظه های بی تو بودن ، می گذره اما به سختی!
    دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره ،
    ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره.....
    میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم ،
    اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم.
    من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ،
    واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...
    یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ،
    یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.