1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

شمع فرشته

شروع موضوع توسط amazy212 در ‏28 ژوئیه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. amazy212

    amazy212 elina برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏3 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    411
    تشکر شده:
    979
    جنسیت:
    زن
    مردی که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیــار دوست می داشت
    دخترک به بیماری سختی مبتلا شد
    پدر به هر دری زد تا کودک سلامتی اش را دوباره بدست بیاورد، هرچه پول داشت برای درمان او خرج کرد
    ولی بیماری جان دخترک را گرفت و او مرد...
    پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد
    سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند
    ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است
    و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند
    همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند .
    هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود
    مرد جلوتر رفت و دیدفرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است
    پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد
    از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟
    دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و
    هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه
    گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم .
    پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید.
    اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت.
    نظرشما
    درباره اين داستان قشنگ چیه؟؟؟
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.