1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

دختر كوچكی هر روز...

شروع موضوع توسط arvia در ‏29 ژوئیه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت. با اینكه آن روز صبح هوا
    زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده
    بسوی مدرسه راه افتاد.

    بعد از ظهر كه شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.
    مادر
    كودك كه نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینكه
    رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت كه با اتومبیل بدنبال دخترش
    برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی كه آسمان را مانند خنجری درید، با
    عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حركت كرد.

    اواسط
    راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حركت
    بود، ولی با هر برقی كه در آسمان زده میشد ، او می‌ایستاد ، به آسمان نگاه
    می‌كرد و لبخند می زد و این كار با هر دفعه رعد و برق تكرار می‌شد.

    زمانیكه
    مادر اتومبیل خود را به كنار دخترك رساند، شیشه پنجره را پایین كشید و از
    او پرسید: چكار می‌كنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟

    دخترك پاسخ داد: من سعی می‌كنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عكس می‌گیرد!
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.