1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

تا دانه توی خاک ...

شروع موضوع توسط arvia در ‏29 ژوئیه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    تا دانه توی خاک حاصل خیز بهاری کنار هم نشسته بودند.

    دانه اولی گفت:من می خواهم رشد کنم.من می خواهم ریشه هایم را هر چه عمیق تر در دل خاک کنم و شاخه هایم را از میان پوسته زمین بالای سرم پخش کنم....من می خواهم شکوفه های لطیف خودم را همانند بیرق های رنگین برافشانم و رسیدن بهار را نوید دهم.......
    وبدین ترتیب دانه رویید.

    دانه دومی گفت:من می ترسم اگر ریشه هایم را در دل خاک سیاه فرو کنم نمی دانم در ان تاریکی با چه چیز هایی روبه رو خواهم شد.اگر از میان خاک سفت بالای سرم را نگاه کنم امکان دارد شاخه های لطیفم اسیب ببینند....چه خواهند کرد اگر شکوفه هایم باز شودو ماری قصد خوردن انها را کند؟تازه اگر قرار باشد شکوفه هایم به گل نشینداحتمال دارد بچه های کوچکی مرا از ریشه بیرون بکشندنه همان بهتر که منتظر بمانم تا فرصت بهتری نصیبم شود.
    وبدین ترتیب دانه منتظر ماند.

    مرغ خانگی که برای یافتن غذامشغول کندوکاو زمین در اوایل بهار بوددانه را دیدو در یک چشم برهم زدن قورتش داد.


    آن عده از انسان ها که ازحرکت ورشد می ترسند به وسیله زندگی بلعیده می شوند.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.