1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

قطره، دلش دریا می خواست..

شروع موضوع توسط arvia در ‏29 ژوئیه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    قطره، دلش دریا می خواست
    خیلی وقت بود به خدا گفته بود.
    هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهی ست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا نیست.
    قطره عبور كرد و گذشت، قطره ایستاد و منجمد شد، قطره روان شد و راه افتاد و به آسمان رفت.
    هر بار چیز تازه از رنج و عشق و صبوری آموخت.
    تا روزی كه خدا گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن.
    و خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا چشید و طعم دریا شدن را.
    روز دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگتر، از دریا بزرگتر هم هست؟
    خدا گفت: آری هست،
    قطره گفت: پس من آن را میخواهم. بزرگترین را، بی نهایت را.
    خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: این بی نهایت است.
    آدم عاشق بود و دنبال كلمه ای می گشت كه عشقش را توی آن بریزد.
    اما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت.
    قطره از قلب عاشق عبور كرد. آدم همه عشقش را توی یك قطره ریخت.
    وقتی قطره از چشم آدم چكید، خدا گفت: حالا تو بی نهایتی،
    چون كه تصویر من در اشك عاشق است.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.