1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

پادشاهى در یک شب...

شروع موضوع توسط arvia در ‏31 ژوئیه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد
    هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.
    از او پرسید: آیا سردت نیست؟
    نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
    پادشاه گفت:من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم
    یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند.
    نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد.
    اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد.
    صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند
    در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:
    اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم
    اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد . . .
     
  2. monak

    monak گوگول دخمل نازنازی کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏25 فوریه 2013
    ارسال ها:
    810
    تشکر شده:
    378
    جنسیت:
    زن
    مثل همیشه خواندنیو دلنشین-gol-
     
  3. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    مرسی عزیزم-gol-
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.