1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان زن و مرد موتور سوار

شروع موضوع توسط arvia در ‏31 ژوئیه 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    زن و شوهر جوانی سوار بر موتور سیکلت در دل شب می راندند. آنها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند. زن جوان: یواش تر برو من می ترسم!مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره!زن جوان: خواهش میکنم من خیلی می ترسم!مرد جوان: خب، امّا اول باید بگی دوستم داری.زن جوان: دوستت دارم اما حالا میشه یواش تر برونی؟مرد جوان: منو محکم بگیر.زن جوان: حالا میشه یواش تر برونی؟مرد جوان: باشه به شرط که این کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیت ام میکنه.روز بعد روزنامه ها نوشتند: برخورد یک موتور سیکلت با ساختمانی حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت...مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون اینکه زن جوان را معطل کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند
     

    موضوعات مشابه

  2. کیان

    کیان کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏26 ژوئن 2013
    ارسال ها:
    254
    تشکر شده:
    50
    جنسیت:
    مرد
    رذ16.gif اوه نه..
     
  3. raha 1

    raha 1 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏11 فوریه 2013
    ارسال ها:
    558
    تشکر شده:
    397
    جنسیت:
    زن
    narahatgherye
     
  4. آیسودا

    آیسودا کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 سپتامبر 2012
    ارسال ها:
    848
    تشکر شده:
    196
    جنسیت:
    زن
    آخی...جفتشون با هم میرفتن اون دنیا بهتر بودgheryenarahat
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.