1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

رییس یک شرکت بزرگ / طنز

شروع موضوع توسط arvia در ‏3 آگوست 2013 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد. بنابراین، شماره منزل او را گرفت.کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: «سلام»رییس پرسید: «بابا خونس؟»صدای کوچک نجواکنان گفت: «بله»ـ می تونم با او صحبت کنم؟کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت کند، گفت: «مامانت اونجاس؟»ـ بلهـ می تونم با او صحبت کنم؟دوباره صدای کوچک گفت: «نه»رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام بگذارد پرسید: « آیا * دیگری آنجا هست؟»کودک زمزمه کنان پاسخ داد: «بله، یک پلیس»رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند، پرسید: «آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟»کودک خیلی آهسته پاسخ داد: «نه، او مشغول است؟»ـ مشغول چه کاری است؟کودک همان طور آهسته باز جواب داد: «مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.»رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: «این چه صدایی است؟»صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: «یک هلی کوپتر»رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: «آنجا چه خبر است؟»کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: «گروه جست و جو همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند.»رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: «آنها دنبال چی می گردند؟»کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: «من» .
     

    موضوعات مشابه

    manijeh30 از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.