1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

شب کریسمس

شروع موضوع توسط arvia در ‏3 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    شب کریسمس بود وهوا،سردوبرفی.
    پسرک،درحالی که پاهای برهنه اش را روی برف جابه جا می کرد تا شاید سرمای برف های کف پیاده رو،کمتر آزارش بده،صورتش راچسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه وبه داخل نگاه می کرد در نگاهش چیزی موج می زد،انگاری که با نگاهش ،نداشته هاش رواز خدا طلب می کرد.خانمی که قصد ورود به فروشگاه راداشت،کمی مکث کردونگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت وبعدرفت داخل فروشگاه.چنددقیقه بعد،در حالی که یک جفت کفش در دستانش بود،بیرون آمد.
    -آهای،پسر!

    پسرک برگشت وبه سمت خانم رفت.
    چشمانش برق می زدوقتی آن خانم،کفش هارابه اوداد.پسرک باچشم های خوشحالش وباصدای لرزان پرسید:
    -شما خدا هستید؟
    -نه پسرم،من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
    -آهامی دانستم که با خدا نسبتی دارید!
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.