1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

کوهنورد.....

شروع موضوع توسط arvia در ‏3 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    کوهنوردي مي خواست از بلندترين کوه ها بالا برود او پس از سالها آماده سازي ماجراجويي خود را آغاز کرد شب بلندي هاي کوه را تماما در بر گرفت و مرد هيچ چيز را نمي ديد همه چيز سياه بود همان طور که از کوه بالا ميرفت چند قدم مانده به قله کوه پايش ليز خورد ودر حالي که به سرعت سقوط مي کرد . از کوه پرت شد . در حال سقوط فقط لکه هاي سياهي را در مقابل چشمانش مي ديد. اکنون فکر مي کرد مرگ چه قدر به او نزديک است نا گهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود وفقط طناب او را نگه داشته بود ودر اين لحظه سکوت برايش چاره اي نماند جز آنکه فرياد بکشد
    خدايا کمکم کن
    نا گهان صداي پر طنيني که از آسمان شنيده مي شد جواب داد: از من چه مي خواهي؟
    اي خدا نجاتم بده!
    واقعا باور داري که من مي توانم تو را نجات دهم؟
    البته که باور دارم
    اگر باور داري طنابي را که به کمرت بسته است پاره کن
    يک لحظه سکوت...
    و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد.
    گروه نجات مي گويند که روز بعد يک کوهنورد يخ زده را مرده پيدا کردند بدنش از يک طناب آويزان بودو با دست هايش محکم طناب را گرفته بود....
    و او فقط يک متر از زمين فاصله داشت....
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.