1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

در اوج بد بودن ما خدا خوبي هايمان را ميبيند

شروع موضوع توسط arvia در ‏4 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    شايد پيش اومده باشه كه وقتي ميخوايد يه كاري خوبي بكنيد پيش خودتون ميگيد من رو سياه تر از اونيم كه بخوام اين كار رو بكنم يا اونقدر گناه كار هستم كه ديگه با اين چيزا نميتونم خودم رو گول بزنم اين قصه رو از تذكرة الاولياي عطار انتخاب كردم براي ياد آوري تو اون لحظات.
    روزي مردي عاشق زن زيبا رويي ميشه و در كار عشقش گره اي ميافته حالا نميدونم چه مشكلي شايد اون زن علاقه اي بهش نداشته . بهش ميگن كه در فلان جا جادوگري هست كه ميتونه مشكلت رو حل كنه. مرد ميره پيش جادوگر و ازش ميخواد چاره اي بيانديشه تا اون بتونه زن رو بدست بياره .
    جادوگر بهش ميگه بايد بري و چهل روز هيچ كار خيري انجام ندي ! يعني نماز نخوني ياد خدا نكني و هيچ نيت خيري هم به دلت راه ندي بعدش بياي اينجا تا من جادويي بكنم كه مشكلت حل بشه .
    مرد ميره و چهل روز به دستورات جادوگر عمل ميكنه و بعد از چهل روز برميگرده پيش جادوگر . جادوگر طلسم رو انجام ميده ولي اثر نميكنه . جادوگر ميگه حتماً از تو عمل خيري سر زده و گرنه من مطمئنم كه طلسمم اثر ميكنه .
    مرد ميگه من كارخيري نكردم به جز اينكه در راه كه ميومدم سنگي ديدم با پا به كناري زدم كه كسي به خاطر آن سنگ زمين نخوره.
    جادوگر ميگه واي برتو كه خدايي را از خودت مي رنجاني كه تو چهل روز از فرمانش سر باز ميزني و باز هم او كوچكترين عملت را ضايع نميگرداند!
    مرد به دست همان جادوگر توبه ميكنه


    خواستم بگم ...


    در اوج بدي هاي ما خدا كوچكترين عمل خوب ما را ميبينه و بي جواب نميزاره پس نگران اين نباشيم كه حالا كه فلان اشكال رو داريم ديگه اون يكي كار خيرهم انجامش بي فايده است . خدا تمام اعمال ما را اعم از خوب و بد ميبينه و كوچكترين ذره اي رو بي جواب نميزاره پس دست و دلتون براي كارهاي خوب نلرزه و اين كه مبادا كسي رو از انجام كار خيري منع كنيم به اين توجيه كه تو كه فلان اشكال رو داري مثلاً ديگه نماز خوندنت چيه يا فلان كارت ديگه چيه شايد خدا نماز اون آدم رو دوست داشته باشه قبول داشته باشه شما چي كاره ايد؟
    ديگه اينكه دلمون نياد به خاطر محبت يه آدم كه حتي ذره اي نسبت به ما احساس نداره خدايي رو كنار بزاريم كه هميشه حواسش بهمون هست تو اوج بد بودن ما حواسش به ما هست مواظبمونه و اعمال خيرمون رو در نظر ميگره بدون در نظر گرفتن تمام اشتباهات و بي وفايي هاي ما .
    و ديگه اينكه حالا كه خدا اينجوريه ما چقدر اين جوري هستيم يعني اگه يه كسي در حقمون نامردي كنه يه طوري كه دل ما بشكنه آيا انقدر مرد هستيم كه موقع قضاوت در مورد اون آدم يا اعمالش منصفانه حق رو به اون بديم يا اگه خيري ازش سرزد تحسينش كنيم اون كسي كه مقام خدايي داره همچين كاري ميكنه !!!
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.