1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

در واقع،این ماه بود....

شروع موضوع توسط arvia در ‏5 آگوست 2013 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    در سرزمین پروانه ها افسانه ای وجود دارد در مورد پروانه ای پیـر.
    یک شب وقتی که پروانه پیر هنوز بسیار جوان بود، با دوستانش پرواز می کرد.
    ناگهان سرش را بلند کرد و نوری سپید و شگفت آور را دید که از میان شاخه های درختی آویزان است.

    در واقع،این ماه بود.ولی چون تمام پـروانه ها سرگرم نور شمع و چراغ های خیـابان
    بودند و همیشه به دور آنها می گشتند،قهرمان با دوستانش هرگز ماه را ندیده بود.

    با دیدن این نور یک پیمان ناگهانی و محکم در او پیدا شد:من هرگز به دور هیچ نور دیگری به جز ماه چرخ نخواهم زد.

    پس هر شب،وقتی پـروانه ها از مکان های استراحت خود بیـرون می آمدند و
    به دنبالنور مناسب می گشتند،پروانه ما به سمت آسمان ها بال می گشود.

    ولی ماه،با این که نزدیک به نظـر می رسید،همیشه در ورای ظرفیت پروانه باقی می ماند.
    ولی او هرگز اجازه نمیداد که ناکامی اش براو چیره شود و در واقع،
    تـلاش های او هـر چنـد ناموفق چیــزی را بـرایش به ارمغـان می آورد.

    برای مدتی دوستان و خانواده و همسایگان و ساکنان سرزمین پروانه ها همگی او را مسخره و سرزنش می کردند.
    ولی همگی آنها با سوختن و خاکستر شدن در اطراف نورهای جزیی
    و در دستــرسی که انتخـاب کرده بـودند در مــرگ از او پیشیگرفتند.
    ولی پروانه پیر در زیر درخشش سپید و خنک معشوق در سن بسیار بالا از دنیا رفت.

    کتاب سرخ
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.